• عنوان

    بررسي تأثير دونپزيل بر نقص شناختي كاركردي¬هاي اجرايي پايدار در بيماران با آسيب مغزي تروماتيك

  • محل تحصيل
    رشت
  • چكيده
    زمينه و هدف: از طرفي باتوجه به هتروژن بودن آسيب مغزي تروماتيك، نياز فوري براي شناسايي فاكتورهاي پيش¬بيني كننده اثربخشي درماني وجود دارد كه ضرورت انجام يك پژوهش در اين راستا را مطالبه مي¬كند، از اين رو در اين مطالعه به بررسي تأثير دونپزيل بر نقص شناختي كاركردي¬هاي اجرايي پايدار در بيماران با آسيب مغزي تروماتيك پرداخته شد. مواد و روش¬ها: در اين مطالعه 17 بيمار آسيب مغزي تروماتيك خفيف، متوسط و شديد با ضايعات فوكال يا مولتي فوكال و DAI يك¬طرفه يا دوطرفه كه نقص شناختي بعد از آسيب مغزي تروماتيك داشتند وارد مطالعه شدند. قبل از مداخله سطح شناختي بيماران با استفاده از نسخه فارسي MMSE توسط پزشك تعيين شد. فرم ديجيتال آزمايش كاركردهاي اجرايي Signal-Stop براي بررسي كنترل مهاري و كاركرد اجرايي و سرعت پردازش اطلاعات استفاده گرديد. در اين آزمايش زمان پاسخ و صحت پاسخ اندازه¬گيري مي¬شد. آزمون¬هاي ديجيتال سنجش ابعاد شناختي و سرعت پردازش اطلاعات و كاركرد اجرايي از قبيل Tower of London test (TLT)، Cambridge gambling test (CGT)، continues performance test (CPT) آزمون فعاليت¬هاي روزمره زندگي lawton (IADL) هم درمعاينات خط پايه هم در پايان آخرين جلسه درمان انجام مي¬شدند. پس از انجام معاينات خط پايه و ثبت نتايج آن¬ها دارو براي هفته اول mg 5 روزانه، و در ادامه mg 10 روزانه براي 4 هفته تجويز مي¬شد. بعد از جمع¬آوري داده¬ها اطلاعات وارد نرم¬افزار SPSS نسخه 22 گرديد. سطح معني¬داري 05/0P-value < درنظر گرفته شد. نتايج: جمعيت مورد بررسي ما شامل 17 بيمار با ميانگين سني 29/42 سال و ميانگين نمره MMSE 11/20 بودند كه از اين تعداد 2 نفر ريزش داشته و 15 نفر مورد پيگيري قرار گرفتند. 12 نفر (6/70 درصد) از بيماران مورد مطالعه مرد و 5 نفر (4/29 درصد) زن بودند. بررسي داده¬ها نشان داد كه دونپزيل منجر به افزايش معني¬دار ميانگين نمره ADL از (91/7±66/14) به (62/8±33/18) شد (001/0P<)، افزايش معني¬دار نمره TLT از (57/6±33/26) به (91/3±93/28) (027/0P=)، افزايش معني¬دار نمره آزمايش CPT از (28/9±86/128) به (93/7±66/133) (002/0P=) و همچنين منجر به كاهش معني¬دار تعداد خطا در آزمايش Signal-Stop از (85/2±00/8) به (98/2±80/6) شد (039/0P=). اما دونپزيل منجر به كاهش معني¬دار زمان واكنش در آزمايش CPT از (10/55±93/682) به (82/90±06/664) (250/0P=) و تعداد خطا در آزمايش CGT از (94/1±066/8) به (06/1±46/8) (546/0P=) و زمان واكنش در آزمايش Signal-Stop از (41/436±66/1140) به (23/351±00/1012) نشد (089/0P=). هچنين نتوانست منجر به افزايش معني¬دار نمره ريسك¬پذيري در آزمايش CGT شود از (69/20±46/35) به (57/45±33/45) (296/0P=). نتايج آناليز رگرسيون لوجستيك چندگانه به روش بك وارد نشان نشان كه نمره MMSE در خط پايه اولين پيش¬بيني كننده قوي پاسخ مثبت به درمان دونپزيل در بيماران TBI با نقص كاركرد اجرايي پايدار مي¬باشد. به عبارتي هرچه عملكرد بيماران در اجراي اين آزمون در هنگام خط پايه قوي¬تر باشد شانس اثرگذاري دونپزيل در ايجاد بهبود معني¬دار نقص كاركرد اجرايي تقريباً 3 برابر افزايش مي¬يابد. همچنين شدت ضايعه بيشتر شانس ايجاد بهبود قابل قبول ناشي از دونپزيل در بيماران را تا 65/2 برابر كاهش مي¬دهد و سنين پايين¬تر شانس بهبود نقص كركرد اجرايي بعد از اتمام دوره درمان با دونپزيل در بيماران مورد مطالعه تا 1/18 برابر كاهش مي¬دهد. نتيجه¬گيري: مطالعه حاضر نشان داد كه مصرف دونپزيل به مدت چهار هفته در بيماران TBI مبتلا به نقص كاركرد اجرايي باعث افزايش شاخص در بعضي از متغيرهاي مربوط به اين نواقص مي¬شود. به نظر مي¬رسد شروع مصرف اين دارو بعد از TBI در بيماران بويژه بيماران با نمره MMSE بالا در خط پايه، سن بالا و شدت ضايعات مغزي خفيف اثرات مثبت بيشتري داشته باشد.
  • شماره ركورد
    3565
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان