• عنوان

    تاثير سن و تعداد دفعات جفت‌گيري قبلي نر در ميزان باروري ماده‌ها و رشد و نمو نتاج در كفشدوزك Cheilomenes sexmaculata Fabricius (Col.: Coccinellidae)

  • نويسنده اصلي

    ميرحسيني ،محمدعلي

  • محل تحصيل
    دانشگاه ولي عص
  • مقطع تحصيلي
    لرشد
  • چكيده
    تاثير سن و تعداد دفعات قبلي جفت‌گيري جنس نر بر ميزان باروري و زادآوري‌ ماده‌هاي باكره هم‌سن (10 روزه) و هم‌چنين رشد و نمو نتاج آن‌ها در كفشدوزك شكارگر Cheilomenes sexmaculata Fabricius در شرايط آزمايشگاهي (دماي 1±5/27 درجه سلسيوس، رطوبت نسبي 60-50 درصد و دوره روشنايي 16 ساعت در شبانه روز) مورد بررسي قرار گرفت. طبق نتايج، پارامترهايي از قبيل مدت زمان جفت‌گيري، تعداد تخم گذاشته شده به ازاي هر ماده، درصد تفريخ تخم، دوره رشد و نمو كل مراحل نابالغ و هم‌چنين وزن نتاج تحت تاثير سن نر (5، 15 و 30 روزه) قرار گرفت. كوتاه‌ترين مدت زمان جفت‌گيري با 7/130 دقيقه مربوط به نرهاي 5 روزه بود ولي بالاترين ميزان تخم‌ريزي و درصد تفريخ تخم (به ترتيب 64/348 تخم و 29/89 درصد) با اختلاف معني داري مربوط به ماده‌هاي جفت شده با نرهاي 30 روزه بود. كوتاه‌ترين طول دوره رشدي مراحل نابالغ با 51/10 روز و سنگين وزن‌ترين نتاج (06/8 ميلي‌گرم براي نرها و 11 ميلي‌گرم براي ماده‌ها) مربوط به نتاجي با پدر 30 روزه بود. در آزمايش تاثير تاريخچه جفت‌گيري جنس نر نيز مشخص شد كه مشخصه‌هايي نظير تاخير در شروع جفت‌گيري، درصد تفريخ تخم، طول دروه رشد و نمو مراحل نابالغ، درصد مرگ و مير كل و وزن نتاج ماده تحت تاثير تيمارها (نرهاي هم‌سن 13 روزه باكره، يك، 5 و 10 بار جفت‌گيري كرده) قرار مي‌گيرند. طبق نتايج، بيشترين زمان تاخير در شروع جفت‌گيري (4/3 دقيقه) و كمترين درصد تفريخ تخم (1/70 درصد) متعلق به نرهايي با بيشترين تجربه آميزش قبلي بود. كمترين زنده ماني نتاج (33/73 درصد) مربوط به نرهاي 5 بار جفت‌گيري كرده و سبك وزن‌ترين نتاج ماده (84/9 ميلي‌گرم) مربوط به پدرهايي بود كه قبل از شروع آزمايش 10 بار تجربه جفت‌گيري داشتند. به نظر مي‌رسد، افزايش سن در نرهاي باكره (به‌عنوان فاكتور افزاينده) و تعداد جفت‌گيري‌هاي قبلي نر (به عنوان فاكتور كاهنده) نه تنها موجب تغيير در باروري و زاداوري ماده‌ها مي‌شوند، بلكه بر روي سرعت رشد و نمو و ميزان مرگ و مير در نتاج نيز موثرند. هم‌چنين دو آزمايش تاثير دما (20، 24، 28 و 30 درجه سلسيوس) و جيره‌ غذايي (تخم پروانه آرد، شته جاليز و پسيل معمولي پسته) بر بيولوژي و پارامترهاي جدول زندگي اين شكارگر نيز مورد مطالعه قرار گرفت. نتايج آزمايش تاثير جيره غذايي نشان داد كه بيشترين تخم‌ريزي و كوتاه‌ترين دوره رشدي مربوط به كفشدوزك هاي پرورش يافته بر روي شته جاليز بود. اگرچه دوره رشد و نمو اين كفشدوزك بر روي تخم پروانه آرد نسبت به پسيل معمولي پسته كوتاه‌تر بود، ولي كمترين تخم‌ريزي بالغين مربوط به جيره تخم پروانه آرد بود. همچنين آزمايش تاثير دما مشخص كرد كه اين كفشدوزك با تغذيه از تخم پروانه آرد، در دماي 28 درجه سلسيوس داراي دوره رشد و نمو كوتاه‌تر (نسبت به دماهاي 20 و 24 درجه) و ميزان مرگ و مير كمتر (نسبت به دماي 32 درجه) مي‌باشد.
  • شماره ركورد
    48052
  • دانشگاه
    دانشگاه وليعصر رفسنجان
  • استاد مشاور
    جان پاول ميچاد
  • رشته تحصيلي
    گياهپزشكي.حشره شناسي
  • استاد راهنما
    محمدامين جلالي