عنوان
روايت شناسي داستان هاي درونه اي مولوي
نويسنده اصلي
كنعاني جزي ،محسن
محل تحصيل
دانشگاه ولي عصر (عج)
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
جلالالدين محمد بلخي معروف به مولوي و مولانا و رومي از مشهورترين شاعرانِ ايرانيِ پارسيگوي است و مثنوي بزرگترين اثر عرفاني منظوم فارسي ميباشد. تكرار داستانها و بر آمدن يك داستان از دل داستان ديگر طرحي است كه مثنوي بر اساس آن بنا شده و يكي از مهمترين ويژگيهاي متمايز كنندهي آن از ساير متون نيز همين است. روايتهايي كه در دلِ روايتِ ديگر ميآيند، غالبا با قصهي اصلي تناسبات اساسي دارند و از مضموني يكسان برخوردارند و يكي از كاربردهاي اين روش، جنبهي تفسيريِ آن است؛ چراكه قصهي درونهاي به شرحِ قصهي اصلي يا بخشي از آن ميپردازد. باتوجه به اهميت داستان در داستانهايِ مثنوي مولوي، نگارنده برآن شد تا شيوه هاي پردازش داستان هاي درونه اي مثنوي را بررسي و رابطهي آنها با داستان اصلي و خصوصاً نقشي كه اين داستان هاي فرعي در رابطه با داستان اصلي دارند، تبيين كند. نتايجِ اين پژوهش نشان ميدهد كه در مثنوي دو نوع داستانِ درونهايِ اصلي و فرعي وجود دارد. داستانهايِ درونهايِ اصلي شاملِ: شخصيتپردازي، ابزارِ تأييد و تقويت نظر و عقيدهيِ شخصيتها، برجستهسازيِ كنشِ شخصيتها و حقيقت مانندي. داستانهاي درونهايِ فرعي: تمثيل برايِ موضوعِ موردِ تفسيرِ راوي و فراروايت ( توضيحِ راوي در موردِ احوال روحي و شيوهي روايتگريِ خود ) را در بر ميگيرد.
شماره ركورد
50849
دانشگاه
دانشگاه وليعصر رفسنجان
استاد مشاور
جليل شاكري
رشته تحصيلي
زبان و ادبيات فارسي
استاد راهنما
محسن پورمختار