عنوان
بررسي فراواني گرافي¬هاي قفسه سينه تغيير دهنده¬ي اقدامات درمان و عوامل مربوط به آن در بيماران بستري در بخش مراقبت¬هاي ويژه بيمارستان پورسينا، رازي و حشمت شهر رشت
محل تحصيل
رشت
چكيده
مقدمه: راديوگرافي قفسه سينه شايع¬ترين پروسيجر انجام شده در ميان بيماران اينتوبه و تحت تهويه مكانيكي مي¬باشد. در بسياري از بخش¬هاي مراقبت¬هاي ويژه به شيوه سنتي براي تمامي بيماران بستري CXR روزانه درخواست مي¬گردد اين درحاليست كه در بسياري از متون كارآيي آن محدود درنظر گرفته شده است. كالج راديولوژي آمريكا راديوگرافي قفسه سينه (chest X-ray) روزانه را براي بيماراني كه تحت تهويه مكانيكي قرار دارند توصيه مي¬كند و اين راديوگرافي¬ها را عامل تشخيص يافته¬هاي پاتولوژيك جديدتر و بدنبال آن تغيير در شرايط بيمار درنظر مي¬گيرد كه مي¬تواند منجر به درخواست ابزارهاي پاراكلينيك بيشتر شوند. با اين حال استراتژي¬هاي مورد استفاده در درخواست راديوگرافي قفسه سينه متفاوت هستند. در عين حال استراتژي درخواست CXR براساس دستور پزشك از قرار گرفتن بيمار در معرض تابش غيرضروري جلوگيري كند و باعث صرفه¬جويي در هزينه¬هاي درماني مي¬شود. باتوجه به اينكه انديكاسيون¬هاي گرفتن CXR در ICU و همچنين تاثير آن¬ها بر روند درمان بيماران براساس متغيرهاي مختلف (سن، جنس و طول مدت بستري در بيمارستان و غيره) مورد مطالعه قرار نگرفته است، بررسي فراواني گرافي¬هاي قفسه سينه تغيير دهنده¬ي اقدامات درمان و عوامل مربوط به آن در بيماران بستري در بخش مراقبت¬هاي ويژه مي¬تواند مفيد باشد.
روش كار: در اين مطالعه تحليلي مقطعي به بررسي تعداد CXRهاي انجام شده براي بيماران بستري در بخش مراقبت¬هاي ويژه براساس مشخصات دموگرافيك، نوع پاتولوژي بيماري، طول مدت بستري بيماران در بيمارستان پورسينا و رازي رشت پرداختيم. جمعيت مورد مطالعه در اين پژوهش تمامي بيماران بستري در بخش مراقبت ويژه بيمارستان پورسينا و رازي و حشمت بوده است. داده¬هاي جمع¬آوري شده در مطالعه، كدبندي شده و وارد نرم¬افزار SPSS 20 شده است. براي توصيف متغيرهاي كمي از ميانگين و انحراف معيار و براي متغيرهاي كيفي از تعداد و درصد استفاده شده است. سطح معني¬داري آماري آزمون¬ها 05/0> p درنظر گرفته شد.
نتايج: باتوجه به آناليز داده¬ها، گروه سني پايين¬تر (3/25%)، داشتن لوله قفسه سينه (6/42%)، وضعيت هموديناميك (6/42%) و مدت زمان تهويه مكانيكي (004/0p=) با تغيير روند درمان ارتباط معنادار داشته است. و اين درحاليست كه ميان جنسيت و تغيير روند درمان ارتباط معنادار وجود نداشته است و به¬طور كلي از بين گرافي¬هاي بررسي شده 7/15% گرافي¬ها باعث تغيير روند درمان شد و 3/84% از گرافي¬ها تغييري در روند درمان ايجاد نكرده است.
نتيجه¬گيري: با توجه به يافته¬هاي مطالعه حاضر بي¬ثباتي هموديناميك، داشتن Chest tube و دستور پزشك بر مبناي ظن باليني مي¬تواند از انديكاسيون¬هاي درخواست CXR باشد و با حذف گرافي روتين روز اول بدون وجود انديكاسيون، از خطرات ناشي از بار اشعه براي بيمار و پرسنل، افزايش هزينه¬هاي بيمارستاني كاست و بيشتر زمان را بر روي وضعيت هموديناميك بيمار و ساير مسائل حائز اهميت معطوف ساخت. باتوجه به عدم تاثير مثبت گرافي¬هاي روز اول بهتر است از مداليته¬هاي تصويربرداري ديگري چون سونوگرافي كه ارزان، بي¬خطرتر و در دسترس مي¬باشد استفاده شود كه حتي در بالين بيماران نيز قابل انجام است و نياز به جابه¬جايي بيماران بدحال ندارد و مخاطرات ناشي از آن¬ها را مي¬كاهد.
شماره ركورد
32839
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان