عنوان
بررسي ميزان اگاهي پرستاران واحد مراقبت¬هاي ويژه و واحد مراقبت¬هاي قلبي و اورژانس درباره اقدامات اوليه احيا و تاثير روش هاي آموزشي (شبكه هاي اجتماعي - سخنراني) بر آن در بيمارستان رازي رشت در سال 1397
نويسنده اصلي
مهر پي مقدم، تارا , جمشيدي، فاطمه
محل تحصيل
بندر انزلي
رشته تحصيلي
پزشكي
چكيده
َََ
مقدمه: وجود پرستاران داراي دانش كافي، نقش موثري در بالا بردن كيفيت مراقبت¬هاي پرستاري، به خصوص در بخش¬هاي ويژه دارد. احياي قلبي ريوي، مهم¬ترين مهارت پرسنل درماني است و لازم است از آخرين تغييرات آن آگاه باشند. هدف از مطالعه حاضر، بررسي ميزان اگاهي پرستاران واحد مراقبت¬هاي ويژه (ICU)، واحد مراقبت¬هاي قلبي (CCU) و اورژانس درباره اقدامات اوليه احيا (BLS) و تاثير روش¬هاي آموزشي (شبكه هاي اجتماعي - سخنراني) بر آن است.
مواد و روش ها: در اين پژوهش نيمه تجربي 105 پرستار شاغل در ICU و CCU و اورژانس بيمارستان رازي رشت در سال 1397 مورد بررسي قرار گرفتند. ضمن اخذ اطلاعات دموگرافيك افراد، ميزان آگاهي آن¬ها قبل از مداخله بوسيله پرسشنامه¬اي شامل 20 سوال در مورد BLS سنجيده شد. در مرحله دوم پرستاراني كه نياز آموزشي داشتند به دو گروه شبكه هاي اجتماعي – سخنراني تقسيم شدند و مورد آموزش قرار گرفته و بعد از يك هفته دوباره مورد سنجش قرار گرفتند. در نهايت داده¬ها با استفاده از نرم افزار آماري SPSS 21 و روش¬هاي آماري مقتضي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
نتايج: در اين مطالعه 40 نفر در گروه سخنراني و 40 نفر در گروه شبكه هاي اجتماعي مورد آناليز قرار گرفتند. توزيع جنسي و سني افراد و نيز گذراندن دوره BLS و مدرك تحصيلي و سابقه كار آنان در بخش¬هاي ويژه بين دو گروه از لحاظ آماري فاقد اختلاف معناداري بود. تغييرات نمره، قبل و بعد از آموزش، هم در گروه سخنراني و هم در گروه شبكه اجتماعي معنادار بود (001/0 = P، در هر دو مورد). نمره قبل (478/0 = P) و نمره بعد از مداخله (247/0 = P) و نيز تغييرات نمره (908/0 = P) و درصد تغييرات نمره (870/0 = P) بين دو گروه فاقد تفاوت آماري معنادار بود. نمره قبل از مداخله آموزشي با درصد تغييرات نمره همبستگي معني¬داري داشت (790/0 r = -، 001/0 = P). همچنين، ميزان آگاهي پرستاران بر حسب گذراندن دوره BLS (03/0 = (P و مدرك تحصيلي (004/0 = P) از لحاظ آماري معني دار بود. پس از كنترل Covariates نمره ميانگين BLS بين دو گروه همچنان معنادار نبود (522/0 = P).
نتيجه گيري: نتايج مطالعه حاضر، حاكي از تأثير آموزش BLS، صرف نظر از نوع روش بكارگرفته شده براي تدريس، بر افزايش ميزان آگاهي پرستاران است. همچنين، گذراندن دوره BLS و دارا بودن مدرك تحصيلي بالاتر نيز نقش قابل توجهي در ميزان آگاهي افراد در اين زمينه دارد.
نتايج: ميانگين سني بيماران 81/10±9/36 سال بدست آمد. با استفاده از آزمون Wilcoxon مشخص گرديد كه تفاوت آماري معني¬داري بين نمرات كسب شده از حيطه افسردگي قبل و بعد از مداخله در افراد مراجعه¬كننده به مراكز يوگا ديده مي شود (0001/0=P). به¬طوري كه ميانگين نمرات كسب شده قبل و بعد از شركت در كلاس¬هاي يوگا به ترتيب 57/5±7/8 و 77/3±29/5 بدست آمد. همچنين با استفاده از آزمون Wilcoxon مشخص گرديد كه تفاوت آماري معني¬داري بين نمرات كسب شده از حيطه افسردگي، استرس، اضطراب، كاركرد جسمي، سلامت جسمي، سلامت هيجاني و عدم درد قبل و بعد از شركت در كلاس¬هاي يوگا مشاهده شد (0001/0=P).
بحث و نتيجه¬گيري: يوگا به عنوان روش غيرداروئي مناسب و موثر و يك درمان مكمل منجر به بهبود بسياري از اختلالات رواني مي¬گردد. به¬طوريكه يوگا را تنها به عنوان يك تكنيك مكمل توصيه مي¬كنيم كه احتمالا اگر در كنار تكنيكهاي استاندارد ارائه شده از سوي تراپيستهاي داراي مجوز به كار گرفته شود، بيشترين تاثيرگذاري را خواهد داشت. بديهي است كه يوگا يك شيوه درمان نيست اما قطعا قابليتهاي زيادي براي كمك به بهبود و تسكين علائم اين اختلال رواني دارد.
شماره ركورد
30516
دانشكده
پرديس بين الملل
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان
استاد مشاور
منصف، وحيد , كاظم نژاد، احسان
استاد راهنما
ضياء ضيابري، مهدي