عنوان
تعيين فراواني مكونبوم غليظ و عوارض آن در زايمانهاي انجام شده در بيمارستان بعثت سنندج در نيمه اول سال 1382
نويسنده اصلي
ساساني ، ليلا
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان ,
رشته تحصيلي
پزشكي
چكيده
مقدمه : دفع مكونيوم در حين ليبر يا زايمان به عنوان يك ماركر از ديسترس جنين مورد شك مي باشد. اما دفع مكونيوم به عنوان يك ماركر از Prinatal Outcome نامناسب در نظر گرفته ميشود به ويژه در حضور هيپوكسي و آسفيكسي جنين يك فاكتور خطر محيطي محسوب مي شود. و مي تواند باعث پري ناتال مرتاليتي و مربيديتي گردد اين مطالعه با هدف تعيين شيوع مايع آمنيوتيك آغشته به مكونيوم و تعيين شيوع عوارض پري ناتال آن انجام شد. مواد و روشها: جامعه آماري شامل كليه زايمانهاي همراه با دفع مكونيوم طي دوره 5/3 ماهه در بيمارستان بعثت سنندج بود كه از ميان 1353 زايمان انجام شده در بيمارستان بعثت 149 مورد همراه با دفع مكونيوم طي زايمان يا ليبر بود. نوع مطالعه توصيفي بوده و داده هاي به دست آمده وارد محيط نرم افزاري SPSS win گرديده و با استفاده از اين نرم افزار فرمول آماري توصيفي و تحليلي انجام گرديد. نتايج : بر اساس نتايج اين مطالعه شيوع دفع مكونيوم طي ليبر يا زايمان 11 درصد مي باشد كه 7/8 درصد مكونيوم غليظ، 7/. درصد مكونيوم رقيق و 4/. درصد مكونيوم متوسط گزارش شده است . 3/83 درصد از زايمانهاي همراه باA.F آغشته به مكونيوم تحت C/S قرار گرفتند. كه 6/75 درصد از موارد فوق به علت ديده شدن مكونيوم غليظ در طي ليبر بوده است . در 8/73 درصد حاملگي هاي با مايع آمنيوتيك )A.F( آغشته به مكونيوم در طي ليبر ديسترس جنين به صورت سابژكنيو گزارش شده است . در حاليكه در 14 درصد الگوي غير طبيعي FHR وجود داشته است . 3/9 درصد از نوزادن با A.F آغشته به مكونيوم نياز به بستري در بخش نوزادان داشتند. 8/6 درصد از نوزادان آپگار <7 در بدو تولد داشتند. 6/4 درصد از نوزادان در بدو تولد ديسترس داشتند. شيوع Prinatal Mortality 7/. ميباشد. نتيجه گيري: بر اساس نتايج اين مطالعه شيوع انجام C/S در حاملگي هاي همراه با دفع مكونيوم بسيار زياد مي باشد و در حاليكه C/S اورژانسي براي بهبود Outcome نوزاد صورت مي گيرد. اثر محافظتي آن براي جلوگيري از عوارض پري ناتال در مقاسيه با مطالعات انجام شده فبلي محسوس نمي باشد. به نظر مي رسد در تشخيص ديسترس جنين و مكونيوم غليظover estimation نوزاد صورت مي گيرد. اثر محافظتي آن براي جلوگيري از عوارض پري ناتال در مقايسه با مطالعات انجام شده قبلي محسوس نمي باشد. به نظر مي رسد در تشخيص ديسترس جنين و مكونيوم غليظ over estimation صورت مي گيرد. كه بدليل نبود امكانات و تجهيزات لازم و كافي براي مانيتورينگ well- being جنين در حين ليبر و زايمان مي باشد. كلمات كليديMSAF : (مايع آمنيوتيك آغشته به مكونيوم ) F.Disterss (ديسترس جنين ) MAS (سندرم آسپيراسيون مكونيوم )
شماره ركورد
79304
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان ,
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشکي کردستان
استاد راهنما
ربابه محمدبيگي