عنوان
بررسي نتايج درمان بيماران با شكستگي شفت و ديستال هومروس مراجعه كننده به بيمارستان كوثر سنندج در سالهاي 1401 و 1402
نويسنده اصلي
قادر حاجي، كيميا
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
پزشكي
چكيده
مقدمه و هدف: شكستگيهاي هومروس از جمله آسيبهاي شايع ارتوپدي هستند كه ميتوانند منجر به عوارض قابل توجهي شوند. اگرچه مطالعات مختلفي به بررسي عوامل مؤثر بر نتيجه درمان اين شكستگيها پرداختهاند، اما نقش برخي متغيرها از جمله جنسيت و علت شكستگي همچنان مورد بحث است. اين مطالعه با هدف تعيين ميزان عوارض پس از درمان شكستگيهاي شفت و ديستال هومروس و شناسايي عوامل پيشبيني كننده مرتبط با بروز اين عوارض در بيماران مراجعهكننده به بيمارستان كوثر سنندج طراحي شد.
مواد و روش ها: در اين مطالعه توصيفي تحليلي، كليه 57 بيمار مبتلا به شكستگي شفت يا ديستال هومروس كه طي سالهاي 1401-1402 در بيمارستان كوثر سنندج تحت درمان قرار گرفته بودند، به روش سرشماري مورد بررسي قرار گرفتند. دادههاي دموگرافيك (سن، جنس، شغل، تحصيلات، محل سكونت)، ويژگيهاي شكستگي (نوع، مكانيسم ايجاد)، روش درماني (محافظهكارانه يا جراحي با تكنيكهاي مختلف) و پيامد درماني (بهبودي كامل يا بروز عوارض) از پروندههاي پزشكي استخراج شد. آناليز آماري با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 26 انجام شد. از آزمونهاي كاي-اسكور، تي مستقل، من-ويتني و رگرسيون لجستيك چندمتغيره براي تعديل اثر مخدوشگرها استفاده شد. سطح معناداري 05/0 در نظر گرفته شد.
يافته ها: در اين مطالعه توصيفي تحليلي كه بر روي 57 بيمار با ميانگين سني 43.16 سال انجام شد، شكستگي شفت هومروس (67.4%) شايعتر از شكستگي ديستال (31.6%) بود. سقوط (66.7%) علت اصلي شكستگي بود. نرخ كلي موفقيت درمان 78.9% بود و 21.1% از بيماران عوارض درماني را تجربه كردند كه شايعترين آنها محدوديت دامنه حركتي (50%)، فلج عصب راديال (17%) و عدم جوشخوردگي (17%) بود. آناليز چندمتغيره نشان داد كه جنسيت مؤنث (نسبت شانس تعديلشده: 0.38؛ 95% فاصله اطمينان: 0.06-2.40)، مكانيسم تصادف (نسبت شانس تعديلشده: 1.99؛ 95% فاصله اطمينان: 0.38-1.25) و افزايش سن (نسبت شانس تعديلشده: 1.01) به طور مستقل با خطر بالاتر عوارض مرتبط بودند. اگرچه روشهاي جراحي تهاجميتر مانند ORIF با طولانيترين مدت پيگيري (11-11.66 ماه) همراه بودند، اما بين نوع درمان و بروز عوارض ارتباط آماري معناداري مشاهده نشد. هيچ يك از متغيرهاي دموگرافيك ديگر ارتباط معناداري با پيامد درمان نشان ندادند.
نتيجه گيري: در مجموع، يافتههاي اين مطالعه حاكي از نتايج مطلوب و نرخ موفقيت بالا در درمان شكستگيهاي شفت و ديستال هومروس است. تحليل چندمتغيره، سه عامل جنسيت مؤنث، تروماهاي پرانرژي و سن بالا را بهعنوان پيشبينهاي مستقل و معنادار بروز عوارض شناسايي نمود. اين امر لزوم اعمال مديريت درماني و پيگيري دقيقتر براي گروههاي پرريسك و همچنين شروع زودهنگام توانبخشي براي پيشگيري از محدوديت دامنه حركتي را نشان ميدهد. نتايج اين پژوهش ميتواند در ارتقاي پروتكلهاي درماني و بهبود كيفيت مراقبت از بيماران مؤثر باشد. .
كلمات كليدي: پيامد، عوارض، شكستگي شفت هومروس، شكستگي ديستال هومروس
شماره ركورد
235691
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
پزشكي
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
استاد راهنما
مهريار خادم، جلال منوچهري