• عنوان

    بررسي ارتباط حمايت اجتماعي و احساس رضايت مندي از زندگي در سالمندان ساكن آسايشگاه هاي شهر رشت در سال 1396

  • محل تحصيل
    لنگرود
  • چكيده
    چكيده مقدمه: سالمندي و فرايند زيستي و اجتماعي آن به طور طبيعي موجب اختلال دركاركرد اندام هاي مختلف بدن و ناتواني تدريجي در انجام و اداره امور شخصي و ايفاء نقش اجتماعي فرد سالمند مي شود، كه تأثير اين نارسائي ها در بعد اجتماعي زندگي سالمندان بارزتر است. بنابراين پرداختن به نيازهاي اجتماعي و شبكه ارتباطي در سالمندان از اهميت ويژه اي برخوردار است. حمايت هاي اجتماعي و مرتفع كردن نيازهاي جسمي، عاطفي، روحي و رواني سالمندان و شناسايي عوامل موثر در بهبود شرايط زندگي آنها، مي توانند استانداردهاي سلامتي و رفاه اجتماعي سالمند را افزايش داده و از اين طريق به ارتقاء رضايت از زندگي آنان و در نتيجه اميد به زندگي در آنها منجر شوند. هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسي ارتباط حمايت اجتماعي و احساس رضايت مندي از زندگي در سالمندان ساكن آساي روش كار: اين مطالعه يك مطالعه توصيفي تحليلي و از نوع مقطعي بود كه بر روي 100 نفر از سالمندان ساكن آسايشگاه هاي شهر رشت انجام شد. براي گردآوري داده ها از پرسشنامه جمعيت شناختي محقق ساخته، پرسشنامه رضايت از زندگيSWL_S و پرسشنامه حمايت اجتماعي فيليپس كه وضعيت رضايت از زندگي و حمايت اجتماعي را توصيف مي نمايند استفاده گرديد. داده ها به كمك نرم افزار SPSS نسخه 19 و آزمون هاي آماري تي تست، كا اسكوئر، اسپيرمن و آنوا مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. يافته ها: نتايج گوياي آن بودند كه 69 درصد از واحدهاي مورد پژوهش از حمايت اجتماعي پايين و تنها31 درصد از واحدها از حمايت اجتماعي بالايي برخوردار بودند. 78 درصد از واحدهاي مورد پژوهش رضايت از زندگي پايين و22 درصد رضايت از زندگي بالايي داشتند. ميانگين و انحراف معيار نمره حمايت اجتماعي53/0±48/10، در بعد خانواده 69/3، در بعد دوستان 07/3 و در بعد سايرين 08/4 بود. بر اساس آزمون آنوا بين متغير رضايت از زندگي و شغل(قبل از اقامت در آسايشگاه)(02/0p=) و تحصيلات(02/0p=) ارتباط معناداري وجود داشت. ضريب همبستگي بين حمايت اجتماعي و رضايت از زندگي 83/0 بود كه نشان دهنده وجود يك ارتباط مثبت و قوي بين اين دو متغير بود. بر اساس آزمون كا-اسكوئر شانس برخورداري از رضايت از زندگي بالا در سالمنداني كه از حمايت اجتماعي بيشتري برخوردار بودند 8 برابر بيشتر از سالمنداني بود كه حمايت اجتماعي پاييني داشتند(3/8OR=). نتيجه گيري: با توجه به اين كه در مطالعه حاضر حمايت اجتماعي و رضايت از زندگي در سالمندان ساكن در آسايشگاه ها از سطح پاييني برخوردار بود و از طرفي بين حمايت اجتماعي و رضايت از زندگي در سالمندان ساكن در آسايشگاه ها ارتباط آماري معني داري مشاهده گرديد، بنابراين توصيه مي شود با ارتقاء فرهنگ جامعه، خانواده ها را به سمت حفظ ارتباط صحيح با سالمندان و نگهداري از آنان در منزل و در كنار خانواده سوق دهيم. همچنين با بهبود شرايط مراكز نگهداري از سالمندان، زمينه اي فراهم آوريم تا اين فضا پاسخگوي نيازهاي فيزيكي، روانشناختي، اجتماعي و معنوي اين قشر ويژه از جمعيت باشد. كليدواژه ها: رضايت از زندگي، حمايت اجتماعي، خانه سالمندان، سالمندي
  • شماره ركورد
    3391
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان