عنوان
مقايسه پايداري مسكن خانههاي سنتي و دوم روستايي: موردكاوي روستاي ده بالا، شهرستان تفت، استان يزد
نويسنده اصلي
فرودي، فريدون
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
رشته تحصيلي
توسعه روستايي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
در پي تحولات اجتماعي - اقتصادي سالهاي اخير و گسترش روند مهاجرت معكوس به سكونتگاههاي روستايي ايران، الگوهاي ساختوساز بهتدريج از معماري بومي و اقليم محور فاصله گرفته و به سمت شيوههاي مدرن و عمدتاً غيربومي حركت كرده است. اين تغيير گرچه سطح آسايش و رفاه روزمره را افزايش داده، اما همزمان كارآمدي مصرف آب، برق و گاز را تحتتأثير قرار داده و ضرورت بازنگري در پايداري كالبدي عملكردي خانههاي روستايي را برجسته كرده است. پژوهش حاضر كه در سال 1403-1404 انجام شده است، با انتخاب روستاي دهبالا (شهرستان تفت، استان يزد) بهعنوان مطالعه موردي، به واكاوي رابطه ميان ويژگيهاي معماري (كالبدي، مصالحي و رفتاري) و الگوهاي مصرف منابع در سه گونه مسكن سنتي، ميانه و نوساز ميپردازد. چارچوب مفهومي تحقيق بر ارزيابي چرخه حيات (LCA) در فاز بهرهبرداري (ماژولهاي B6 و B7) استوار است. اهداف اصلي شامل شناسايي الگوهاي مصرف، ارزيابي اثربخشي اقدامات صرفهجويانه و پيشنهاد راهكارهاي تلفيقي براي پايداري زيستمحيطي است. روش تحقيق با رويكردي تركيبي (كيفي - كمي) طراحي شده و بر دادههاي ميداني شامل برداشت معماري، مشاهده مستقيم و مصاحبههاي نيمهساختاريافته استوار است. در بخش كمي نيز از پرسشنامههاي طيف ليكرت براي گردآوري نظر 10 متخصص معماري و 28 خانوار ساكن استفاده شده است. تحليل دادهها با بهرهگيري از شاخصهاي توصيفي (ميانه و مقايسه تطبيقي) و تدوين ماتريس اقدامات و موانع (با تمركز بر اثرگذاري، ميزانپذيرش و دشواري اجرا) انجامگرفته است. نتايج پژوهش نشان ميدهد كه سه گونه مسكن مورد بررسي الگوهاي مصرفي متفاوتي را رقم ميزنند. خانههاي نوساز با اتكا به تجهيزات مكانيكي و سامانههاي تأسيساتي جديد، مصرف آب بيشتري را ثبت كردهاند؛ درحاليكه خانههاي سنتي بهواسطهي عناصر ذاتي معماري اقليمي از جمله جهتگيري مناسب بنا و بهرهگيري حداكثري از نور طبيعي در مديريت انرژي الكتريكي و گاز عملكرد كارآمدتري دارند. خانههاي ميانه نيز وضعيت انتقالي و قابل بهينهسازي را از خود نشان ميدهند. يافتهها همچنين بيانگر آن است كه اگرچه اقدامات معماري در بافت سنتي از مقبوليت بيشتري برخوردارند، اما محدوديتهاي اقتصادي، زيرساختي و فرهنگي مانع پيادهسازي مؤثر آنها در بناهاي نوساز ميشود. بهطوركلي، كاهش حضور مؤلفههاي اقليمي در معماري جديد، وابستگي به فناوريهاي مكانيكي را افزايش داده و سطح پايداري زيستمحيطي را پايين آورده است. جمعبندي پژوهش بر اين نكته تأكيد دارد كه دستيابي به پايداري در مسكن روستايي تنها با اتكا بر فناوريهاي نوين ميسر نيست؛ بلكه در گرو بازخواني هوشمندانه اصول معماري بومي و تلفيق سنجيده آنها با نوآوريهاي معاصر است. در اين راستا، پيشنهادهايي همچون تدوين سياستهاي تشويقي براي طراحي اكولوژيك، برنامههاي آموزشي براي ارتقاي آگاهي ساكنان و تهيه دستورالعملهاي محلي باهدف كاهش وابستگي به منابع و تقويت تابآوري سكونتگاههاي روستايي ارائه ميشود. همچنين، مطالعات آينده ميتوانند بر مدلسازي پيشرفته LCA متناسب با منطقه و بررسي نقش عوامل فرهنگي در الگوهاي مصرف خانوار تمركز كنند.
شماره ركورد
236556
گرايش رشته تحصيلي
توسعه روستايي
دانشكده
مهندسي كشاورزي
دانشگاه
دانشگاه صنعتي اصفهان