عنوان
ارزيابي شاخص بهره وري آب ، غذا و انرژي با رويكرد پيوندي جهت تامين امنيت غذايي و پايداري منابع آب و انرژي (دشت يزد-اردكان)
رشته تحصيلي
علوم و مهندسي آب گرايش آبياري و زهكشي
تاريخ دفاع
10/18/2025 12:00:00 AM
كليدواژه فارسي
بهرهوري آب، غذا و انرژي , رويكرد پيوندي , امنيت غذايي , پايداري منابع , دشت يزد-اردكان
چكيده
پژوهش حاضر با هدف ارزيابي شاخصهاي بهرهوري آب، غذا و انرژي با رويكرد پيوندي در دشت يزد-اردكان انجام شده است. اين منطقه به دليل شرايط اقليمي خشك و نيمهخشك، كاهش بارندگي، افت سطح آبهاي زيرزميني و توسعه همزمان فعاليتهاي كشاورزي و صنعتي، يكي از كانونهاي بحراني در مديريت منابع كشور محسوب ميشود. ضرورت اين تحقيق از آنجا ناشي ميشود كه مديريت تكبخشي منابع در چنين مناطقي نهتنها پاسخگوي نيازها نيست، بلكه خود ميتواند منجر به تعارضات جدي ميان بخشها و كاهش امنيت غذايي و انرژي شود. در اين مطالعه، ابتدا مباني نظري پيوند آب-غذا-انرژي مرور شد و اهميت اين رويكرد در ارتقاي امنيت غذايي و دستيابي به پايداري منابع روشن گرديد. سپس دادههاي تحقيق از منابع آماري رسمي (وزارت نيرو، وزارت جهاد كشاورزي، شركت توانير) و گزارشهاي منطقهاي گردآوري شد. به منظور تحليل كمي، از مدل سامانه ارزيابي و برنامه ريزي آب براي شبيهسازي سناريوهاي عرضه و تقاضاي آب استفاده گرديد. شاخصهاي بهرهوري در سه بخش آب، غذا و انرژي به تفكيك محاسبه شد و سناريوهاي مختلف مديريتي (شامل تداوم وضعيت موجود، بهبود فناوري آبياري، تغيير الگوي كشت، و توسعه انرژيهاي تجديدپذير) مورد ارزيابي قرار گرفت. يافتهها نشان داد كه بهرهوري آب در بخش كشاورزي كمتر از سطح بهينه است و بيشترين ميزان اتلاف در محصولات پرمصرف آبي مشاهده شد. در بخش غذا، به دليل وابستگي شديد به منابع انرژي فسيلي، هزينههاي توليد و آسيبپذيري سيستم افزايش يافته است. همچنين، بررسي سناريوها نشان داد كه تركيب فناوريهاي نوين آبياري با تغيير الگوي كشت و استفاده از انرژيهاي پاك ميتواند تا حدود 30 درصد بهرهوري منابع آبي را افزايش دهد و در عين حال وابستگي بخش كشاورزي به انرژي فسيلي را كاهش دهد. نتايج مدلسازي بيانگر آن است كه سياستهاي تلفيقي، برخلاف رويكردهاي تكبخشي، توانايي بيشتري در كاهش فشار بر منابع زيرزميني و ارتقاي امنيت غذايي دارند. در مجموع، نتايج اين پژوهش نشان ميدهد كه رويكرد پيوندي ميتواند چارچوبي مؤثر براي تصميمگيريهاي مديريتي و سياستگذاري در مناطق خشك و بحراني مانند دشت يزد-اردكان فراهم آورد. اين رويكرد ضمن افزايش بهرهوري منابع، به كاهش تعارضات بينبخشي كمك كرده و دستيابي به اهداف توسعه پايدار را تسهيل ميكند. بنابراين، توجه به شاخصهاي پيوندي در تدوين برنامههاي ملي و منطقهاي مديريت منابع ضروري به نظر ميرسد.
شماره ركورد
236865
دانشگاه
دانشگاه اردكان
استاد راهنما
سلطاني گردفرامرزي سميه soltani somayeh