عنوان
بررسي هويت در رمان ساق البامبو
نويسنده اصلي
رمشكي ،ليلا
محل تحصيل
دانشگاه ولي عصر(عج) رفسنجان
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
هويتيابي، لازمۀ زندگي هر انساني است. بدون وجود چارچوبهايي براي تشخيص هويت، انسانها قادر به ايجاد ارتباط معنادار با يكديگر نيستند. مسئلۀ هويت، يكي از بحث برانگيزترين مسائل جامعه است.
ادبيات و هنر، بهويژه ادبيات داستاني، تحت تأثير جامعه بهوجود ميآيند و معضلات در خلق اين آثار نقش پررنگي دارند. يكي از موضوعات مهم ادبيات داستاني، هويت است. رمان «ساق البامبو»، اثر سعودالسنعوسي، نويسندۀ نامدار كويتي، را ميتوان جزو آن دسته از آثاري به حساب آورد كه به مسئلۀ هويت توجه ويژه داشته است. نويسنده در اين اثر، در پي يافتن پاسخي است كه به پرسش «من كيستم؟» پاسخ دهد. اين پژوهش سعي كرده است مسئلۀ هويت را در ابعاد اجتماعي، ديني، ملي، قومي و فردي بررسي كند. به گواهي اين نوشتار رمان ساق البامبو، نمايانگر وضعيت مهاجراني است كه عمدتاً از كشورهاي آسياي شرقي به كشورهاي حوزۀ خليج فارس ميآيند و بهدنبال اين مهاجرت، مسائل و مشكلاتي دامنگير آنها ميشود؛ مسائل و مشكلات فراواني كه هويت انساني اين مهاجران را نشانه گرفته و بهنظر ميرسد قابل حل و جبران نيستند. همچنين نويسنده در خلال داستان، تاثير استعمار و بهدنبال آن فقر، بر روي فيليپين و مردمش را به تصوير كشيده و معضلات حاكم بر باورهاي مردم كويت را نيز نشان داده است. تعصب قومي، خودبرتربينيِ نژادي و تاكيد فراوان به حد و مرزهاي قبيلهاي، اين جامعه را دچار بحران كرده و گروهي را موسوم به «بدون»، از حق مسلم شهروندي محروم كرده است. خانوادۀ طاروف، شبكههاي ضخيم و ناگسستنيِ چنين باورهايي را در داستان به نمايش ميگذارد
شماره ركورد
55007
دانشگاه
دانشگاه وليعصر رفسنجان
استاد مشاور
نرگس باقري
رشته تحصيلي
زبان و ادبيات عرب
استاد راهنما
علي اكبر ملايي