عنوان
بررسي تاثير آروماتراپي با اسانس اسطوخدوس بر خستگي بيماران تحت درمان با همودياليز مراجعه كننده به مراكزهمودياليز رشت
محل تحصيل
رشت
چكيده
مقدمه: همودياليز، يكي از روش هاي درماني اصلي ESRD است. شايع ترين عارضه در بيماران تحت همودياليز، خستگي مي باشد. يكي از روش هاي ايمن و كم هزينه جهت كنترل خستگي، رايحه درماني است.
هدف: هدف اين مطالعه، تعيين تاثير آروماتراپي با اسانس اسطوخدوس بر خستگي بيماران تحت درمان با همودياليز مراجعه كننده به مراكزهمودياليز رشت انجام گرفته است.
مواد و روش ها: اين مطالعه، نيمه تجربي مي باشد كه بر روي 62 بيمار تحت همودياليز انجام شد. بيماران، به طور تصادفي در دو گروه مداخله و دارونما قرار گرفتند. در ابتدا، داده ها با استفاده از پرسشنامه دو قسمتي شامل اطلاعات پايه و مقياس PFSجمع آوري شدند. رايحه درماني در گروه مداخله، با دو قطره اسانس اسطوخدوس و در گروه دارونما با دو قطره روغن بادام شيرين در فاصله 20 سانتي متري از بيني و به مدت 2 دقيقه انجام شد. اين مداخلات در هر دو گروه در نيمساعت آخر هر جلسه همودياليز به مدت سه بار در هفته و در مجموع تا 12 بار در طول يك ماه انجام شد. قبل و بعد از مداخله، نمرات خستگي در ابعاد مختلف (عاطفي، رفتاري، حسي و خلقي) و وضعيت خستگي بيماران اندازه گيري و ثبت شد. جهت آناليز داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 24 و آزمون هاي تي مستقل، كاي اسكوئر، اندازه گيري مكرر آنوا، فريدمن، من ويتني يو، بونفروني، ضريب همبستگي پيرسون و رگرسيون استفاده شد. سطح معني داري كمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
نتايج: در اين مطالعه، نمرات خستگي در ابعاد رفتاري، عاطفي، خلقي و وضعيت خستگي (متوسط) بين دو گروه دارونما و مداخله در قبل از شروع مطالعه يكسان بود. در گروه دارونما، نمرات خستگي در ابعاد مختلف (عاطفي، رفتاري، حسي و خلقي) از قبل از شروع مطالعه تا پايان مطالعه يك روند ثابت و بدون تغييري بوده است اما درگروه مداخله، اين نمرات كاهش معني داري در پايان مطالعه نسبت به قبل از شروع مطالعه داشته است (05/0 P <). از ميان متغيرهاي مختلف، فقط مدت زمان دياليز ارتباط معكوس معني داري بر كاهش تغييرات نمره خستگي داشت (90/1 , r = 027/0 P =). وضعيت خستگي در گروه دارونما (متوسط) يك روند ثابت از قبل از شروع مطالعه تا زمان اتمام مطالعه در پيگيري چهارم داشته است اما در گروه مداخله وضعيت خستگي در زمان اتمام مطالعه در پيگيري چهارم (خفيف) نسبت به قبل از شروع مطالعه (متوسط) كاهش معني داري يافت (001/0 P <). همچنين، با افزايش مصرف روزانه هر يك ليوان شير، با افزايش هر يك ساعت مدت جلسه دياليز، با افزايش يك سطح از وضعيت خستگي قبل از شروع مطالعه، شانس افزايش وضعيت خستگي در پايان مطالعه به ترتيب، 13/0 (99/1r =.)، 27/9 (22/2r =.) و 61/16 (81/2r =.) برابر شد.
نتيجه گيري: نتايج، نشانگر تاثير كاهنده اسطوخدوس بر نمرات خستگي بيماران در ابعاد مختلف (عاطفي، رفتاري، حسي و خلقي) و وضعيت خستگي بيماران همودياليز مي باشند. لذا، كاربرد اين روش، به عنوان يك مداخله درماني مكمل مي تواند براي بيماران همودياليزي مفيد باشد.
كليد واژه ها: دياليز كليوي، رايحه درماني، خستگي، روغن اسطوخدوس
شماره ركورد
3541
دانشگاه
علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني شهيد بهشتي