عنوان
بررسي حمايت اجتماعي بيمار، فشار مراقبتي مراقب و ارتباط آن¬ها با سير بيماري در بيماران دوقطبي مراجعه¬كننده به بيمارستان شفاي رشت در سال 98-97
محل تحصيل
رشت
چكيده
مقدمه و هدف: بيماري دوقطبي بيماري مزمني است كه موجب اثرات بارز بر روي بيمار گشته و فشار مراقبتي قابل توجهي را بر روي مراقبين اعمال مي¬كند. اين مطالعه با هدف بررسي حمايت اجتماعي بيماران، فشار مراقبتي مراقبين و تاثير ان¬ها بر روي سير باليني بيماري در بيمارستان روان پزشكي شفاي رشت صورت گرفته است.
مواد و روش¬ها: در اين مطالعه تعداد 85 نفر از بيماران دو قطبي نوع 1 و 2 (در فاز بهبودي بيماري) در محدوده سني 18 تا 60 سال با قطعيت تشخيصي بر اساس DSM-5 به همراه مراقبينشان مورد بررسي قرار گرفتند. جهت بررسي حمايت اجتماعي و فشار مراقبتي، بيماران و مراقبين به ترتيب پرسش¬نامه¬هاي حمايت اجتماعي ادراك شده (MSPSS) و فشار مراقبتي (CBI) را تكميل كردند. اطلاعات مربوط به متغيرهاي باليني نيز از پرونده¬هاي پزشكي بيماران استخراج گرديد؛ سپس جهت مقايسه داده¬ها از روش¬هاي آماري ANOVA، MANOVA،Independent T test و جهت يافتن روابط بين متغيرها از روش¬هاي Regression Analysis و Spearman correlation Coefficient استفاده شد.
نتايج: در اين پژوهش نشان داده شد كه افزايش حمايت اجتماعي بيماران باكاهش فشار مراقبتي مراقبين مرتبط مي¬باشد. ارتباط معناداري بين حمايت اجتماعي، فشار مراقبتي و ويژگي¬هاي جمعيت شناختي يافت نشد. در بين متغيرهاي باليني نيز حمايت اجتماعي كم¬تر و فشار مراقبتي بيشتر با مدت بيشتر ابتلا به بيماري، افزايش دفعات عود، فاصله كوتاه¬تر از زمان اخرين عود، افزايش تعداد دفعات بستري، كاهش پاسخ به درمان و كاهش دفعات پيگيري همراهي داشتند اما ارتباط بين حمايت اجتماعي و فشار مراقبتي با نوع اختلال دو قطبي معنادار نبود.
نتيجه¬گيري: ارتباط بين حمايت اجتماعي پايين و فشار مراقبتي بالا و تاثير قابل توجه آن¬ها بر سير بيماري نشان¬دهنده سيكل معيوبي است كه بيماران،مراقبين و سير باليني بيماري را متاثر مي¬سازد. بنابراين به نظر مي-رسد انجام مداخلاتي جهت شكستن اين چرخه مي¬تواند شرايط را به نفع بيماران و مراقبين تغيير داده و سير باليني بيماري را بهبود بخشد.
شماره ركورد
32576
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان