عنوان
ارزيابي و تحليل ريسك خشكسالي در ايران با استفاده از رويكرد چندمولفهاي و دادههاي سنجش از دور
نويسنده اصلي
خوش نياز پيركوهي، محمدرضا
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
رشته تحصيلي
مهندسي عمران
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
اين پژوهش با هدف ارزيابي جامع ريسك خشكسالي در ايران با بهرهگيري از رويكرد چندمولفهاي و فناوريهاي پيشرفته سنجش از دور و سيستم اطلاعات جغرافيايي (GIS) در محيط Google Earth Engine (GEE) انجام شدهاست. تحقيقات بر چارچوب مفهومي ريسك خشكسالي كه آن را تابعي از سه مؤلفه اصلي خطر، آسيبپذيري و در معرض قرارگيري تعريف ميكند، استوار است. در اين مطالعه، مؤلفه خطر خشكسالي (DHI) با استفاده از شاخص تركيبي SDCI (شاخص وضعيت خشكسالي مقياسشده) كه خود از تركيب اطلاعات شاخصهاي دما (TCI)، پوشش گياهي (VCI) و بارش (PCI) حاصل از دادههاي ماهوارهاي MODIS (شامل LST و NDVI) و TRMM براي دوره 25 ساله 2000 تا 2025 محاسبه شده است. پس از آن، احتمالات وقوع خشكسالي با شدتهاي مختلف (بسيار شديد، شديد، متوسط، خفيف، و مرطوب) استخراج شده و براي مؤلفه آسيبپذيري (DVI)، سه پارامتر كليدي شامل نوع كاربري اراضي، شيب زمين و رطوبت خاك منطقه ريشه مورد بررسي قرار گرفتند. اين پارامترها با استفاده از دادههاي ASTER DEM، MODIS MCD12Q1 و SMAP SPL4SMGP/007 در GEE پردازش، نرمالسازي و با اعمال وزنهاي برگرفته از تحقيقات قبلي براي رطوبت خاك، كاربري اراضي و شيب تركيب شدند. مؤلفه در معرض قرارگيري (DEI)، بر اساس دو پارامتر اصلي چگالي جمعيت و توليد ناخالص اوليه (GPP) (بهعنوان نماينده محصولات كشاورزي) كه از دادههاي WorldPop و MODIS MOD17A2H حاصل شدهاند، محاسبه شد. اين پارامترها نيز پس از نرمالسازي، با اعمال وزنهاي چگالي جمعيت و GPP تركيب شدند. در نهايت، شاخص ريسك خشكسالي (DRI) از طريق مدل محاسباتي با عملگر ضرب و با استفاده از نقشههاي نرمالشده هر سه مؤلفه در محيط GIS در مقياس مكاني محاسبه شد. نتايج پژوهش نشان داد كه الگوهاي چندمولفهاي ريسك خشكسالي در ايران بسيار ناهمگون بوده و نقاط بحراني با ريسك بالا عمدتاً در شمال غرب، غرب، شمال و بخشهايي از مركز و جنوب شرق كشور مانند استانهاي اردبيل، آذربايجان شرقي و غربي، كردستان، كرمانشاه، همدان، لرستان، سواحل خزر، اصفهان، فارس و خوزستان قرار دارند. اين الگوها، نقش پررنگ عوامل انساني و كشاورزي (مانند تراكم جمعيت و كاربري اراضي كشاورزي) را در كنار عوامل فيزيكي-زيستي (مانند رطوبت خاك) در تعيين ريسك نهايي خشكسالي برجسته ميكنند. اين مطالعه، ابزاري چندمولفهاي و با درنظرگرفتن عوامل مختلف جهت افزايش قابليت اعتماد را براي درك بهتر و مديريت خشكسالي ارائه ميدهد و بر ضرورت اتخاذ راهبردهاي مديريتي محلي و تطبيقي بهجاي رويكردهاي يكسان در مقياس ملي تأكيد دارد. نتايج تحقيق ميتواند مبنايي براي تصميمگيرندگان در برنامهريزي منابع آب، توسعه پايدار كشاورزي و تدوين استراتژيهاي كاهش مخاطرات، بهويژه در راستاي مقابله با چالش خشكسالي در ايران باشد.
شماره ركورد
236526
گرايش رشته تحصيلي
مهندسي و مديريت منابع آب
دانشكده
مهندسي عمران
دانشگاه
دانشگاه صنعتي اصفهان