عنوان
بررسي ارتباط وضعيت گلايسميك با شدت و ميزان مورتاليتي در بيماران با مسموميت ارگانوفسفره
محل تحصيل
رشت
چكيده
: مسموميت سموم ارگانوفسفره از اورژانس¬هاي نسبتا شايع پزشكي است. تعيين شدت بيماري و فاكتورهايي موثر بر پيامد بيماري از قدم هاي اصلي مديريت اين بيماران است. در اين مطالعه قصد داريم تا ارتباط بين وضعيت گلايسميك بيماران را با شدت و پيامد بيماري در بيماران مسموميت ارگانوفسفره بررسي كنيم.
روش اجرا: اين مطالعه تحليلي-مقطعي در فاصله سال¬هاي 1398-1399 انجام شد. 128 بيمار بالاي 18 سال با مسموميت ارگانوفسفره وارد مطالعه شدند. اطلاعات دموگرافيك، نحوه و راه مسموميت (خوراكي/ استنشاقي و خودكشي/ تصادفي)، نمره POP scale جهت شدت بيماري، دوز اتروپين مصرفي، نياز به ونتيلاتور، نياز به پراليدوكسيم، مدت زمان بستري و آزمايشات كبد، كليه، CBC و قند خون بدو ورود جهت آناليز ثبت شد. بيماران از نظر وضعيت گلايسميك به سه گروه هايپوگلايسميك (قند خون<70)، يوگلايسميك(قند خون 140-70) وهايپرگلايسميك (قند خون>140 ) تقسيم شدند.
يافته¬ها: 128بيمار(105 مرد و 23 زن) با ميانگين سني 92/43 سال در مطالعه حضور داشتند. ميانگين قندخون و نمره POP scale بيماران به¬ترتيب mg/dl 07/141 و 34/1 بود و تفاوتي دراين زمينه بين مردان وزنان وجود نداشت (05/0<p). اكثرمسوميت¬ها به¬صورت تصادفي واستنشاقي رخ داده بود (به ترتيب 4/66% و 28/63% موارد). ارتباط معناداري بين وضعيت گلايسميك باجنسيت،سن،نحوه وراه ياروش مسموميت،سابقه مصرف دارو/مواد وشغل بيماران وجودنداشت (05/0<p). اما در افراد هايپرگلايسميك، شدت بيماري (POPscale)، دوز آتروپين مصرفي، تعداد روزهاي بستري، احتمال نياز به ونتيلاتور و پراليدوكسيم به مقدار قابل توجهي بيشتر از افراد يوگلايسميك بود (05/0<p). هم¬چنين قندخون در بيماران با نتيجه CBC يا تست¬هاي كبدي مختل به مقدار قابل توجهي بيشتر از افراد با آزمايشات نرمال بود (05/0<p).
نتيجه¬گيري: قندخون رندوم در هنگام پذيرش بيماران مسموميت ارگانوفسفره ابزاري ساده و ارزان است كه پيش¬بيني كننده مهمي از شدت بيماري و نياز به مراقبت¬هاي جدي تر مي¬باشد.
شماره ركورد
3657
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان