عنوان
ارزيابي نقطه نظرات متخصصين ارتوپدي نسبت به مشكلات و بيماري¬هاي مفصل شانه در ايران
محل تحصيل
رشت
چكيده
ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻭ ﻫﺪﻑ: مطالعات اندكي به ارزيابي نظرات و نگرش جراحان محترم ارتوپدي دررابطه با آسيب¬هاي مفصل شانه و بيماري¬هاي آن پرداخته¬اند و اطلاعات لازم براي ارزيابي علت اختلاف نظرها در رويكردهاي درماني در ميان جراحان به درستي جمع¬آوري نشده است. همچنين، اين مهم كه در ايران دوره¬ي فلوشيپ براي جراحي شانه وجود ندارد و دوره¬هاي آموزشي در اين حيطه برگزار نمي¬گردد حقيقتي است كه مي¬بايست مدنظر قرار گيرد. در اين مطالعه به بررسي اين مهم در رابطه با 4 مشكل اصلي مفصل شانه پرداخته¬ايم.
مواد و روش¬ها: مطالعه¬ي حاضر توصيفي از نوع مقطعي است كه در سال 2020 انجام شد. جامعه مورد پژوهش اين مطالعه را متخصصين ارتوپدي ايران تشكيل مي¬دادند و پرسشنامه به¬صورت مستقيم و الكترونيكي در همايش ارتوپدي ايران در اختيار متخصصين مذكور قرار داده شد و پاسخ¬نامه¬ها جمع¬آوري گرديد. پرسشنامه¬اي مشتمل بر 2 بخش بود: بخش اول مربوط به سابقه¬ي جراحي شانه و بخش دوم دو زيرمجموعه¬ي نگرش و نظر جراح نسبت به 4 سناريو را به همراه داشت.كليه نتايج با نرم¬افزار SPSS آناليز شدند.
نتايج: جراحان به دو دسته تقسيم شدند: جراحان شانه (17n=) و جراحان جنرال (192n=). در سناريوي اول كه نوبت اول دررفتگي شانه در يك جوان ورزشكار به همراه ضايعه¬ي هيل ساكس و بنكارت و loss گلنوئيد است، نزديك به نيمي از جراحان شانه، جراحي لاتارژه-ي باز (67/46%) و نيمي ديگر ترميم آرتروسكوپيك ضايعه¬ي بنكارت به شكل حاد و تحت حاد يا برنامه¬ريزي شده (67/46%) را انتخاب كرده بودند. اين درحالي بود كه 51/31 درصد از ارتوپدهاي جنرال ترميم آرتروسكوپيك ضايعه¬ي بنكارت به¬صورت برنامه¬ريزي شده را تاييد كرده بودند و درمورد جراحي لاتارژه¬ي باز، اين عدد تنها 66/24 درصد بود. درسناريوي دوم كه مردي ميانسال با آسيب قابل ترميم روتاتور كاف و وجود همزمان استئوآرتريت پيشرفته¬ي شانه با انفيلتراسيون چربي در اينفراسپايناتوس كمتر از 50% است، اكثريت (75/43%) جراحان شانه روش تعويض مفصل كامل شانه بعلاوه ترميم روتاتور كاف را انتخاب نمودند حال آن كه در جراحان جنرال، اكثريت (71/35%) روش ترميم آرتروسكوپيك روتاتور كاف را انتخاب نمودند. سناريوي سوم، مردي ميانسال با پارگي وسيع روتاتور كاف و انفيلتراسيون چربي 70% در اينفرااسپايناتوس همراه با آكروميون تايپ 2 و استئوآرتريت مختصر بود. اكثريت (75/43%) جراحان شانه روش ترميم آرتروسكوپيك روتاتور كاف بعلاوه تنوتومي را انتخاب نمودند حال آن كه در جراحان جنرال، اكثريت (25/42%) روش ترميم آرتروسكوپيك روتاتور كاف بعلاوه تنودز را انتخاب نمودند. سناريوي چهارم خانمي ميانسال با كپسوليت چسبنده¬ي شانه است كه به درمان سرپايي به مدت 8 ماه پاسخ نداده است و همچنان محدوديت حركتي دارد. اكثريت (0/40%) جراحان شانه گزينه آزادسازي آرتروسكوپيك پان كپسولار و مانيپولاسيون تحت بيهوشي و (99/30%) جراحان جنرال گزينه آزادسازي آرتروسكوپيك Rotator Interval كپسولار و مانيپولاسيون تحت بيهوشي را انتخاب نمودند. همچنين در خصوص فاصله زماني بين عدم پاسخ به درمان حمايتي با درمان جراحي، نشان داد كه اكثريت (31/92%) جراحان شانه و جراحان جنرال (به ترتيب با 31/92% و 33/58%) پس از 6 ماه را مدنظر قرار دادند.
نتيجه¬گيري: بنظر مي¬رسد كه وجود دوره¬هاي آموزشي خاص يا فلوشيپي، براي انتخاب گزينه¬ي درمان بهتر بيماران مبتلا به مشكلات شانه، در افزايش كيفيت خدمات¬رساني به اين بيماران كاملا و بطور جدي موثرخواهد بود. همچنين، متاسفانه خود جراحان جنرال ارتوپدي از عدم آگاهي خود بي¬خبرند و نياز به بازبيني در سيستم آموزشي ماست كه در اين زمينخ شفاف¬سازي و اطلاع¬رساني صورت گيرد.
شماره ركورد
3394
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان