• عنوان

    بررسي كيفي نقش هستي‌شناسي بر اميدواري مادران كودكان سرطاني: ارائه مدل مداخله‌اي

  • رشته تحصيلي
    مشاوره گرايش مشاورهي خانواده
  • تاريخ دفاع
    10/7/2019 12:00:00 AM
  • كليدواژه فارسي

    هستي شناسي , اميدواري , سبك هاي مقابله اي , سرطان

  • چكيده
    سرطان به عنوان يكي از اضطراب آورترين بيماري هاي قرن حاضر شناخته مي‌شود كه مي‌تواند آثار مخربي را بر روي بيماران و مراقبين آنها ايجاد كند. زماني كه اين بيماري بر پيكره كودك يك خانواده پديدار مي‌گردد مسلماً عوارض و آسيب هاي بيشتري را بر مراقبين آنها يعني والدين برجاي خواهد گذاشت به طوري كه تمامي ابعاد زندگي آنها اعم از روانشناختي، اجتماعي، مذهبي و معنوي و جسمي را تحت تأثير قرار مي‌دهد. به همين منظور هدف از پژوهش حاضر، بررسي كيفي نقش هستي شناسي بر اميدواري مادران كودكان سرطاني: ارائه مدل مداخله اي مي‌باشد. اين مطالعه از نوع آميخته و به صورت كيفي_كمي بود كه البته وزن اصلي اين پژوهش به روش كيفي مربوط مي‌شد. در روش كيفي براي جمع آوري اطلاعات از مصاحبه نيمه ساختار يافته بر روي 13 نفر از مادران داراي كودك سرطاني استفاده شد. اين مادران به روش نمونه گيري هدفمند انتخاب شده و نمونه گيري تا جايي ادامه پيدا كرد كه پاسخ هاي آنها به اصطلاح به حالت اشباع رسيد . براي تحليل داده ها در اين بخش، از نظريه زمينه اي و سه شيوه كدگذاري باز، محوري وانتخابي استفاده شد. در بخش كمي نيز با استفاده از مطالعه تك موردي بر روي 2 تن از مادران داراي كودك سرطاني و با روش نمونه گيري در دسترس انجام شده و براي ارزيابي الگوي مداخله اي طراحي شده بر اساس تحليل كيفي نقش هستي شناسي بر اميدواري مادران كودكان سرطاني، از مقياس اميدواري اسنايدر و سبك هاي مقابله اي لازاروس در طي مراحل خط پايه، درمان و پيگيري ، استفاده شد. براي تحليل داده ها در بخش كمي نيز از روش تحليل نموداري، شاخص تغيير پايدار ودرصد بهبودي استفاده شد. يافته ها در بخش كيفي نشان مي‌دهند كه ابعاد مختلفي از هستي شناسي مي‌تواند بر روي اميدواري مادران داراي كودك سرطاني نقش داشته باشد كه اين ابعاد شامل: بعد فردي( اصالت وجود، زندگي معنادار، فرارفتن از خود، تطبيق با دنيا و اميد فطري)، بعد معنوي-مذهبي( خداشناسي، تكوين نظام مند هستي ومعادشناسي) و بعد اجتماعي(حمايت اجتماعي) مي‌باشد.ودر نهايت مدل پاراديمي، براساس تحليل ابعاد هستي شناسي استخراج وطراحي شد. در بخش كمي نيز يافته ها حاكي از آن بود كه مداخله طراحي شده بر اساس تحليل كيفي نقش هستي شناسي تأثير معناداري بر افزايش اميدواري واستفاده از سبك مقابله اي مسئله مدار وكاهش استفاده از سبك مقابله اي هيجان مدار را به همراه داشته است. با توجه به يافته هاي پژوهش مي‌توان نتيجه گرفت كه داشتن نوعي نگرش و جهان بيني خاص در مادران داراي كودك سرطاني، مي‌تواند موجب افزايش سطح اميدواري آنها شود. به همين دليل مي‌توان براي گسترش اين نوع از جهان بيني در بين ديگر مادران داراي كودك سرطاني از شيوه آموزش و مداخله استفاده كرده و ميزان اميدواري واستفاده از شيوه هاي مقابله اي صحيح را در آنها افزايش داد.
  • شماره ركورد
    76676
  • دانشگاه
    دانشگاه اردکان
  • استاد راهنما
    رضاپور مير صالح ياسر Rezapour Mirsaleh Yaser