عنوان
بررسي كافي بودن تعداد گلومرول ها و عوارض بيوپسي كليه در سه روش بيوپسي به صورت Blindو به كمك راهنماي سونوگرافي با دو نوع ســـوزن Single وCoaxial
نويسنده اصلي
زماني، اطهرالسادات
محل تحصيل
رشت
رشته تحصيلي
پزشكي
چكيده
مقدمه: بيوپسي كليه به عنوان يك روش تشخيصي مناسب بااهداف مختلفي جهت بيماران انجام مي¬گيرد. امروزه ازتكنيك¬هاي مختلفي براي اين مهم استفاده مي¬گردد. لذا در مطالعه حاضر بر آن شديم تا به بررسي كفايت گلومرولي و عوارض بيوپسي كليه درسه روش بيوپسي به صورت Blind و به كمك راهنماي سونوگرافي با دو نوع سوزن single و coaxial بپردازيم.
هدف: بررسي كفايت گلومرولي وعوارض بيوپسي كليه درسه روش بيوپسي به صورت Blind و به كمك راهنماي سونوگرافي با دو نوع سوزن singleو coaxial.
مواد و روش¬ها: مطالعه حاضر، مطالعه¬اي مقطعي مي¬باشد. در اين بررسي به تشخيص متخصص نفرولوژي بيماران داراي انديكاسيون، بيوپسي شدند. اطلاعات اوليه تمامي بيماران شامل نام و نام¬خانوادگي، شماره پرونده پزشكي، جنس، سن،پزشك معالج و نحوه انجام بيوپسي Blind يا تحت گايدسونو (با سوزن Singleيا Coaxial)، تشخيص پاتولوژيك پزشك متخصص، تعدادگلومرول گزارش شده در گزارش پاتولوژي و عوارض حاصل از بيوپسي تازمان ترخيص جمع¬آوري و پس از تطبيق با داده¬هاي حاصل ازآزمايشگاه پاتولوژي ثبت شد. آناليزآماري با نرم-افزار SPSS ويراست 21 انجام گرديد.
يافته¬هاي پژوهش :اختلاف معني¬داري ميان پراكنش توزيع جنسي در سه گروه مورد ارزيابي مشاهده نشد (084/0=p). ميانگين سني بيماران مورد بررسي ما 44/16±94/43 سال بود كه بيشترين فراواني با 16/40 درصد بيماران در گروه سني 40 تا 59 سال بودند. 9/75 درصد بيماراني كه با روش Blind تحت نمونه برداري قرار گرفتند هيچگونه عارضه¬اي را نشان نداند، در گروه¬هاي سونوگرافي single و Coaxial به ترتيب 15/89% و 54/85% بيماران مورد بررسي عارضه¬اي را نشان ندادند،كه براساس آزمون Chi-Squre ارتباط معني¬داري ميان عوارض و روش نمونه¬برداري مشاهده شد. در مطالعه ما ميانگين گلومرول برداشته شده توسط روش Blind 47/5 ± 56/8 بود كه ميانگين تعداد گلومرول در دو روش Coaxial و Single 14/9 ±18/18 و 02/9±11/7 بود كه بر اساس آزمون آماري One-Way A ندارد VA ارتباط معني¬داري ميان سه روش نمونه¬برداري ديده شد (0001/0=P) در بررسي دو به دو روش¬هاي نمونه برداري با توجه به آزمون آماري Tukey مشاهده شد كه دو روش نمونه¬برداري Blind و Single نسبت به يكديگر از نظر تعداد گلومرول بدست آمده از بافت اختلاف معني داري ندارند (916/0=P) اما روش نمونه¬برداي با راهنمايي سونوگرافي Coaxial نسبه به دو روش ديگر برتري معني¬داري را نشان داد (0001/0=P). مقايسه مدت زمان انجام نمونه¬برداري را در دو روش تحت گايد سونوگرافي با سوزن Single و Coaxial نشان مي¬دهد كه بر اساس آن ميانگين زمان انجام نمونه¬برداري در دو روش با توجه به عدم توزيع نرمال زمان، بوسيله آزمون كلوموگروف اسميرونوف، ارتباط آماري معني¬داري را بر اساس آزمون آماريMan-Witney U نشان مي¬دهد (0001/0=P).
نتيجه¬گيري و پيشنهادات: نتايج مطالعه ما به طور كلي نشان مي¬دهد كه در مقايسه با روش Blind، دو روش نمونه¬برداري تحت راهنماي سونوگرافي با سوزن¬هاي Single و Coaxial عوارض كمتري داشته و در تشخيص كمك بيشتري مي¬كند، در مقايسه خود اين دو روش تحت هدايت سونوگرافي نيز، سوزن Coaxial ميزان بافت بيشتري را در زمان كوتاه¬تري فراهم مي¬كند، از اين رو نمونه¬برداري با هدايت سونوگرافي توسط سوزن coaxiaروش مناسب¬تري به نظر مي¬رسد
شماره ركورد
27742
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان
استاد مشاور
لبادي، كاظم , حيدرزاده، آبتين
استاد راهنما
جندقي،علي بابايي