عنوان
بررسي درمان شكستگي مالئول لترال با پارگي دلتوئيد؛ ترميم يا عدم ترميم، در بيماران مراجعه كننده به بيمارستان پورسينا در سال 1397
محل تحصيل
رشت
چكيده
مقدمه: درمان شكستگي¬هاي قوزك خارجي مچ پا (لترال مالئول)يكي از زمينه¬هاي مورد علاقه جراحان ارتوپد است زيرا اين شكستگي¬ها نه تنها شايعند بلكه درمان آن¬ها هم دشوار است. دو روش درماني اصلي براي درمان شكستگي¬هاي قوزك خارجي و پارگي ليگامان دلتوئيد وجود دارد كه هر روش معايب و محاسن خود را دارد. درمان فيكساسيون لترال مالوئل همراه با ترميم ليگامان دلتوئيد يا عدم درمان ليگامان دلتوئيد وجود دارد. از آن¬جايي كه تاكنون مطالعه¬اي در اين زمينه در مراكز ما صورت نگرفته است تصميم گرفتيم مطالعه¬اي با هدف درمان مقايسه¬اي شكستگي مالئول لترال با پارگي دلتوئيد; ترميم و يا عدم ترميم در بيماران مراجعه¬كننده به بيمارستان پورسينا در سال 1397 طراحي و انجام گرديد.
مواد و روش¬ها: اين مطالعه به صورت تحليلي مقطعي (Analytic – Cross sectional) آينده¬نگر طراحي و اجرا شد، به-طوري¬كه تمام بيماران يا شكستگي مالئول لترال با پارگي دلتوئيد در بازه زماني فروردين سال 1397 تاپايان سال 1397 وارد مطالعه شدند. در اين مطالعه تشخيص شكستگي مالئول لترال و پارگي دلتوئيد توسط متخصص محترم ارتوپدي و با بررسي يافته¬هاي باليني و همچنين پاراكلينيكي از طريق تصويربرداري از قبيل Xray انجام شد. اطلاعات اساسي بيماران ازجمله سن، جنس، مكانيسم تروماCauses of injuries) ، Visual analogue scale، ميانگين طول مدت پيگيري، طبقه بندي AO (Lauge-Hansen) ، pre- and post-operative medial clear space (MCS) ankle-hindfoot score و Malreduction با استفاده از پرسش¬نامه از پيش ساخته شده توسط محققين اين مطالعه جمع¬آوري گرديد
نتايج:در اين مطالعه 40% بيماران در رده سني بيست و يك تا چهل و يك سال قرار گرفتند. در مطالعه حاضر 8/50 درصد بيماران در گروه ترميم و 2/49 درصد بيماران در گروه عدم ترميم قرار گرفتند در طبقه¬بندي AO اكثريت (8/53%) بيماران در رده B قرار گرفتند. در مطالعه حاضر ارتباط آماري معني¬داري بين مكانيسم تروما براساس شاخص MCS قبل از عمل در گروه ترميم، عدم ترميم و در كل بيماران را نشان نمي¬دهد. همچنين اكثريت (5/98%) افراد دچار Fibula Malreduction نشده بودند. ميانگين و انحراف معيار شاخص MCS قبل و پس از عمل به ترتيب برابر 15/1±89/4 و 80/0±91/2 بوده است ارتباط آماري معني¬داري بين مكانيسم تروما براساس شاخص MCS قبل از عمل در گروه ترميم، عدم ترميم و در كل بيماران را نشان نمي دهد. اما اين جدول تفاوت آماري معني داري را بين رده هاي مختلف طبقه بندي AO بر اساس شاخص MCS قبل از عمل در گروه ترميم و در كل بيماران را نشان مي دهد( به ترتيب با 045/0 =P و 020/0 =P) همچنين بين گروه هاي ترميم و عدم ترميم با شاخصscore Ankle-Hindfoot قبل و پس از عمل تفاوت معني داري وجود ندارد.
نتيجه¬گيري: در اين مطالعه پس از عمل جراحي با اندازه گيري مجدد Medial Clear Space بين هر دو گروه ترميم و عدم ترميم تفاوت چنداني مشاهده نشده و از نظر اماري نيز اختلاف معني¬داري وجود نداشت با توجه به نتايج اين مطالعه كاملا منطقي به نظر مي¬رسد كه با تحقيقات بيشتر در مورد ديناميك Stability و بيومكانيك مچ پا بهتر پي مي¬بريم كه كدام آسيب نياز بيشتري به ترميم ليگامان دلتوئيد دارد و كدام با درمان Conservative نتايج مطلوبي به دست مي¬آورند.
كلمات كليدي: شكستگي مالئول لترال، پارگي دلتوئيد، ترميم يا عدم ترميم
شماره ركورد
32696
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان