عنوان
ارزيابي شيوع بستري مجدد بيماران روانپزشكي و عوامل همراه در بيمارستان روانپزشكي شفا بين سالهاي96 و 98
محل تحصيل
رشت
چكيده
مقدمه:پذيرش مجدد بيمارستاني به¬علت تأثير بر روي هزينه و كيفيت مراقبت بيمارستاني و تحميل بار اضافي بر نظام بهداشتي و درماني، از اولويت¬هاي مهم نظام¬هاي سلامت به¬حساب مي¬آيد. منظور از پذيرش مجدد، بازگشت بيمار به بيمارستان به¬واسطه درمان ناقص است كه مي¬تواند براي چندمين بار رخ دهد. عوارض درماني در بيماراني كه پذيرش مجدد به بيمارستان در آنان اتفاق مي¬افتد به¬مراتب شديدتر است و با مرگ مير بالا و افزايش طول مدت بستري و افزايش 25 درصد هزينه همراه است. عوامل متعددي در بستري مجدد بيماران مبتلابه اختلالات روان¬پزشكي نقش دارند، ازجمله: سابقه و تعداد دفعات بستري پيشين، طول مدت بستري، آغاز مشكلات روان¬پزشكي در سنين پايينتر، وجود مشكلات سايكوتيك، وضعيت نامناسب رواني در هنگام ترخيص قبلي، خدمات مراقبتي محدود پس از ترخيص، عدم تحمل دارو، مشكلات اجتماعي، قانوني و سابقه¬ي مصرف مواد مخدر، با بستري مجدد در بخش¬هاي روانپزشكي همراه بودهاند. چنانچه متغيرهاي پيشبيني¬كنندهي بستري مجدد روانپزشكي در بيماران بيمارستان شفا مشخص شود، قدم بعدي طراحي رويكرد درماني حمايتي خاص براي بيماران پرخطر ازنظر احتمال بستري مجدد خواهد بود، زيرا سهم قابلتوجهي از موارد بستري مجدد قابلپيشگيري عنوانشده است.
مواد و روش: جامعه آماري اين پژوهش را كليه بيماران بستريشده در بين سال¬هاي 96 الي 98 در بيمارستان روان¬پزشكي شفاي رشت كه پرونده آنها در بايگاني بيمارستان موجود باشد، تشكيل دادند. روش نمونه¬گيري اين مطالعه بهصورت نمونه-گيري در دسترس بود. بدين منظور با استفاده از فرمول آماري انتخاب حجم نمونه براي پژوهش¬هاي توصيفي، تعداد 196نفر از بيماران بستري¬شده در بخش آموزشي كه ملاك¬هاي راهنماي تشخيصي و آماري (DSM-5) براي اختلالات روان¬پزشكي در پرونده آن¬ها قيدشده باشد، به¬روش تصادفي ساده انتخاب شدند. دادههاي دموگرافيك (سن، جنس، شغل، وضعيت تأهل، محل سكونت) و سابقه¬ي كيفري، مصرف مواد مخدر، تاريخچه¬ي روانپزشكي (تشخيص روانپزشكي اوليه و Specifier، سابقهي اقدام به خودكشي، دفعات بستري، نوع اولين نوبت بستري، وضعيت مصرف داروهاي روانپزشكي، نوع درمان در آخرين نوبت بستري پيش از بستري مجدد) طي بررسي پروندهها ثبت شد. اطلاعات وارد نرمافزار SPSS نسخه20 گرديد. توصيف داده¬ها به¬صورت ميانگين±انحراف معيار، فراواني (درصد فراواني) بيانگرديد. آزمون Binomial و Chi-square براي مقايسه فراواني به ترتيب دوگروهي و چند گروهي در يك جامعه بهكاربرده شدند.
نتيجهگيري: داشتن سابقهي كيفري و افزايش دفعات سابقه بستري مجدد، بستري غير داوطلبانه، مجرد بودن و نداشتن شغل ريسك بستري مجدد را در بيماران بهطور معني¬داري افزايش ميدهد. لذا لزوم پيگيري بيماران و فراهم نمودن بستري جهت حمايت عاطفي و توصيه به دريافت دارو بهصورت مناسب ميتواند كمككننده باشد و از نرخ بستري شدن بكاهد.
شماره ركورد
32356
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان