• عنوان

    تأثير مداخله روان‌شناسي مثبت مبتني بر برنامه شكوفايي پرما بر توانمندي‌هاي منش، نگرش‌هاي ناكارآمد و اميد به آينده در افراد داراي ضايعه نخاعي

  • تاريخ دفاع
    10/22/2025 12:00:00 AM
  • كليدواژه فارسي

    روان‌شناسي مثبت , شكوفايي پرما , توانمندي‌هاي منش , نگرش‌هاي ناكارآمد , اميد به آينده , ضايعه نخاعي

  • چكيده
    زندگي با ضايعه نخاعي علاوه بر محدوديت‌هاي جسماني، با چالش‌هاي روان‌شناختي قابل‌توجهي همراه است كه مي‌تواند بر سلامت روان، توانمندي‌هاي فردي و اميد به آينده تأثير بگذارد. روان‌شناسي مثبت با تمركز بر ظرفيت‌ها و توانمندي‌هاي انساني و عناصر كليدي مدل شكوفايي پرما، از جمله هيجانات مثبت، درگيري، روابط مثبت، معنا و دستاورد، رويكردي مؤثر براي ارتقاي سازگاري رواني و افزايش اميد در افراد ارائه مي‌دهد. اين رويكردها در زمينه توان‌بخشي روان‌شناختي بيماران نخاعي، امكان تقويت منابع دروني و بهبود كيفيت زندگي را فراهم مي‌كنند. پژوهش حاضر با هدف بررسي اثربخشي آموزش روان‌شناسي مثبت مبتني بر برنامه شكوفايي پرما بر توانمندي‌هاي منش، نگرش‌هاي ناكارآمد و اميد به آينده در افراد داراي ضايعه نخاعي انجام شد. اين مطالعه از نوع نيمه‌آزمايشي با طرح پيش‌آزمون–پس‌آزمون همراه با گروه كنترل و دوره‌ي پيگيري دوماهه بود. جامعه‌ي آماري شامل كليه‌ي افراد داراي ضايعه نخاعي عضو انجمن ضايعه نخاعي شهر يزد در سال‌هاي 1404-1403 بود. از ميان آنان، 60 نفر به روش در‌دسترس انتخاب و به‌طور تصادفي در دو گروه آزمايش و كنترل (هر گروه 30 نفر) گمارده شدند. گروه آزمايش طي ده جلسه‌ي 90 دقيقه‌اي در برنامه‌ي آموزش روان‌شناسي مثبت مبتني بر مدل شكوفايي پرما شركت كردند، در حالي‌كه گروه كنترل هيچ مداخله‌اي دريافت نكرد. ابزارهاي پژوهش شامل پرسشنامه توانمندي‌هاي منش پترسون و سليگمن (CSQ)، پرسشنامه نگرش‌هاي ناكارآمد وايزمن و بك (DAS-26) و مقياس اميد بزرگسالان اشنايدر (AHS-12) بودند. داده‌ها با بهره‌گيري از تحليل واريانس با اندازه‌گيري مكرر و به‌وسيله‌ي نرم‌افزار SPSS نسخه 27 تحليل شدند. يافته‌ها نشان داد كه آموزش روان‌شناسي مثبت مبتني بر مدل شكوفايي پرما موجب افزايش معنادار توانمندي‌هاي منش (0.001‎>p، 30.314F=)، كاهش نگرش‌هاي ناكارآمد (0.001‎>p، 23.271F=)، و افزايش اميد به آينده (0.001‎>p، 35.462F=) در گروه آزمايش نسبت به گروه كنترل گرديد و اين اثرات در مرحله‌ي پيگيري نيز تداوم يافت. بر اساس نتايج به‌دست‌آمده، مي‌توان نتيجه گرفت كه آموزش روان‌شناسي مثبت با تأكيد بر مؤلفه‌هاي هيجانات مثبت، درگيري، روابط مثبت، معنا و دستاورد، مي‌تواند به ارتقاي سلامت روان، بهبود سازگاري و افزايش اميد در افراد داراي ضايعه نخاعي منجر شود. يافته‌هاي اين پژوهش نشان مي‌دهد كه مداخلات مبتني بر روان‌شناسي مثبت قابليت به‌كارگيري در برنامه‌هاي توان‌بخشي روان‌شناختي بيماران نخاعي را دارا هستند.
  • شماره ركورد
    236724
  • دانشگاه
    دانشگاه اردكان
  • استاد راهنما
    رضاپور ميرصالح ياسر Rezapour Mirsaleh Yasser