عنوان
طراحي شبكه زنجيرهتأمين حلقهبسته دو كاناله با در نظر گرفتن سياست مشوق مصرفكننده
نويسنده اصلي
زاهدي، مهدي
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
رشته تحصيلي
مهندسي صنايع
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
بهدليل كاهش منابع اوليه، افزايش آلايندههاي زيستمحيطي و رشد فزاينده حجم پسماندهاي توليدي، بازنگري در فرآيندهاي توليد و بازيابي محصولات مصرفشده به يكي از دغدغههاي اصلي دولتها، سياستگذاران و صنايع تبديل شده است. در صورت بيتوجهي به كاهش منابع اوليه، افزايش آلايندهها و رشد پسماندهاي توليدي، ادامه الگوهاي سنتي توليد ميتواند منجر به كاهش شديد ذخاير منابع تجديدناپذير، افزايش هزينه تأمين مواد خام و تشديد بحرانهاي زيستمحيطي شود. در اين راستا، طراحي و پيادهسازي شبكههاي زنجيرهتأمين حلقهبسته بهعنوان رويكردي كارآمد مطرح ميشود. افزون بر اين، توجه همزمان به كانالهاي متنوع فروش و جمعآوري محصول، در كنار تقويت زنجيره بازگشتي و ارتقاي نرخ بازگشت از طريق بهكارگيري سياستهاي مشوق براي مصرفكننده، نقش بسزايي در دستيابي به اهداف اقتصادي و زيستمحيطي ايفا ميكند. در اين پاياننامه به طراحي شبكه زنجيرهتأمين حلقهبسته دوكاناله پرداخته شده است. شبكه طراحيشده شامل هفت سطح بوده و در آن سياستهاي مشوق مصرفكننده بهعنوان رويكردي جهت تقويت زنجيره بازگشتي محصول در نظر گرفته شده است. در اين چارچوب، يك مدل برنامهريزي غيرخطي عددصحيح مختلط چنددورهاي و چندمحصولي با هدف كمينهسازي هزينههاي شبكه ارائه شده است. اين هزينهها شامل احداث مراكز، توليد و بازتوليد، حمل و نقل، جمعآوري و دفع محصولات بازگشتي و مشوق مصرفكننده ميباشد. مدل پيشنهادي تصميماتي همچون مكانيابي مراكز، مقادير توليد، مديريت موجودي، جريان محصول در شبكه، ميزان مشوقهاي مصرفكننده و نرخ بازگشت محصولات را پوشش ميدهد. براي حل مسئله، يك رويكرد حل تركيبي بر پايه تقسيم مسئله به زيرمسائل كوچكتر طراحي شده است؛ بهگونهاي كه الگوريتم فراابتكاري ژنتيك براي متغيرهاي باينري مربوط به مكانيابي و الگوريتم مقطع طلايي بهمنظور تعيين مقادير متغيرهاي تصميم پيوسته مرتبط با مشوقهاي مصرفكننده به كار گرفته شده است. عملكرد رويكرد حل تركيبي پيشنهادي با حلكننده BARON در حل مجموعهاي از مسائل نمونه در ابعاد كوچك و بزرگ مقايسه شده است. نتايج مربوط به مسائل با ابعاد كوچك نشان ميدهد كه بيشترين مقدار شكاف بين جوابهاي رويكرد حل تركيبي و حلكنند BARON برابر0٫87% بوده و در چهار نمونه، جوابهاي بهدستآمده از رويكرد حل تركيبي از نظر كيفيت بهتر از جوابهاي حلكنندهBARON بوده است. همچنين تحليل زمان محاسباتي در اين دسته مسائل نشان ميدهد كه با افزايش ابعاد مسئله، زمان حل توسط حلكننده BARON حدود 224 برابر افزايش يافته، در حالي كه زمان حل رويكرد حل تركيبي تنها 71 برابر بيشتر شده است. در مسائل با ابعاد بزرگ نيز، حداكثر ميزان بهبود جوابهاي ارائهشده توسط رويكرد حل تركيبي 15٫7% و حداقل آن 0٫06% بوده و بهطور ميانگين كيفيت نتايج اين رويكرد 4٫49% بهتر از جوابهاي حاصل از حلكننده BARON است. افزون بر اين، ميانگين زمان حل مسائل در ابعاد بزرگ براي حلكننده BARON و رويكرد حل تركيبي بهترتيب برابر 9357٫41 ثانيه و 131٫66 ثانيه ميباشد. در نهايت، تحليل حساسيت پارامترهاي تقاضا و ظرفيت توليد نشان داد كه اجزاي هزينهاي تابع هدف نسبت به تغييرات پارامتر تقاضا از حساسيت بيشتري برخوردارند. علاوه بر اين، تغييرات پارامتر قيمت محصول نو در مقايسه با پارامتر فاصله، تأثير بيشتري بر سه متغير تصميمِ نرخ بازگشت در كانالهاي آنلاين و آفلاين و سطح مشوق مصرفكننده دارد.
شماره ركورد
236400
گرايش رشته تحصيلي
بهينهسازي سيستمها
دانشكده
مهندسي صنايع و سيستم ها
دانشگاه
دانشگاه صنعتي اصفهان