عنوان
بررسي ميزان بروز عود سرطان پاپيلاري تيروئيد پس از جراحي در بيماران مراجعه كننده به يك كلينيك فوق¬تخصص غدد در رشت درسال¬هاي 1364 تا 1396
محل تحصيل
رشت
چكيده
مقدمه: سرطان پاپيلاري شايع¬ترين بدخيمي غده¬ي تيروئيد است و به¬طور تيپيك در افراد 30 تا 40 سال ديده شده و در زن¬ها شايع¬تر است. پيش¬آگهي سرطان پاپيلاري تيروئيد با درمان مناسب عالي است و بقاي عمر 10 ساله در بيش از 90% موارد ديده مي¬شود. اكثر موارد سرطان¬هاي پاپيلاري در مراحل اوليه تشخيص داده مي¬شوند (بيش از80 درصد از موارد در مراحل يك و دو) و پيش¬آگهي عالي دارند به نحوي كه ميزان بقاي بيماران شبيه به طول عمر مورد انتظار مي¬باشد. ميزان مرگ و مير در مرحله چهار به نحو قابل توجهي افزايش مي¬يابد (به علت متاستازهاي دور دست) ولي اين گروه تنها حدود يك درصد از كل بيماران را تشكيل مي¬دهد. سرطان تيروييد در ايران هفتمين سرطان شايع در زنان و چهاردهمين در مردان و يازدهمين سرطان شايع در هر دو جنس مي¬باشد.
مواد و روش¬ها: بيماراني كه ابتلا به سرطان پاپيلاري تيروئيد در ايشان با پاتولوژي تاييد شده و جهت درمان در سال¬هاي 1364 تا 1396 به مراكز درماني مراجعه كرده بودند، مورد بررسي قرارگرفتند. معيارهاي ورود به مطالعه، سرطان پاپيلاري تيروييد تاييد شده توسط پاتولوژيست بوده و معيارهاي خروج، اطلاعات ناقص در پرونده بود. در چك ليست طراحي شده اطلاعات دموگرافيك بيماران و ريسك فاكتورهاي مورد بررسي مانند سن در زمان تشخيص، سن در زمان جراحي، جنس، مرحله سرطان (اندازه تومور، نوع تومور، وضعيت درگيري گره¬هاي لنفاوي و وجود متاستاز)، نوع درمان و يا جراحي در مراحل مختلف بيماري، تيروگلوبولين اوليه و روند افزايشي يا كاهشي آن، فاصله زماني بين جراحي تا عود مجدد تومور .... از پرونده بيماران استخراج و ثبت گرديد. تحليل داده¬ها با استفاده از نرم¬افزار SPSS انجام شد. براي توصيف داده¬هاي كيفي، فراواني مطلق و فراواني نسبي و براي داده¬هاي كمي، ميانگين و انحراف معيار (و يا ميانه و دامنه تغييرات) گزارش گرديد. جهت برآورد تابع احتمال بقاء عاري از بيماري و ميانه زمان عود بيماري از روش برآورد كاپلان ماير و نمودار مربوطه استفاده شد. جهت مقايسه بقاي عاري از بيماري در سطوح هريك از متغيرهاي دموگرافيك و نيز مشخصات باليني از آماره آزمون log-rank (با توجه به وجود حداقل 5 نمونه بيمارِ at risk در هر يك از گروه¬ها) و يا مدل رگرسيون كاكس استفاده گرديد.
نتايج: 32 (15%) بيمار مرد و 175 (85%) بيمار زن بودند. ميانگين±انحراف معيار سني بيماران مورد مطالعه در زمان جراحي 2/14±8/41 سال (دامنه سني 12 تا 84 سال) بود. ميانگين±انحراف معيار سن تشخيص در مردان و زنان مورد مطالعه به ترتيب 1/18±9/42 سال (دامنه سني 19 تا 84 سال) و 0/12±0/35 سال (دامنه سني 10 تا 71) بود. ميانه زمان از تشخيص بيماري تا جراحي 2 سال (دامنه¬ي 0 تا 42 سال) بود. 75 درصد بيماران داراي 3/9 سال بقاي عاري از بيماران بودند. نتايج تحليل¬هاي تك متغيره براساس آزمون log-rank، نشان داد كه متوسط زمان بقاي عاري از بيماري در دو جنس (256/0P=)، وضعيت يدتراپي (262/0P=)، سن تشخيص كمتر و بيشتر از 35 سال (867/0P=)، سن زمان جراحي كمتر و بيشتر از 40 سال (756/0P=) و مدت زمان از تشخيص تا جراحي كمتر و بيشتر از 2 سال (997/0P=) تفاوت معني¬داري نداشت؛ درحالي كه اندازه¬ي تومور (023/0P=) و وضعيت متاستاز (002/0P=)، ارتباط معني¬داري با زمان بقاي عاري از بيماري بيماران داشتند. احتمال بقاي عاري از بيماري در بيماران مبتلا به تومور ميكروكارسينوما و نيز بيماران با متاستاز به¬طور معني¬داري كمتر بود.
نتيجه¬گيري: اندازه تومور و وضعيت متاستاز در زمان بقاي عاري از بيماري در اين بيماران نقش دارد.
كلمات كليدي: سرطان پاپيلاري تيروئيد، عود
شماره ركورد
33131
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان