عنوان
بررسي دقت راديوگرافي پانوراميك در تعيين فاصلهي كانال منديبولار تا كرست ريج در مقايسه با توموگرافي كامپيوتري با اشعهي مخروطي در بيماران مراجعهكننده به يك مطب تخصصي در شهر رشت، سال 96
نويسنده اصلي
ملكي، گل آذين
محل تحصيل
بندرانزلي
رشته تحصيلي
دندانپزشكي
چكيده
مقدمه: در اعمال جراحي تعيين دقيق موقعيت لندماركهاي آناتوميك از جمله كانال منديبولار براي اجتناب از آسيب وارده به آن، از اهميت ويژهاي برخوردار است. هدف از مطالعهي حاضر تعيين دقت راديوگرافي پانوراميك در تعيين فاصلهي كانال منديبولار تا كرست ريج در مقايسه با توموگرافي كامپيوتري با اشعهي مخروطي (CBCT) بود.
مواد و روشها: اين مطالعهي توصيفي تحليلي مقطعي بر روي تصاوير پانوراميك و CBCT (Cone Beam Computed Tomography) مربوط به 58 بيمار (جمعاً 108 نوبت اندازهگيري) انجام شد. ابتدا بر روي تصاوير CBCT با استفاده از مقاطع كراس سكشنال فاصلهي كرست آلوئول تا سقف كانال منديبل در ناحيهي منتال فورامن و ناحيهي مولر منديبل بدست آمد. سپس اندازهگيريها در كليشهي پانوراميك بيماران دقيقاً در نقاط معادل با CBCT هر بيمار انجام شد.
جهت مقايسهي اندازههاي برآورد شده از آزمون t-test و در صورت عدم برقراري مفروضات اين آزمون از آزمونهاي غيرپارامتريك استفاده شد. جهت تعيين ضريب توافق راديوگرافي پانوراميك و CBCT از ضريب ICC استفاده گرديد. سطح معني داري آزمونها P<0.05 در نظر گرفته شد.
نتايج: بنابر نتايج اين مطالعه، اختلاف آماري معناداري بين اين دو روش تصوير برداري در هر دو ناحيهي دندان پرمولر و مولر مشاهده گرديد و در بيش از 9.75 درصد از اندازهگيريهاي ناحيهي پرمولر و بيش از 5.81 درصد از اندازهگيريهاي ناحيهي مولر، راديوگرافي پانوراميك ارتفاع استخوان را بيشتر از مقدار اندازهگيري شده در CBCT نشان داد. همچنين راديوگرافي پانوراميك نسبت به CBCT در برخي موارد طول كوتاهتري را نشان ميدهد كه اين ميزان چشمگير نميباشد.
مواد و روش ها: اين مطالعه توصيفي- مقطعي بر روي 140 كليشه راديوگرافي CBCT بيماران 18-81 ساله (ميانگين41/13 ± 72/46) از نظر داشتن پاتولوژي سينوس بررسي شد. تصاوير در مقطع مولتي پلنار، در نماهاي اگزيال، كرونال و ساژيتال براي يافتن پاتولوژي هاي سينوس ارزيابي شدند و پاتولوژي ها در 5 دسته تقسيم بندي شدند: 1) افزايش ضخامت مخاط بيشتر از 5 ميلي متر 2) retention cyst 3) ضخيم شدگي پوليپوئيدي مخاط 4) اپك شدن پارسيل يا كامل سينوس 5) سلامت. سن، جنس، وضعيت دنداني، ارتباط ضايعه پاتولوژيك با محل قرارگيري ايمپلنت نيز ارزيابي شد تا در صورت وجود ارتباط، مورد ارزيابي قرار گيرد.
نتايج: يافته ها نشان دادند كه پاتولوژي ها در نيمي از تصاوير CBCT وجود داشت. يافته هاي پاتولوژيك به ترتيب شامل: ضخيم شدگي مخاط (4/31%)، retention cyst (1/17%)، اپك شدن پارسيل يا كامل سينوس (3/9%) و ضخيم شدگي پوليپوئيدي مخاط (7/5%) بودند. هيچ ارتباطي بين سن و شيوع پاتولوژي ها يافت نشد (P=0/913). يافته ها در سينوس سمت راست بيشتر از چپ بودند. همچنين در مردان نسبت به زنان (P=0/715) و در افراد با وضعيت دنداني پارسيل (P=0/153) بيشتر بود كه از لحاظ آماري معني دار نبود. همچنين اكثريت (6/58%) يافته ها با ناحيه قرارگيري ايمپلنت مرتبط بودند.
نتيجه گيري: بر اساس نتايج اين پژوهش، پاتولوژي هاي سينوس از شيوع قابل توجهي برخوردار هستند كه ارتباط اين پاتولوژي ها با ناحيه قرارگيري ايمپلنت جهت به كارگيري تدابير درماني مختلف، لزوم معاينه دقيق راديوگرافي را براي تشخيص پاتولوژي ها نشان مي دهدنتيجهگيري: طبق نتايج مطالعهي حاضر با توجه به اهميت موضوع و عوارض احتمالي نميتوان به تنهايي به راديوگرافي پانوراميك اتكا نمود. بنابراين توصيه ميشود جهت جايگذاري ايمپلنت در ناحيهي خلف منديبل به منظور بررسي دقيق ارتفاع استخوان از CBCT استفاده شود.
شماره ركورد
30222
دانشكده
پرديس بين الملل
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان
استاد مشاور
رنجزاد، هادي Ranjzad, Hadi , غفوري، آرش Ghafoori, Arash
استاد راهنما
استوار راد، فرزانه