• عنوان

    يك رويكرد نظريه ‌بازي براي قيمت‌گذاري و تعيين سطح فناوري در زنجيره‌تأمين با در نظرگرفتن اينترنت اشيا و واقعيت افزوده

  • نويسنده اصلي

    ابراهيمي، فاطمه

  • محل تحصيل
    اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
  • رشته تحصيلي
    مهندسي صنايع
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    در عصر تحول ديجيتال، فناوري‌هايي نظير اينترنت اشيا و واقعيت افزوده به‌عنوان محرك‌هاي اصلي نوآوري در بازاريابي، مديريت كانال‌هاي فروش و قيمت‌گذاري شناخته مي‌شوند. با اين حال، با وجود گسترش پژوهش‌ها در حوزه ديجيتالي‌سازي زنجيره‌تأمين و پلتفرم‌هاي فروش، همچنان خلأ مهمي در تحليل اثر همزمان اين فناوري‌ها در حضور تأمين‌كننده فناوري اطلاعات و ارتباطات وجود دارد و در اغلب مطالعات پيشين، نرخ كميسيون پلتفرم‌ها ثابت در نظر گرفته شده و تأثير عوامل بر آن ناديده گرفته شده است. به‌ويژه متغيرهايي نظير مدت زمان تحويل توليدكننده، درصد رضايت مشتريان و تنوع توليد كه مي‌توانند بر تقاضا و قدرت چانه‌زني اثرگذار باشند، در تعامل با فناوري‌هاي اينترنت اشيا و واقعيت افزوده به‌صورت يكپارچه مدل‌سازي نشده‌اند. پژوهش حاضر با هدف پر كردن اين شكاف‌ها طراحي شده است. اين تحقيق شامل دو مسئله تصميم‌گيري مرتبط است. در مسئله نخست، يك زنجيره‌تأمين شامل توليدكننده، خرده‌فروش و تأمين‌كننده فناوري اطلاعات و ارتباطات با دو كانال فروش مدل‌سازي شده است. خرده‌فروش درباره سطح به‌كارگيري اينترنت اشيا و واقعيت افزوده تصميم مي‌گيرد، تأمين‌كننده سطوح مختلف فناوري را با قيمت‌هاي متفاوت عرضه مي‌كند و توليدكننده در صورت ناهم‌ترازي سطح فناوري‌ها، سازوكار جريمه اعمال مي‌كند. نتايج نشان مي‌دهد رابطه‌اي غيرخطي ميان هزينه فناوري، شدت جريمه و سود بازيگران وجود دارد؛ به‌گونه‌اي كه تغيير در اين پارامترها مي‌تواند ترتيب برتري سناريوها را تغيير دهد. همچنين مشخص شد كه در سطوح پايين هزينه فناوري، به‌كارگيري هم‌زمان اينترنت اشيا و واقعيت افزوده منجر به افزايش سود كل زنجيره مي‌شود، اما در سطوح بالاي هزينه يا جريمه، توزيع سود به نفع بازيگر رهبر تغيير مي‌كند. در مسئله دوم، رقابت ميان دو پلتفرم فروش با ساختارهاي متفاوت بررسي شده است. پلتفرم اول سياست انحصاري اتخاذ كرده و در صورت همكاري انحصاري توليدكننده، تبليغات ارائه مي‌دهد؛ در غير اين صورت جريمه‌اي ثابت دريافت مي‌كند. اين مسئله در چهار سناريو و با وابسته بودن نرخ كميسيون تحليل شده است؛ نتايج نشان مي‌دهد واقعيت افزوده اثري دوگانه دارد: از يك سو تقاضا و تمايل به پرداخت را افزايش مي‌دهد و از سوي ديگر رقابت را تشديد كرده و مي‌تواند نرخ كميسيون تعادلي را كاهش دهد. همچنين مشخص شد كه كاهش زمان تحويل و افزايش رضايت و تنوع توليد، قدرت چانه‌زني توليدكننده را تقويت كرده و در برخي شرايط ساختار انحصاري را از حالت بهينه خارج مي‌كند. به‌طور كلي، اين پژوهش نشان مي‌دهد تصميمات مربوط به ديجيتالي‌سازي، سياست‌هاي جريمه و ساختار كميسيون به‌شدت به يكديگر وابسته‌اند و تحليل جداگانه آن‌ها مي‌تواند به نتايج گمراه‌كننده منجر شود.
  • شماره ركورد
    237163
  • گرايش رشته تحصيلي
    روش‌هاي بهينه‌سازي
  • دانشكده
    مهندسي صنايع و سيستم ها
  • دانشگاه
    دانشگاه صنعتي اصفهان