عنوان
بررسي ارتباط نسبت نوتروفيل به لنفوسيت با درگيري قلبي و مقاومت به ايمنوگلوبولين وريدي (rKD) در بيماران مبتلا به كاوازاكي بستري شده در بيمارستان بعثت سنندج از سال 1400 تا 1403
نويسنده اصلي
شباني، علي
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
پزشكي
چكيده
مقدمه و هدف : بيماري كاوازاكي يك واسكوليت سيستميك خود محدود شونده با علت ناشناخته است كه با ايجاد ضايعات عروق كرونر در كودكان مرتبط است. هدف از اين مطالعه تعيين ارتباط نسبت نوتروفيل به لنفوسيت با درگيري قلبي و مقاومت به ايمنوگلوبولين وريدي در بيماران مبتلا به كاوازاكي است.
مواد و روش ها : در اين مطالعه مقطعي، كليه بيماران كاوازاكي (با معيار بيوماركرهاي التهابي،IB) مراجعه كننده به بيمارستان بعثت سنندج در سال هاي1400 الي 1403مورد ارزيابي قرار گرفتند. بيماران تحت بررسي نسبت نوتروفيل به لنفوسيت، اكوكارديوگرافي و مقاومت به ايمونوگلوبين وريدي، قرار گرفتند و نسبت نوتروفيل به لنفوسيت، مقاومت به ايمونوگلوبولين وريدي و عوارض قلبي شامل اكتازي و آنوريسم كرونر، ميوكارديت، پريكارديت و انسداد عروق كرونر بررسي گرديد.
يافته ها : از30 بيمار مبتلا به كاوازاكي، 20 نفر (7/67درصد) پسر و 10 نفر (3/33 درصد) دختر بودند. ميانگين سني آنها 6±53 ماه بود. در كودكان مورد بررسي، 11كودك (7/36 درصد) درگيري قلبي نداشته و 19 كودك (3/63 درصد) درگيري قلبي داشته اند. ميانگين نسبت نوترفيل به لنفوسيت در كودكان بدون درگيري قلبي به درصد 199/2، و در كودكان با عارضه درگيري قلبي به درصد 3958/3 بود. در سطح 5 درصد اختلاف معني داري بين نسبت نوترفيل به لنفوسيت و عوارض قلبي ديده نشد، اما در سطح10درصد بين اين دو متغير اختلاف معني داري وجود دارد. عدد مساحت زير منحني در منحني راك 6722/0، بيانگر آن است كه نسبت نوترفيل به لنفوسيت تا حد قابل قبولي يا رضايت بخش داراي عملكرد مناسبي در شناسايي صحيح بيماران با عارضه درگيري قلبي و بيماران فاقد درگيري قلبي است. بر اساس نتايج مطالعه، نقطه برش، براي نسبت نوترفيل به لنفوسيت عدد75/3خواهد بود و نسبت هاي نوترفيل به لنفسيت بيشتر از 75/3 در تست تشخيصي بيمارمبتلا به كاوازاكي را مستعد به درگيري قلبي خواهد نمود. عدد 91/90 در حساسيت نشان ميدهد كه حساسيت آزمون يا تست برابر با 91/90 درصد مي باشد. ويژگي اين تست 37/47 درصد مي باشد. ميانگين نسبت نوترفيل به لنفوسيت در كودكان فاقد مقاومت به ايمونوگلوبولين وريدي به درصد 88/2، و در كودكان مقاوم به ايمونوگلوبولين وريدي به درصد 64/3 بود. در سطح 5 درصد اختلاف معني داري بين نسبت نوترفيل به لنفوسيت و مقاومت به ايمونوگلوبولين وريدي ديده نشد، اما در سطح10درصد بين اين دو متغير اختلاف معني داري وجود دارد. عدد مساحت زير منحني در منحني راك 722/0، بيانگر آن است كه نسبت نوترفيل به لنفوسيت تا حد خوبي داراي عملكرد مناسبي در شناسايي صحيح بيماران مقاوم به ايمونوگلوبولين وريدي و بيماران فاقد مقاومت به ايمونوگلوبولين وريدي است. بر اساس نتايج مطالعه، نقطه برش، براي نسبت نوترفيل به لنفوسيت عدد 88/3 خواهد بود و نسبت هاي نوترفيل به لنفسيت بيشتر از 88/3 در تست تشخيصي بيمارمبتلا به كاوازاكي را مستعد مقاومت به ايمونوگلوبولين وريدي خواهد نمود. عدد 89/88 در حساسيت نشان ميدهد حساسيت آزمون برابر با 89/88 درصد مي باشد. به همين ترتيب ويژگي اين تست با در نظر گرفتن عددنقطه برش88/3 برابر با 67/66 درصد ميباشد. نسبت نوترفيل به لنفوسيت در بيماران پسر كه هم درگيري قلبي داشته و هم به ايمونوگلوبولين(IVIG) مقاوم بوده عدد 5/3 بوده و اين عدد براي بيماران با جنسيت دختر عدد 4 بوده است.
نتيجه گيري : يافته هاي ما از نسبت نوترفيل به لنفوسيت به عنوان يك نشانگر زيستي اميدواركننده پشتيباني مي كند كه مي تواند به راحتي در تنظيمات باليني براي كمك به پيش بيني و پيشگيري از ناهنجاريهاي شريان كرونري ادغام شود.
كلمات كليدي : بيماري كاوازاكي، نسبت نوتروفيل به لنفوسيت، ضايعات عروق كرونر، مقاومت به ايمونوگلوبين وريدي.
شماره ركورد
234884
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
پزشكي
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
استاد راهنما
عبدالله صداقت