عنوان
بررسي آگاهي و نگرش خانواده بيماران مبتلا به اختلالات رواني مراجعه كننده به مركز رواپزشكي ابن سينا مشهد در زمينه درمان با الكتروشوك سال 84-1383
نويسنده اصلي
بكائيان ، مهدي
محل تحصيل
رشت
رشته تحصيلي
پرستاري
چكيده
چكيده
مقدمه: الكترو شوك درماني از جمله رايجترين، والبته منحصر بفرد ترين روشها، در درمان برخي از اختلالات مهم رواني به شمار مي رود. اما آنچه مسلم است، اين شيوه از درمان عليرغم برخورداري از مزاياي فراوان، درماني اضطراب آور وابهام آميز براي بيماران و خانواده هاي آنان محسوب گرديده، باعث ايجاد نگرش منفي در آنان گشته و مشكلات زيادي را در امر پيگيري درمان تا حصول نتايج مطلوب بدنبال داشته است. از آنجا كه يكي از مهمترين عوامل براي اصلاح برنامه ها و اقدامات درماني، رفع نواقص و جلب همكاري بيمار و خانواده وي در زمينه در مان با الكتروشوك، توجه به واكنشهاي بيماران و خانواده هاي آنان ميباشد، لذا بررسي نظرات و جمع آوري اطلاعات در زمينه آگاهي و نگرش اين افراد در باره ي ECT ازاهميت ويژه اي برخوردار است.
هدف: اين مطالعه باهدف تعيين ميزان آگاهي و نگرش خانواده ي بيماران مبتلا به اختلالات رواني مراجعه كننده به مركز روانپزشكي ابن سيناي مشهد در مورد درمان با الكتروشوك انجام شده است..
موادوروشها:پژوهش حاضر، يك مطالعه توصيفي بوده و جامعه آنرا، خانواده هاي داراي بيمار مبتلا به يكي از انواع اختلالات رواني مراجعه كننده به مركز روانپزشكي ابن سينا مشهد با حداقل يكبار سابقه درمان با الكتروشوك تشكيل ميدهند. تعداد نمونه 71نفركه از طريق محاسبه فرمول حجم نمونه انتخاب و روش نمونه گيري در دسترس بوده است.
ابزاراين پژوهش، پرسشنامه اي مشتمل برسه بخش شامل؛ ده سوال دموگرافيك، 27سوال مربوط به سنجش آگاهي و15سوال نگرش سنجي بر اساس معيار ليكرت.براي تجزيه وتحليل داده ها از آمار توصيفي(توزيع فراواني،ميانگين وانحراف معيار) و آماراستنباطي(مجذوركاي براي سنجش ارتباط بين آگاهي و نگرش با هر يك از متغيرهاي دموگرافيك)وآزمون ضريب همبستگي اسپيرمن (جهت بررسي همبستگي بين آگاهي و نگرش واحدهاي مورد پژوهش) استفاده گرديد.
نتايج: نتايج پژوهش بطور كلي مؤيد آنستكه اكثر(8/71%) واحدهاي مورد پژوهش در زمينه ECT داراي آگاهي ضعيف بوده و4/70 درصد آنان نيز از نگرش منفي در اين رابطه برخوردارند. همچنين نتايج ازمون آماري مجذور كاي نشانگر آنستكه بين متغير ميزان آگاهي وميزان تحصيلات(0001/0P<)،سابقه بستري(034/0P<) وسابقه انجام ECT(016/0 P<) رابطه معناداري وجود دارد. ازطرفي متغيرنگرش بامتغيرهاي سابقه بستري(002/0P<) و سابقه انجام ECT(001/0P<) رابطه معنا داري داشته ونيز براساس نتيجه آزمون ضريب همبستگي اسپيرمن، بين ميزان آگاهي واحدهاي موردپژوهش بانگرش آنان نسبت بهECTهمبستگي مستقيم ورابطه معناداري برقرار است(0001/0P< ، 78/0 r=).
نتيجه گيري نهائي: بر اساس يافته هاي پژوهش، آگاهي اغلب واحدهاي مورد پژوهش درزمينه الكترو شوك درماني ضعيف بوده و نگرش اكثرآانان نيز نسبت به اين شيوه درماني منفي ميباشد ونيز ميزان آگاهي درميان خانواده هاي باسطح تحصيلات بالاتر، بهتر بوده وهمچنين خانواده هائيكه بيمارشان داراي سابقه بستري و انجام الكتروشوك بيشتري مي باشد، از آگاهي بهتر و نگرش مطلوبتري در اين زمينه برخوردارند.
واژه هاي كليدي: آگاهي، نگرش، خانواده، بيمار رواني، الكترو شوك درماني
شماره ركورد
2961
دانشكده
پرستاري و مامايي شهيد بهشتي
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان
استاد مشاور
خالقدوست ، طاهره , بهنام وشاني ، حميد رضا
استاد راهنما
يزداندوست ، زهرا