عنوان
بررسي تغييرات درصد پوشش گياهي درمنه دشتي در گراديان تغييرات محيطي (مطالعه موردي: دشت يزد- اردكان)
رشته تحصيلي
علوم و مهندسي مرتع گرايش مديريت مرتع
تاريخ دفاع
1/5/2019 12:00:00 AM
كليدواژه فارسي
درصد پوشش , شاخص هاي گياهي , تكنيك داده كاوي , آناليز مؤلفه اصلي , خوشه بندي
چكيده
مرتع يك اكوسيستم طبيعي است كه در برگيرنده منابع عظيمي از ذخاير ژنتيكي و تنوعي از گونههاي گياهي مي باشد كه همواره اين گوناگوني زيستي، متضمن پايداري مرتع در مقابل عوامل متغير محيطي بوده است. ارزيابي و پايش مراتع مناطق خشك يكي از موارد ضروري جهت مديريت اين مناطق تلقي مي¬گردد. گونه درمنه دشتي يكي از گونه¬هاي مهم مراتع استان يزد مي¬باشد كه از نظر حفاظت خاك و توليد علوفه دامي نقش بسزايي در مراتع استان دارد. لذا در اين پژوهش با به كارگيري تكنيك¬هاي داده¬كاوي به بررسي وضعيت پوشش گونه درمنه دشتي بر مبناي شاخص¬هاي گياهي، پارامترهاي ژئومورفومتري، اقليمي و خاكي پرداخته شد. در اين تحقيق از شش الگوريتم دادهكاوي نزديك¬ترين همسايه، شبكه عصبي مصنوعي، فرآيند گوسي، رگرسيون خطي، ماشين¬بردار پشتيبان و مدل درخت تصميم گيري m5 استفاده شده و به منظور تعيين پارامترهاي مؤثر از فرآيند وزن¬دهي پارامترهاي ورودي مدل استفاده گرديد. در بخش ديگر مطالعه به منظور شناسايي مهم¬ترين پارامترها در بررسي تغييرات درصد پوشش گياهي از آناليز مؤلفه اصلي استفاده و به منظور خوشه¬بندي مناطق برمبناي پارامترها از روش سلسله مراتبي استفاده شد. نتايج ارزيابي مدل¬ها نشان داد كه به طور كلي مدل¬هاي داده¬كاوي قادر به پيش¬بيني درصد پوشش گياهي با دقت نسبتاً بالايي مي¬باشند. نتايج اعمال الگوها بر روي مجموعه داده¬ها نشان داد كه براي شاخص¬هاي گياهي مدل نزديكترين همسايه (948/0R=)، پارامترهاي ژئومورفومتري مدل فرآيند گوسي (993/0R=)، پارامترهاي اقليمي درخت تصميم (717/0R=) و براي پارامترهاي خاك مدل فرآيند گوسي (998/0R=) بهترين عملكرد را در برآورد درصد پوشش گياهي داشتند. مقايسه نتايج نشان مي¬دهد كه مدل¬ها در دو مجموعه خاك و ژئومورفومتري از دقت بالاتري برخوردار بوده¬ كه در اين راستا نتايج حاصل از اعمال مؤلفه اصلي نيز نشان داد كه پارامترهاي اين دو عامل (مؤلفه اول سطح پايه آبراهه با 68 درصد و ارتفاع با 7/67 درصد و مؤلفه دوم سديم در عمق صفر تا 10 سانتي¬متر با 5/72 درصد) تأثير بيشتري در توجيه تغييرات درصد پوشش گياهي داشته است. نتايج وزن¬دهي كل پارامترها نيز نشان داد كه از بين شاخص¬هاي گياهي شاخص Simple Subtrraction Index ، از بين پارامترهاي ژئومورفومتري فاصله از آبراهه، سطح پايه آبراهه و ارتفاع، از بين پارامترهاي اقليمي رطوبت نسبي و از بين پارامترهاي خاك سديم داراي بيشترين تاثير در پيشبيني درصد پوشش گياهي بود. نتايج حاصل از خوشه¬بندي مناطق بر مبناي عوامل محيطي نيز با نتايج مورد انتظار مطابقت داشت و مناطق داراي درصد پوشش¬هاي متفاوت درمنه دشتي در يك خوشه و مناطقي كه در آن¬ها درصد پوشش درمنه دشتي صفر بودند در خوشه ديگر قرار گرفتند. به طور كلي نتايج، حاكي از دقت بالاي روش¬هاي داده¬كاوي در پيش¬بيني درصد پوشش گياهي و اثر¬گذاري بالاي عوامل محيطي و اقليمي در تعيين درصد پوشش گياهي مناطق ميباشد. لذا پيشنهاد مي¬گردد با تعيين دقيق¬تر عوامل مؤثر در درصد پوشش مناطق مختلف و به كارگيري تكنيك¬هاي نوين داده¬كاوي گامي مؤثر در جهت مديريت عرصه¬هاي مرتعي برداشته شود.
شماره ركورد
76221
دانشگاه
دانشگاه اردکان
استاد راهنما
صادقي نيا مجيد Sadeghinia Majid