عنوان
بررسي ارتباط كمال¬گرايي، نارضايتي بدني و شاخص توده¬بدني در كارورزان دانشكده علوم پزشكي گيلان در سال 1399
محل تحصيل
رشت
چكيده
زمينه و هدف: ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ ﺳﻼﻣت دانشجويان، ﻧﻘﺶ مهمي ﺩﺭ ﺍﺭﺗﻘﺎء ﺳﻼﻣﺖ ﻭ ﺑﻪﺗﺒﻊ ﺁﻥ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻳﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪﺩﺍﺷﺖ. از اين¬رو هدف پژوهش حاضر، بررسي ارتباط كمال¬گرايي، نارضايتي بدني و شاخص توده¬بدني در كارورزان دانشكده علوم پزشكي گيلان به-منظور شناخت هرچه بهتر و پيشگيري از پيامدهاي نامطلوب حاصل از تصوير منفي و نارضايتي از بدن درطي سال 1399 بود.
مواد و روش¬ها: در اين مطالعه توصيفي- مقطعي، تعداد 129 كارورز رشته پزشكي مشغول در بيمارستان¬هاي آموزشي- درماني شهرستان رشت درسال 1399 مورد بررسي قرار گرفتند. به¬منظور جمع¬آوري داده¬ها از پرسشنامه استفاده شد. بخش اول پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافيك كارورزان از قبيل سن، جنس، قد و وزن، سابقه¬ي عمل جراحي زيبايي، وضعيت تاهل، محل زندگي، بخش دوم پرسشنامه شامل 34 سؤال در خصوص شكل بدن (BSQ-34 ) و بخش سوم مربوط به پرسشنامه كمال¬گرايي چندبعدي فراست بود. داده¬ هاي جمع¬اوري¬شده به-كمك چك¬ليست سپس به نرم¬افزار SPSS Ver25 منتقل گرديده و مورد توصيف و تحليل آماري قرار گرفت.
نتايج: در اين مطالعه تعداد 92نفر(3/73%) خانم و37 نفر(7/28%) آقا بودند. از نظر وضعيت تاهل،4/81% (105 نفر) مجرد و6/18% (24 نفر) متاهل بودند كه 6/63% (82 نفر) سابقه جراحي زيبايي نداشتند. ميانگين سن كارورزان 4/1 ± 2/26 سال بود. ميانگين قد در افراد مورد مطالعه ما 64/169 سانتي¬متر با انحراف معيار 433/9 محاسبه شد. ميانگين وزن بدست¬آمده از افراد 12/68 كيلوگرم با انحراف¬معيار 914/14 بود. ميانگين شاخص توده¬بدني حدود 5/23 بود. در بررسي تعيين ارتباط كمال¬گرايي و نارضايتي بدني در در كارورزان نتايج معنادار (0001/0=p) و نشان¬دهنده اين بود كه بين دو فاكتور رابطه مستقيمي باهم بستگي در حد ضعيف وجود دارد. طبق نتايج اين مطالعه، بين كمال¬گرايي و نارضايتي بدني با فاكتور سن، جنسيت، وضعيت تاهل و سابقه¬ي اعمال جراحي زيبايي كارورزان ارتباط معنادار وجود نداشته است. هم¬چنين بررسي¬هاي بيشتر نشان داد كه ارتباط شاخص توده¬بدني با فاكتور سن و وضعيت تاهل كارورزان معنادار نبوده¬است. ارتباط بين نارضايتي بدني و شاخص توده¬بدني معنادار بود (05/0 >p) بطوري¬كه كارورزان با شاخص توده¬بدني بالاتر، نارضايتي بدني بيشتري داشتند. ارتباط نارضايتي بدني با فاكتور جنس كارورزان معنادار بوده¬است (05/0 > p) و خانم¬ها نارضايتي بدني بيشتري نسبت به آقايان داشتند. ارتباط شاخص توده¬بدني با فاكتور جنس كارورزان معنادار بوده¬است (05/0 >p) و آقايان ميانگين شاخص توده¬بدني بالاتري نسبت خانم¬ها داشتند. بين فاكتور سابقه جراحي با فاكتور شاخص توده¬بدني ارتباط معناداري وجود داشت (05/0 > p) به اينصورت¬كه ميانگين شاخص توده¬بدني در كارورزان با سابقه جراحي كمتر بود.
نتيجه¬گيري: براساس نتايج حاصل از مطالعه حاضر بين دو فاكتور كمال¬گرايي و نارضايتي بدني رابطه مستقيمي وجود داشت.ارتباط بين نارضايتي بدني و شاخص توده¬بدني به¬صورتي بود كه افراد با شاخص توده¬بدني بيشتر، نارضايتي بدني بيشتري داشتند و اين درحالي بود كه فاكتور جنسيت نيز با فاكتورهاي نارضايتي بدني و شاخص توده¬بدني ارتباط معنادارداشت. هرچند ميانگين شاخص توده¬بدني در مردان بيشتر از زنان بود اما نارضايتي بدني در زنان بيشتر از مردان بود. ميانگين شاخص توده¬بدني در كارورزان با سابقه جراحي كمتر بود. باتوجه به كمال¬گرايي بالا در دانشجويان و به¬تبع آن نارضايتي بدني و احتمال افزايش جراحي¬هاي زيبايي با عوارض بالا توصيه مي¬شود غربال¬گري توسط پرسشنامه¬هاي مرتبط وحمايت¬هاي روانشناسي براي دانشجويان درنظر گرفته¬شود.
شماره ركورد
3477
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان