عنوان
بررسي اثر ميكرووزيكول هاي مشتق از پلاكت بر مقاومت دارويي سلول هاي ميلوئيدي HL60
نويسنده اصلي
قادري، حسني
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
ايمونولوژي
چكيده
چكيده مقدمه: لوسمي حاد ميلوئيد (Acute Myeloid Leukenia يا AML) يك بدخيمي هماتولوژيك است كه در برخي مواقع درمان آن، به دليل ايجاد مقاومت دارويي (Multile Drug Resistance يا MDR) با مشكل مواجه ميشود. مقاومت دارويي چندگانه، مكانيسمي است كه طي آن سلول هاي سرطاني در مقابل داروهاي شيمي درماني مقاومت نشان مي دهند. براي ايجاد مقاومت دارويي فرآيندهاي مختلفي وجود دارد كه يكي از آن ها افزايش ميزان خروج دارويي يا efflux سلولي مي باشد. علاوه بر اين بيان ژن مقاومت دارويي منجر به توليد بيش از حد يك نوع پروتئين به نام p- گليكوپروتئين (P-glycoprotein يا P-GP) بر سطح اين سلول ها شده كه با خارج سازي داروهاي ضد سرطاني و كاهش غلظت كشندگي آن ها در سلول باعث ايجاد مقاومت دارويي در اين سلول ها مي گردد. امروزه به نقش پلاكت ها در پيشرفت بيماري سرطان پي برده شده است. اين سلول ها در طي اين بيماري، فعال شده و ميكرووزيكول هاي غشاداري به نام (platelet-derived microvesicles PMV) توليد مي كنند. بنابر تحققات انجام شده، ميكرووزيكول هاي مشتق از سلول هاي مقاوم به داروهاي شيمي درماني، با انتقال ژن مقاومت دارويي به سلول هاي حساس و توليد P-GP در ايجاد مقاومت در سلول هاي حساس نقش دارند. بر اين اساس، در اين مطاله به نقش ميكرووزيكول هاي مشتق از پلاكت بر مقاومت دارويي سلول هاي ميلوئيدي رده ي HL60مي پردازيم. روش ها: سلول هي سرطاني لوسمي ميلوئيدي حاد (HL60)، با داروي وينكريستين مقاوم شدند. سپس ميزان سميت و مرگ سلولي با تست XTT، قبلو بعد از تجويز دوزهاي مختلف PMV مورد بررسي قرار گرفتو غلظت مناسب از PMV كه كمترين ميزان سميت را اشت براي تست هاي بعدي انتخاب شد. سپس اثر PMV بر مرگ سلولي، با اعمال غلظت هاي مختلف از وين كريستين در حضور و عدم حضور PMV، بررسي شد. بيان ژن MDR توسط تست PCR و Real Time، قبل و بعد از تجويز PMV اندازه گيري و ميزان PGP، مسير آپوپتوز و گيرنده ي دخيل در آن (Fas) و همچنين ميزان Uptake و Efflux قبل و بعد از اعمال PMV، با تكنيك فلوسايتومتري مورد بررسي قرار گرفت. يافته ها: نتايج نشان داد كه بعد از اعمال PMV ميزان زنده ماني سلولي در حضور وين كريستين افزايش مي يابد به طوري كه اين تفاوت با افزايش غلظت وين كريستين چشمگيرتر مي باشد (P<0.05). همچنين مشاهدات حاكي از اين بود كه ميزان بيان ژن MDR بعد از تجويز PMV به ميزان 1.2 برابر افزايش يافته است. در اين راستا بررسي داده هاي فلوسايتومتري نشان داد كه ميزان PGP نيز تفاوتي با گروه كنترل نداشته است. علاوه بر اين، نتايج فلوسايتومتري حاكي از اين بود كه ميزان آپوپتوز بعد از اعمال PMV كاهش يافته همچنين ميزان Fas كه گيرنده ي مسير خارجي آپوپتوز مي باشد؛ در گروه كنترل و مداخله تغييري نداشته است. با توجه به داده هاي فلوسايتومتري در زمينه Uptake و Efflux، ميزان Uptake هم قبل و بعد از تجويز PMV تفاوتي نداشته اما ميزان Efflux بعد از تجويز آن افزايش يافته است. نتيجه گيري: نتايج حاكي از اين است كه PMV با افزايش ميزان زنده ماني و كاهش آپوپتوز و در نهايت افزايش ميزان Efflux و خارج سازي دارو و كاهش غلظت كشندگي آن در سلول افزايش مقاومت دارويي سلول هاي مقاوم نقش داشته و با اين فرآيند سلول را از مرگ نجات داده و آن را مقاوم تر مي سازد اما بر ژن مقاومت دارويي يا MDR و پروتئين آن يا PGP بي تاثير مي باشد. بنابراين افزايش ميزان مقاومت ارويي با اعمال PMV از طريق افزايش بدون واسطه و مستقيم Efflux صورت گرفته و ژن و پروتئين مقاومت دارويي در ايجاد آن نقشي ندارند.
شماره ركورد
80945
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
ايمونولوژي
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشکي کردستان
استاد راهنما
علي جليلي