عنوان
بررسي تطبيقي داستانهاي فريبا وفي و مارگارت النور آتوود با رويكرد نقد زن محور
نويسنده اصلي
كمالي نيا ،عليرضا
محل تحصيل
دانشگاه ولي عصر(عج) رفسنجان
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
نظريات متعددي پيرامون چگونگي قلمفرسايي زنان در اين زمينه مطرح گرديد و شرايط را براي پيدايش نقد فمينيستي فراهم آورد؛ نقد فمينيستي گستره وسيعي از نظرات و ديدگاهها را شامل ميشود، لكن اجمالاً ميتوان چنين ادعا كرد كه نقد فمينيستي نگرشي است منتقدانه به آثار ادبي با محوريت زنان كه خود شامل خرده نظريههايي از قبيل نقد وضعي زنان و مؤنثنگري ميشود. وجه اشتراك اين دو نظريه را بايد بررسي رويكرد زنانه غالب در آثار نويسندگان زن عنوان نمود.
نويسندگان زن فارغ از تفاوتهاي تاريخي، فرهنگي، ملي و جغرافيايي همواره با معضلات، دغدغهها و آرمانهاي مشابه رو به رو بودهاند، لذا در اغلب آثار خود كوشيدهاند تا به بازنمود كم و كيف قواعد و نظم مردانه حاكم بر جامعه بپردازند؛ نيز تشخصبخشي به آثار خود از طريق بهرهگيري از زبان، شيوه نگارش و محتواي زنانه موضوع مهمي است كه همواره مطمح نظر اين نويسندگان قرار داشته است، زنان نويسنده از اين رهگذر ميكوشند تا ضمن بر هم زدن نظام باورها و برساختههاي مردانه جامعه، اهداف، دغدغهها و تمايلات خود را به مخاطب ارائه كنند؛ ادبيات معاصر ايران و كانادا نيز از اين قاعده مستثني نيست و نويسندگان زن بسياري از اين دو ملت دست به نگارش آثار ادبي زنانه زدهاند كه از اين ميان ميتوان به داستانهاي فريبا وفي و مارگارت آتوود اشاره كرد. پژوهش حاضر با مبنا قرار دادن بايستههاي ادبيات تطبيقي و با كاربست نقد زنمحور به بررسي چهار رمان از اين دو نويسنده برآمده از خاستگاه جغرافيايي و فرهنگي متفاوت ميپردازد تا از اين رهگذر وجوه اشتراك و افتراق شيوه نگارش، انگارههاي ذهني و دلمشغوليهاي آنان را نمايان سازد.
شماره ركورد
57588
دانشگاه
دانشگاه وليعصر رفسنجان
استاد مشاور
حميد جعفري قريه علي -روح الله روزبه
رشته تحصيلي
زبان و ادبيات فارسي
استاد راهنما
جليل شاكري