عنوان
بررسي اپيدميولوژيك بريدگي هاي تاندون فلكسور و اكستانسور و نتايج درماني آنها در بيمارستان كوثر سنندج در سال هاي 1401 و 1402
نويسنده اصلي
محمدمرادي، محمد
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
پزشكي
چكيده
مقدمه و هدف: بريدگيهاي تاندونهاي فلكسور و اكستانسور دست از جمله آسيبهاي شايع و در عين حال چالشبرانگيز در جراحي ترميمي محسوب ميشوند كه ميتوانند منجر به عوارضي چون محدوديت حركتي و كاهش عملكرد دست شوند. روند ترميم اين بافتها پيچيده و تحت تأثير عوامل متعددي از جمله مكانيسم آسيب، تكنيك ترميم، و پايبندي به برنامه توانبخشي است. با اين حال، دادههاي اپيدميولوژيك بومي در مورد الگوي بروز و نتايج درمان اين آسيبها در منطقه سنندج محدود ميباشد. اين مطالعه با هدف بررسي اپيدميولوژيك بريدگيهاي تاندون فلكسور و اكستانسور و تحليل نتايج درماني آنها در بيماران مراجعهكننده به بيمارستان كوثر سنندج طي سالهاي 1401 و 1402 انجام شد.
مواد و روش ها: اين مطالعه مقطعي-تحليلي بر روي 197 بيمار مراجعهكننده به بيمارستان كوثر سنندج با تشخيص بريدگي تاندونهاي فلكسور و اكستانسور اندام فوقاني طي سالهاي 1401-1402 انجام شد. دادهها به روش سرشماري و با استفاده از چكليست محققساخته جمعآوري گرديد كه علاوه بر اطلاعات دموگرافيك و باليني استاندارد، شامل اطلاعات تخصصي در مورد ناحيه آناتوميك آسيب (بر اساس زونبنديهاي استاندارد)، نوع تاندون درگير، جزئيات مداخلات درماني (ترميم جراحي، آزادسازي كانال كارپال، ترميم غلاف تاندون)، پروتكلهاي توانبخشي، عوارض پس از درمان و پيامدهاي عملكردي بر اساس دامنه حركتي بود. دادهها از پروندههاي پزشكي استخراج و با نرمافزار SPSS نسخه 24 تحليل شد. سطح معناداري 05/0 در نظر گرفته شد.
يافته ها: در بين 197 بيمار مورد بررسي، پارگي تاندونهاي اكستانسور (64 درصد) شيوع بيشتري نسبت به فلكسور (36 درصد) داشت. از نظر دموگرافيك، بيشترين آسيبها در مردان (79.7 درصد)، ساكنان روستا (69 درصد) و گروههاي شغلي پرخطر مشاهده شد. از نظر آناتوميك، مناطق I و III (21.8 درصد) بيشترين و منطقه V (9.1 درصد) كمترين فراواني آسيب را داشتند و ارتباط معناداري بين ناحيه آسيب و نوع تاندون مشاهده گرديد (P كمتر از 001/0). از نظر پيامدهاي درماني، 67 درصد بيماران پس از درمان اوليه بهبود يافتند و استفاده از آتل با نتايج بهتر درمان همراه بود (P معادل 0.026). اگرچه تمامي عوارض گزارششده (5 مورد) در گروه آسيبهاي اكستانسور رخ داد، اما بين نوع تاندون و نتيجه نهايي درمان ارتباط معناداري مشاهده نشد. همچنين مدت زمان بهبودي و پيگيري در بيماران نيازمند درمان مجدد بهطور معناداري طولانيتر بود. در تحليل رگرسيون لجستيك، زنان بهطور معناداري نسبت شانس بالاتري براي پارگي تاندون فلكسور نسبت به مردان داشتند (OR تعديلشده: 2.51). همچنين با افزايش سن، شانس پارگي فلكسور كاهش يافت. از نظر پيامد درمان، استفاده از آزادسازي كانال كارپال (OR تعديلشده معادل 2.19) و توانبخشي (OR تعديلشده معادل 1.51) بهطور معناداري با شانس بالاتر بهبود كامل همراه بودند. آسيبهاي ناحيه VI و VII شانس بهبودي بالاتري نسبت به ناحيه I نشان دادند، درحاليكه آسيب تاندون فلكسور و ترميم غلاف تاندون با شانس پايينتر بهبودي كامل مرتبط بودند. از بين عوامل دموگرافيك، سكونت روستايي و سطح تحصيلات دانشگاهي نيز با پيامد درمان بهتر همراهي آماري نشان دادند.
نتيجه گيري: مطالعه حاضر به عنوان يك بررسي اپيدميولوژيك نشان داد كه الگوي بريدگيهاي تاندون در جمعيت مورد مطالعه عمدتاً جوان و فعال بوده و آسيبهاي تاندون اكستانسور به دلايل آناتوميكي شيوع بيشتري دارد. بر اساس اهداف مطالعه، مشخص شد كه پيامد درماني مطلوب تنها به تكنيك جراحي وابسته نبوده، بلكه تحت تأثير عوامل متعددي از جمله محل آناتوميك آسيب (به ويژه مناطق پيچيده)، انجام مداخلات تكميلي، پايبندي به برنامههاي توانبخشي و عوامل اجتماعي-اقتصادي است. اين يافتهها بر ضرورت اجراي يك رويكرد مديريت جامع و چندتخصصي در درمان اين آسيبها تأكيد دارد.
كلمات كليدي: اپيدميولوژي، آسيب تاندون، فلكسور، اكستانسور، نتايج درماني
شماره ركورد
235796
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
پزشكي
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
استاد راهنما
مهريار خادم ، جلال منوچهري