• عنوان

    مقايسه ميزان گير روكش هاي ايمپلنتي زيركونيايي سمان شونده توسط سمان موقت و داي كال در محيط آزمايشگاهي

  • محل تحصيل
    رشت
  • چكيده
    مقدمه: انتخاب سمان يكي از مهمترين فاكتورهايي است كه ميزان گير پروتز سمان شونده را كنترل مي كند. به صورت كلي دو دسته سمان‌هاي دائمي و موقت وجود دارند و عوامل زيادي مي توانند در انتخاب سمان مناسب نقش داشته باشند. با توجه به نياز به بازيابي روكش هاي ايمپلنتي و در عين حال حفظ گير مناسب رستوريشن، هدف از اين مطالعه بررسي ميزان گير دو عامل لوتينگ موقتي در رستوريشن ها بود. مواد وروش ها: اين يك مطالعه تجربي آزمايشگاهي است كه در آن از 22 اباتمنت مستقيم ايمپلنتي استفاده شد. اباتمنت ها اسكن شده و تعداد 22 كوپينگ سراميكي به همراه يك لوپ در سطح اكلوزالشان جهت قرارگيري سمان توسط دستگاه ميلينگ ساخته شد. داده هاي حاصل از اسكن به دستگاه CAD/CAM انتقال داده شد و كوپينگ ها از طريق ميلينگ بلوك هاي زيركونيا حاصل شدند. نمونه ها به صورت تصادفي به دو گروه سمان شونده توسط سمان موقتي و داي كال تقسيم شدند. كوپينگ ها به آرامي روي اباتمنت نشانده و توسط فشار دست تحت فشار قرار گرفتند. نمونه هاي مانت شده در دستگاه يونيورسال قرار داده شده و نيروي لحظه اي در لحظه جدا شدن و نوع شكست يادداشت گرديد. نتايج: طي پيگيري هاي انجام شده، ميانگين ميزان استحكام و گير سمان Temp bomd NE و سمان دايكال به عنوان عامل لوتينگ براي رستوريشن هاي ايمپلنتي تعيين گرديد.. طبق داده هاي موجود مشخص شد كه ميانگين استحكام سمان Temp bond 3.08 ±20.42 و ميانگين استحكام سمان دايكال 1.009±45.11 بود كه از لحاظ آماري اين اختلاف معنا دار بود(001/0>p)به نحوي كه سمان دايكال ميزان گير بيشتري داشت. نتيجه گيري : بر اساس نتايج اين مطالعه، از لحاظ ميزان گير و استحكام، سمان دايكال گزينه مناسب تري نسبت به سمان Temp bond NE مي باشد. كليدواژه: روكش زير كونيايي، داي كال، تمباند، ايمپلنت
  • شماره ركورد
    31650
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان