عنوان
تعامل تكانههاي قيمتي نفتخام و بخش پولي اقتصاد ايران با تأكيد بر منبع ايجاد تكانه (رهيافت SFAVAR)
نويسنده اصلي
منظري توكلي ،زهرا
محل تحصيل
دانشگاه ولي عصر(عج) رفسنجان
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
مطالعهي پيشرو، پژوهشي كاربردي است كه به بررسي تعاملات تكانههاي قيمتي نفتخام و بخش پولي اقتصاد ايران با استفاده از دادههاي فصلي سالهاي 1397-1367 ميپردازد. از آنجا كه تكانههاي قيمتي نفتخام يكي از دلايل اصلي وقوع اكثر بحرانهاي اقتصادي ميان كـشورهاي واردكننـده و صـادركننده نفتخام ميباشند، از اينرو بررسـي آثـار تكانـههـاي قيمـت نفتخام بـر اقتـصاد كـشورها ضروري مينمايد. همچنين اتخاذ يك سياست پولي صحيح و كارا، ميتواند در كاهش نوسانات منفي چنين تكانههايي، نقش قابل ملاحظهاي داشته باشد. در ادامه نيز به بررسي اثرات تحريمها از جمله تحريمهاي نفتي بر اقتصاد كشور پرداخته و مشاهده گرديد كه منابع طبيعي همانند چاقوي دولبهاي عمل ميكنند كه ميتواند به عنوان اهرم فشار از جانب كشـور تحـريمكننده و تحريمشونده نگريسته شود. اين مسأله در مورد كشوري با ظرفيت بـالاي هيـدروكربني از جمله كشور ايران، مصداق بيشتري پيدا ميكند. وابسـتگي ايـران بـه درآمـدهاي ارزي ناشي از صادرات نفت و نيز وابستگي تكنولوژيكي بـه فناوريهاي نوين شركتهاي بينالمللي خارجي در اكتشـاف، توسـعه و توليد ميادين كشور موجب شده تا تحريمها بخش نفت و گاز را به عنوان نقطه آسيبپذير و حساس اقتصاد ايران در نظر گيرند. در اين مطالعه، مطابق با رويكرد كيليان (2009)، تكانههاي سمت عرضه و تقاضاي بازار جهاني نفتخام تفكيك و شناسايي گرديده و نخست از شاخص محاسباتي كيليان (به عنوان نمادي از فعاليتهاي اقتصاد جهاني)، جهت بررسي تكانههاي اصلي بازار جهاني نفتخام استفاده شده و سپس جهت آناليز حساسيت و از آنجا كه اقتصاد كشور چين، اقتصاد اثرگذارتري بر اقتصاد ايران است و همچنين كشور چين از بزرگترين مشتريان نفتخام ايران محسوب ميشود و داراي روابط تجاري گستردهاي با كشور ايران است، لذا با استفاده از توليد ناخالص داخلي (GDP) كشور چين، به وسيله يك مدل عاملي پويا كه برخلاف مدلهاي خودرگرسيون برداري با محدوديت ورود متغير و كاهش درجه آزادي مواجه نيست (با روش بيزين)، به بررسي اثرات تكانههاي قيمتي نفتخام بر متغيرهاي بخش پولي اقتصاد ايران پرداخته شده است. در تصريح مدل SFAVAR هم متغيرهاي جهاني نفتخام و هم متغيرهاي پولي داخلي مورد بررسي قرار گرفتهاند. نتايج پژوهش حاكي از آن است كه تكانههاي قيمتي نفتخام داراي آثار يكساني بر متغيرهاي بخش پولي اقتصاد ايران بوده است و بانك مركزي رفتار مشابهي در مواجه با تكانههاي مختلف قيمتي نفتخام از خود نشان داده است زيرا بخش پولي در اقتصاد ايران به صورت دستوري اداره ميشود و بانك مركزي در دورههاي مختلف نتوانسته است استقلال خود را از بخش دولتي حفظ نمايد.
شماره ركورد
57232
دانشگاه
دانشگاه وليعصر رفسنجان
استاد مشاور
داود محمودي نيا
رشته تحصيلي
علوم اقتصادي، گرايش برنامهريزي سيستمهاي اقتصادي
استاد راهنما
عباس معما زاده