عنوان
مقايسه اثر لتروزول و ميزوپروستول و ميزوپروستول به تنهايي بر بقاياي بارداري
نويسنده اصلي
پرويزي، شيوا
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي ردستان
رشته تحصيلي
پزشكي
چكيده
مقدمه: سقط در سه ماهه اول بارداري يكي از شايع ترين عوارض بارداري است كه حدود 10الي 15 درصد از حاملگي ها را درگير ميكند و همواره چالش مهمي در مراقبت هاي زنان محسوب مي شود . انتخاب روش درماني مناسب در اين بيماران اهميت زيادي دارد ،چراكه علاوه بر موفقيت در دفع بقاياي بارداري ، بايد كمترين عوارض جسمي و رواني را براي بيمار به همراه داشته باشد. از ميان روش هاي موجود ، درمان دارويي به دليل غير تهاجمي بودن و هزينه ي كمتر نسبت به جراحي ، بيشترين كاربرد را دارد . ميزوپروستول به عنوان داروي خط اول در مديريت دارويي سقط هاي فراموش شده شناخته مي شود ، اما مصرف آن مي تواند با عوارضي مانند درد شديد ، خونريزي و نياز به بستري همراه باشد. در سال هاي اخير ، توجه به داروهاي جايگزين يا مكمل، براي بهبود اثربخشي درمان و كاهش عوارض افزايش يافته است. لتروزول يك داروي مهار كننده ي آروماتاز ، با كاهش سطح استروژن و ايجاد تغييرات در اندومتر ميتواند شرايط را براي دفع محصولات بارداري فراهم كند . شواهد اوليه نشان داده اند كه اين دارو ميتواند در تسهيل سقط و كاهش نياز به مداخلات تهاجمي موثر باشد. باتوجه به اهميت يافتن روش هاي درماني ساده تر ، ايمن تر و كم هزينه تر ، مطالعه حاضر با هدف مقايسه اثر لتروزول به همراه ميزوپروستول با ميزوپروستول به تنهايي بر بقاياي بارداري در سقط سه ماهه ي اول طراحي و انجام شد .
روش كار: اين مطالعه به صورت كارآزمايي باليني دو سوكور بر روي زنان باردار مراجعه كننده به بيمارستان بعثت سنندج واجد شرايط سقط دارويي با به همراه داشتن دو سونوگرافي مبني بر عدم ضربان قلب جنبن انجام شد. بيماران در دو گروه 50 نفري ، مداخله (دريافت كننده لتروزول + ميزوپروستول) و كنترل (دريافت كننده ميزوپروستول) به صورت تصادفي تقسيم شدند. مداخله به اين صورت بود كه در روز اول مراجعه به افراد گروه مداخله داروي لتروزول (8 قرص2.5 ميليگرم هر 6ساعت براي 2 روز جمعا =20 ميليگرم ) داده شد و توصيه به مراجعه مجدد 2 روز بعد شد و افراد گروه كنترل بستري شدند و تنها داروي ميزوپروستول به فاصه چهار ساعت دو دوز 800 ميلي گرم طبق پروتوكل فيگو داده شد. پيامد اصلي مدت زمان سقط، نوع سقط (كامل،ناقص)، و پيامد فرعي حجم خونريزي، نياز به كورتاژ و ميزان بستري بود. تجزيه و تحليل داده ها به كمك نرم افزار spss 27 صورت گرفت. سطح معني داري 0.05 در نظر گرفته شد.
يافته ها: نتايج نشان داد كه ميانگين سن بارداري بيماران 1.70±8.78 هفته بود. در مجموع 91 نفر (%91) از بيماران سقط كامل داشتند، كه 47 بيمار (%47) در گروه مداخله و 44 بيمار (%44) در گروه كنترل بودند (1.000P=). ميزان حجم خونريزي در 31 نفر (%31) بيماران كم، 62 نفر (%62) از بيماران متوسط و در 7 نفر (%7) از بيماران زياد بوده است كه در گروه لتروزول و ميزوپروستول 30 نفر (%60) بيماران حجم خونريزي كم بوده است(0.0001P<). 76 نفر (%76) بيماران نياز به بستري داشته كه 50 نفر (%50) مربوط به گروه ميزوپروستول بوده است(0.001P<). ميانگين فاصله دريافت دارو تا سقط در زنان گروه ميزوپروستول
6.60 ± 11.24 ساعت و در گروه لتروزول+ ميزوپروستول 9.30±8.46 ساعت بوده است(0.031P=).
نتيجهگيري: يافتههاي مطالعه حاضر نشان داد كه لتروزل 20 ميليگرم( به عنوان پيش دارو ) به همراه ميزوپروسترول در بيماران نيازمند به سقط در سه ماه اول، اثربخشي مناسبي دارد و ميزان خونريزي و ميزان نياز به بستري در بيماران كمتر خواهد بود.
واژگان كليدي: لتروزول، ميزوپروستول، بقاياي بارداري
شماره ركورد
236399
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي ردستان
گرايش رشته تحصيلي
پزشكي
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
استاد راهنما
زينب همتي