• عنوان

    بررسي فراواني آسيب¬هاي ستون فقرات تروماتيك ناشي از تصادفات جاده¬اي در مركز تروماي استان گيلان

  • محل تحصيل
    رشت
  • چكيده
    مقدمه: آسيب تروماتيك طناب نخاعي (TSCI) يك مشكل مهم بهداشتي است كه پيشگيري از آن بسيار مهم است، زيرا غيرقابل درمان مي¬باشد. TSCI منجر به ناتواني جدي و اختلال حسي و حركتي و همچنين اختلال در بسياري از ارگان¬هاي بدن مي¬شود. براساس WHO، تصادفات جاده¬اي علت اصلي TSCI هستند. اين مطالعه به بررسي اپيدميولوژي آسيب¬هاي ستون فقرات در اثر تصادفات جاده¬اي در مركز تروماي استان گيلان به عنوان بيمارستان سطح 3 ارجاعي كل استان پرداخته است. مواد و روش¬ها: در اين مطالعه توصيفي- مقطعي تمامي بيماران ثبت شده تحت عنوان آسيب¬هاي ستون فقرات ناشي از تصادفات (تاييد شده توسط CT-Scan و يا MRI) در رجيستري مركز تروماي بيمارستان پورسينا (بيمارستان سطح 3 ارجاعي كل استان) طي سال¬هاي 94 تا 97 وارد مطالعه شده¬اند. اطلاعات مورد نياز شامل اطلاعات دموگرافيك، مكان آناتوميك آسيب، مكان حادثه، نوع وسيله مقابل در تصادف، موقعيت فرد آسيب¬ديده در زمان تصادف، نوع حادثه، استفاده از وسايل ايمني، سطح هوشياري فرد آسيب¬ديده، آسيب¬هاي همراه، بيماري¬هاي همراه قلبي- عروقي، بيماري¬هاي همراه تنفسي، وضعيت بيمار در هنگام ترخيص، عوارض و وضعيت ايجاد شده در دوره¬ي بستري، درد، مدت بستري در ICU از رجيستري ضايعات نخاعي بيمارستان مرجع پورسينا استخراج شده¬اند. فراواني مطلق و فراواني نسبي درصدي هر كدام از متغييرهاي اشاره شده با استفاده از نرم¬افزار آماري SPSS نسخه¬ي 22 تعيين شده¬اند. نتايج: در اين مطالعه ميانگين سني بيماران با انحراف معيار 22/16±27/38 سال بود. نسبت مرد به زن 1: 5/3 بود. نوع حادثه در 7/71% بيماران از نوع برخورد (تصادف) و در 3/28% از نوع واژگوني (چپ كردن) بود. شايع¬ترين وسيله مقابل در تصادف (9/76%) خودروي سواري يا وانت بود. شايع¬ترين موقعيت¬هاي فرد آسيب¬ديده سرنشين خودروي سواري (8/48%)، موتورسوار (3/32%) و عابر (6/12%) بود. 1/72% بيماران راننده و 9/27% مسافر بودند. مكان حادثه در 3/84% بيماران در منطقه شهري و در 2/10% منطقه روستايي و در5/5% بزرگراه بود. شايع¬ترين مكان¬هاي آناتوميك آسيب ستون فقرات ناحيه گردني (5/42%)، ناحيه سينه¬اي (1/18%) و ناحيه كمري (7/30%) بود. 8/83% بيماران از هيچ وسيله ايمني استفاده نكردند. از نظر سطح هوشياري اكثر بيماران (7/93%) ≤GCS13 داشتند. 5/94% هيچ بيماري قلبي- عروقي همراه نداشتند و 2/99% هيچ بيماري همراه تنفسي نداشتند. اكثر بيماران (6/97%) هيچ ¬عارضه¬اي در دوران بستري خود نداشتند. ميانگين نمره درد بيماران با انحراف معيار 144/1±39/5 از 10 بود. ميانگين طول مدت بستري بيماران در ICUبا انحراف معيار 002/10±40/6 روز بود و ميانه مدت بستري در ICU 2 روز بود. 68% بيماران هيچگونه آسيب همراه در كنار آسيب طناب نخاعي نداشتند. شايع¬ترين آسيب همراه (22%) شكستگي اندام بود. اكثر بيماران (8/89%) با ناتواني خفيف يا بهبودي كامل از بيمارستان مرخص شدند. نتيجه¬گيري: با توجه به نتايج حاصله از مطالعه پيش رو بر روي بيماران مشخص گرديد كه آسيب¬پذير ترين قشر افراد مذكر و جوان بودند. 68% بيماران هيچگونه آسيب همراه در كنار آسيب طناب نخاعي نداشتند. شايع¬ترين آسيب همراه (22%) شكستگي اندام بود. اكثر بيماران (8/89%) با ناتواني خفيف يا بهبودي كامل از بيمارستان مرخص شدند. در نتيجه آموزش همه مردم به خصوص اين قشر جامعه از جهت پيشگيري از آسيب بسيار مهم مي باشد. دانستن يافته¬هاي اپيدميولوژيك آسيب¬هاي طناب نخاعي ناشي از تصادفات جاده¬اي براي سيستم بهداشتي از جهت برنامه¬ريزي براي استراتژي¬هاي پيشگيرانه و تخصيص منابع مي¬تواند مفيد باشد.
  • شماره ركورد
    32669
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان