• عنوان

    بررسي نتايج درماني و عوامل موثر بر ميزان بقاي كودكان مبتلا به لوكمي حاد در استان گيلان (سال 90-1397)

  • محل تحصيل
    رشت
  • چكيده
    زمينه وهدف: لوكمي شايع¬ترين بدخيمي در اطفال است. با وجود پيشرفت¬هاي گسترده در زمينه تشخيص و درمان اين بيماري و افزايش بقاي بيماران در دهه¬هاي اخير، انتخاب رژيم درماني ارجح در موارد عود همچنان يك چالش مي¬باشد. اولين اقدام براي رسيدن به اين مهم، شناخت ماهيت بيماري و عوامل موثر در عود و بقاي بيماران است؛ لذا اين پژوهش با هدف بررسي نتايج درماني و شناخت عوامل موثر بر ميزان بقاي كودكان مبتلا به لوكمي حاد در استان گيلان طراحي شد. مواد وروش¬ها: دراين مطالعه هم گروهي گذشته¬نگر 147 نفر از كودكان مبتلا به يكي از انواع لوكمي حاد (AML, ALL) صفر تا 16 ساله هستند كه در سال¬هاي 1390 تا 1397 تشخيص و جهت درمان به بيمارستان 17 شهريور رشت مراجعه و با تشخيص بيماري مذكور داراي پرونده بودند به بررسي وارد شدند. تشخيص قطعي بيماري با استفاده از نتايج بررسي مغزاستخوان و فلوسيتومتري بود. اطلاعات بيماران شامل سن، جنس، نوع لوكمي، ايمونوفنوتايپ لوكمي، سايتوژنتيك، CBC اوليه، LDH، توده در مدياستن، هپاتومگالي، اسپلنومگالي، درگيري سيستم اعصاب مركزي، عود، تعداد دفعات عود، محل عود و مدت زمان عود از پرونده¬هاي موجود دربخش بايگاني بيمارستان جمع¬آوري و در فرم اطلاعاتي ثبت شد و در نرم¬افزار SPSS ويرايش 25 تجزيه و تحليل شد. يافته¬ها: كودكان مورد مطالعه در دامنه سني صفر تا شانزده سال با ميانگين 07/6 و انحراف معيار 78/3 سال قرار داشتند. غالب كودكان كمتر مساوي 10 سال سن داشتند. (%2/83) اغلب افراد مورد مطالعه را پسران تشكيل دادند (4/54 درصد). نوع لوكمي در اغلب افراد از نوع ALL گزارش شد. (4/88 درصد) فراواني اسپلنومگالي، هپاتومگالي، درگيري اوليه سيستم اعصاب مركزي و توده در مدياستن در كودكان مبتلا به لوكمي حاد در جامعه مورد مطالعه 4/22 درصد، 9/12 درصد، 7/0 درصد و 7/2 درصد گزارش شد. نزديك به يك دهم بيماران دچار يك بار عود و 4 درصد دچار دوبار عود شدند. زمان عود در 1/6 درصد مواد بسيار زودهنگام و در 1/6 درصد ديرهنگام گزارش شد. فراوان¬ترين محل بيماري B.M با 5/9 درصد بود. در پژوهش حاضر ميزان بقاي بدون پيشامد، كلي، 5 ساله و 3 ساله، به ترتيب %5/75، 81%، %4/85 و %6/86 گزارش شد. ميزان بقاي (بقاي سه ساله، پنج ساله، كلي، بدون پيشامد) كودكان مبتلا به لوكمي حاد از نوع AML به ميزان معناداري پايين¬تر از سايرين بود. ميانگين سني كودكان داراي بقاي بدون پيشامد به ميزان معناداري از سايرين كمتر است. هم¬چنين بقاي 5 ساله با هموگلوبين اوليه و گلبول سفيد اوليه رابطه معناداري وجود داشت؛ بدين‌ترتيب كه سطح هموگلوبين در كودكان فوت شده به ميزان معناداري بالاتر و ميزان گلبول¬هاي سفيد و LDH كمتر بود. بقاي كلي بيماران با ابمونوفنوتبپ ALL ارتباط معناداري داشت به طوري كه بقاي كلي بيماران با ايمونوفنوتيپ Tcell كمتر گزارش شد. بحث و نتيجه‌گيري: براساس نتايج به دست آمده از پژوهش مي¬توان گفت ميزان بقاي بدون پيشامد، كلي، 5 ساله و 3 ساله، بالاتر از اغلب مقادير گزارش شده در سايرمتون است و با سن، نوع لوكمي، ايمونوفنوتيپ ALL، هموگلوبين اوليه و گلبول سفيد اوليه وLDH مرتبط است. كليدواژه: لوكمي، بقا، كودكان، ريسك‌ فاكتور
  • شماره ركورد
    3682
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان