عنوان
مقايسه توموگرافي كامپيوتري با دسته اشعه مخروطي (CBCT) بعد از اعمال تغييرات دامنه ي سايه هاي خاكستري با راديوگرافي پري اپيكال ديجيتال موازي در بررسي سطوح حد فاصل بين استخوان و ايمپلنت
محل تحصيل
رشت
چكيده
مقدمه: استئواينتگريشن به عنوان يكي از معيار هاي موفقيت جاي گذاري ايمپلنت در استخوان بوده و تشخيص آن وابسته به دقت تكنيك راديوگرافي است. راديوگرافي پري اپيكال ديجيتال (DPA) متداول ترين نوع راديوگرافي مورد استفاده دراين بررسي است ؛ با اين وجود به علت محدوديت در عدم توانايي به تصوير كشيدن بعد سوم اجسام ، تجويزتوموگرافي كامپيوتري با دسته اشعه مخروطي (CBCT) مورد توجه قرارگرفته است. آرتيفكت فلزي بزرگترين عاملي است كه روي دقت تشخيص اين متد تاثير گذار بوده، از اين رو بر آن شديم كه تأثير به كار گيري تغييرات دامنهي سايههاي خاكستري را در تصاوير CBCT در ارزيابي اينترفيس بين ايمپلنت و استخوان اطراف آن در مقايسه با پري اپيكال ديجيتال را مورد ارزيابي قراردهيم.
روش اجرا : در اين مطالعه ي آزمايشگاهي، ايمپلنت هاي تيتانيومي در 52 بلوك تهيه شده از استخوان تازه گاو طوري قرار داده شدند كه، درنهايت 42 عدد بلوك استخواني داراي ايمپلنت يكبار در گروه كنترل ( فاقد فاصله در اينترفيس) و سپس در همان 42 بلوك، ايمپلنتهايي با فاصله 1/0 ميليمتر در اينترفيس و به عنوان گروه تست قرار گرفتند. 10 مورد ديگر از نمونههاي استخواني صرفاً براي راندم كردن چيدمان بلوكها در قوس مومي استفاده شد.تصاوير CBCT با تغيير دامنه سايه هاي خاكستري و DPA از تمامي بلوك ها مورد ارزيابي دو مشاهده گردر توافق با هم از نظر وجود يا عدم وجود فاصله (Gap) قرار گرفتند. نتايج بدست آمده از دو روش تصويربرداري توسط آزمون هاي Kappaو McNemar بررسي شدند . ﺳﻄﺢﻣﻌﻨﺎداري آزﻣﻮن ﻫﺎ در ﻣﻘﺎدﯾﺮ5 0/0> P در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ. ضمنا آزمون ارزش تشخيصي حساسيت ، ويژگي ، صحت و ارزش اخباري مثبت و منفي مورد بررسي قرار گرفت
نتايج: توافق بين دو متد تصويربرداري DPA و CBCT در تشخيص فاصله ، متوسط بود) 60/ 0 kappa= (. فراواني تشخيص صحيح در CBCT و DPA به ترتيب 88% و 92% بود. از لحاظ تشخيص وضيعت اينترفيس استخوان و ايمپلنت، فراواني تشخيص صحيح DPA در گروه تست نسبت به گروه كنترل به صورت معني داري بالاتر بود (016/0p=) ، اما اختلاف معني داري در فراواني تشخيص صحيح ميان دو گروه تست و كنترل در CBCT مشاهده نشد(344/0p=) . هر دو متد تصويربرداري از نظر تشخيص وضعيت اينترفيس، حساسيت و ويژگي بالايي داشتند . ميزان حساسيت DPA(100%) بالاتر از CBCT (33/83%) بود و اعمال تغييرات سايه هاي خاكستري باعث افزايش ويژگي CBCT (86/92%) نسبت به DPA (33/83%) شد.
نتيجه گيري: اعمال تغييرات دامنه ي سايه هاي خاكستري درCBCT در بررسي اينترفيس بين استخوان و ايمپلنت وافزايش توانايي ديدن جزئيات دانسيته استخواني در اطراف ايمپلنت كمك كننده ميباشد، اما راديوگرافي PA همچنان متد انتخابي در اين زمينه مي باشد.
كلمات كليدي : ايمپلنت دنداني، توموگرافي كامپيوتري با دسته اشعه مخروطي ، راديوگرافي ديجيتال دنداني، استئواينتگريشن، اينترفيس ، ايمپلنتيشن دنداني
شماره ركورد
3524
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان