• عنوان

    بررسي مقايسه¬اي مقياس GCS و FOUR در پيش¬بيني پيامدهاي بيماران مراجعه كننده به بخش اورژانس مركز آموزشي درماني كوثر سنندج در سال 1403

  • نويسنده اصلي

    فردمقدم، نازنين

  • رشته تحصيلي
    پرستاري اورژانس
  • چكيده
    و به تفكيك گروه‌هاي تروماتيك و غيرتروماتيك انجام گيرد. كليد واژه‌ها: هوشياري، GCS، FOUR، زمينه و هدف: بخش اورژانس نقطه اوليه‌ي ورود بيماران بدحال و نيازمند مراقبت‌هاي درماني فوري است. ارزيابي باليني بيماران به نحو مناسب مي‌تواند به اتخاذ موثرترين مداخلات درماني و تخصيص صحيح منابع منجر گردد. مقياس‌هاي GCS و FOUR از جمله پركاربردترين مقياس‌هايي هستند كه در راستاي ارزيابي باليني، سطح هوشياري بيماران را بررسي مي‌كنند. در مورد برتري اين دو مقياس از نظر پيش‌بيني پيامدهاي مختلف بيماران هنوز قطعيتي وجود ندارد. از اين رو، مطالعه حاضر با هدف بررسي مقايسه‌اي مقياس GCS و FOUR در پيش‌بيني پيامدهاي بيماران مراجعه كننده به بخش اورژانس مركز آموزشي‌ درماني كوثر شهرستان سنندج در سال 1403 انجام شد. روش پژوهش: اين مطالعه به روش طولي بر روي 200 نفر از بيماران مراجعه كننده به بخش اورژانس و به روش نمونه‌گيري متوالي انجام شد. نظر به دليل اصلي مراجعه بيماران، تمامي نمونه‌هاي مورد بررسي به دو گروه اختلالات تروماتيك و غيرتروماتيك تقسيم شد. معيارهاي ورود به مطالعه شامل تمايل به شركت در مطالعه، سن بالاتر از 17 سال، داشتن تنفس خود به خودي و همچنين، سطح ترياژ يك و يا دو در بدو ورود به بيمارستان بود. معيارهاي خروج از مطالعه نيز، عدم تمايل به ادامه مشاركت در مطالعه، انفوزيون مداوم داروهاي آرامبخش و يا سركوب كننده سيستم عصبي مركزي بود. داده‌ها با استفاده از فرم مشخصات جمعيت شناختي، باليني و مقياس‌هاي GCS و FOUR جمع‌آوري شد. سطح هوشياري بيماران در بدو ورود به بيمارستان و در طول 24 ساعت ثانويه، به وسيله‌ي هر دو مقياس ارزيابي شد. پيامدهاي مورد بررسي در اين مطالعه؛ نياز به اينتوباسيون در طول 72 ساعت اوليه، نياز به بستري در بخش‌هاي مراقبت ويژه، ارست قلبي- ريوي و بقاي بيمارستاني بود. تحليل نتايج مبتني بر شهود نموداري در سطح منحني راك انجام شد. تجزيه و تحليل داده‌ها با نرم‌افزار SPSS نسخه‌ي 16 انجام شد. يافته‌ها: از مجموع 200 نفر بيمار مورد بررسي در اين مطالعه، 100 نفر از آنان به دليل اختلالات تروماتيك و 100 نفر به دليل اختلالات غيرتروماتيك مراجعه كرده بودند. ميانگين سني آنان 68/19±63/52 سال و اغلب (5/59 درصد) مرد بودند. بر مبناي مقياس GCS، ميانگين سطح هوشياري بيماران تروماتيك در بدو ورود 85/2±92/11 و بيماران غيرتروماتيك 03/3±19/11 بود. بر مبناي مقياس FOUR، ميانگين سطح هوشياري بيماران تروماتيك در بدو ورود 35/2±07/13 و بيماران غيرتروماتيك 67/2 ± 93/11 بود. شايع‌ترين (80 درصد) پيامد باليني مشاهده شده، بستري در بخش‌هاي مراقبت ويژه براي بيماران غيرتروماتيك بود. در هر دو گروه بيماران تروماتيك و غير تروماتيك، نقطه برش مناسب براي پيش‌بيني پيامدها در بدو ورود به بيمارستان بر مبناي مقياس GCS، نمره 12 و بر مبناي مقياس FOUR، نمره 13 بود. در بدو ورود به بيمارستان، بالاترين ميزان حساسيت در هر دو مقياس مربوط به پيش‌بيني پيامد ارست قلبي- ريوي در گروه بيماران تروماتيك بود و بالاترين ميزان ويژگي در هر دو مقياس مربوط به پيش‌بيني پيامد بستري در بخش‌هاي مراقبت ويژه در گروه بيماران غيرتروماتيك بود. نتيجه‌گيري: به طوركلي در گروه بيماران تروماتيك، مقياس GCS در بدو ورود به بيمارستان و مقياس FOUR در ارزيابي ثانويه قدرت پيش‌بيني بالاتري داشته‌اند. در گروه بيماران غيرتروماتيك نيز، مجموعاً مقياس FOUR نسبت به مقياس GCS قدرت پيش‌بيني بالاتري داشته است. به بيان ساده‌تر، نتايج حاصل از اين مطالعه نشان مي‌دهد كه، ارزيابي محدود و يك باره‌ي بيماران در زمان ورود به بخش اورژانس جهت پيش‌بيني پيامدهاي باليني بيماران كفايت نمي‌كند و به جهت اطمينان از پيش‌بيني پيامدها مي‌بايست اين ارزيابي‌ها به صورت سريالي اورژانس، پيامد
  • شماره ركورد
    237196
  • گرايش رشته تحصيلي
    پرستاري
  • دانشكده
    پرستاري مامايي
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • استاد راهنما
    سلام وطن دوست