عنوان
مقايسهي اثر روش هاي درمان سطحي ليزر، سندبلاست، تركيبي و فرز با روش متداول بر استحكام عرضي و نوع شكست ترميم آكريل گرماپخت توسط آكريل خودپخت
نويسنده اصلي
بلياني، نويد
محل تحصيل
رشت
رشته تحصيلي
دندانپزشكي
چكيده
مقدمه: رزين آكريلي گرماپخت رايجترين مادهي مصرفي به عنوان بيس دنچر براي بيش از ۶۰ سال بوده است اما استحكام مكانيكي رزين آكريلي براي كارايي باليني طولانيمدت دنچر كافي نيست. بنابراين شكست، يك پديده باليني متداول است كه اغلب در بيس دنچر اتفاق مي¬افتد. اين شكستها مي¬توانند باعث ناراحتي زيادي براي بيمار و دندانپزشك شوند. از آنجايي كه ساخت يك دنچر جديد براي بيمار زمانبر و هزينهبر است، ترميم دنچر به عنوان يك جايگزين در نظر گرفته مي¬شود. استفاده از رزين آكريلي خودپخت، كه اجازهي يك ترميم ساده و سريع را مي¬دهد محبوبترين روش در نظر گرفته مي¬شود. با اين حال، استحكام ترميم دور از حد ايدهآل است، و شكستگيهاي جديد مي¬توانند در بيسهاي تعمير شده به علت كم بودن استحكام ترميم رخ دهند. تحقيقات نشان دادهاند كه دليل اين شكستگيها عمدتا باند ضعيف بين رزين آكريليك گرماپخت و خودپخت است، بنابراين لازم است كه پيوند خوبي بين اين دو رزين آكريلي در سطح ترميم وجود داشته باشد.
هدف : در اين مطالعه، استفاده از ليزر دايود جهت ايجاد اچ، براي تقويت ترميم نمونههاي آكريليك به گونهاي كه استحكام عرضي ترميم را افزايش دهد در مقايسه با روشهاي Sandblast، روش تركيبي Laser-Sandblast، فرز، و روش بدون ترميم سطحي مورد بررسي قرار مي¬گيرد.
مواد و روشها: در اين مطالعه آزمايشگاهي تعداد 60 نمونه در 6 گروه به طور تصادفي قرار گرفتند كه گروه شاهد بدون هيچ گونه برش و ترميمي باقي ماند اما 5 گروه ديگر به صورت اوريب تراش داده شدند. سپس يكي از گروهها بدون درمان سطحي ترميم شد، و گروههاي ديگر به ترتيب هواسايي، ليزر درماني، ليزر درماني و سپس هواسايي و درنهايت آخرين گروه توسط فرز درمان سطحي شد. همهي نمونهها توسط آكريل فوري IVOCLAR طبق دستور كارخانه سازنده ترميم شدند و سپس همهي نمونهها به مدت يك هفته در آب در دماي 37 درجه سانتيگراد قرار گرفتند و سرانجام توسط دستگاه Universal Testing Machine شكسته شدند تا استحكام عرضي آنها مورد بررسي قرار گيرد. به علاوه نمونههاي ترميم شده زير دستگاه VMM (Video Measuring Machine) مورد بررسي قرار گرفتند تا نوع شكستگي آنها از نظر چسبندگي يا پيوستگي مورد ارزيابي قرار گيرد. براي مقايسه ميانگين استحكام در 6 گروه از آزمون كروسكال واليس استفاده شد. و براي مقايسه دو به دوي ميانگين استحكام گروهها از آزمون من ويتني با تصحيح بون فروني با حد معني داري 05/0≥P استفاده شد.
نتايج: دو گروه فرز و ليزر بيشترين استحكام عرضي را نشان دادند و گروه شاهد كمترين ميزان استحكام عرضي را دارا بود. بين گروه شاهد و ليزر و همينطور گروه شاهد و فرز اختلاف آماري معناداري وجود داشت درحالي كه بين گروه فرز و ليزر تفاوت معناداري مشاهده نشد. و گروههاي هواسايي شده و تركيبي نيز اختلاف معناداري با گروه شاهد نداشتند.
نتيجه گيري: استفاده از درمان سطحي توسط فرز و ليزر هر دو منجر به افزايش استحكام عرضي مي¬شوند و مفيد و كارامد خواهند بود.
شماره ركورد
30858
دانشكده
دندانپزشكي
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان
استاد راهنما
نشاندار اصلي، حميد