• عنوان

    ارزيابي و بهبود فرهنگ سازماني شركت فولاد سنگ مباركه اصفهان

  • نويسنده اصلي

    عباسي، سعيد

  • محل تحصيل
    اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
  • رشته تحصيلي
    مهندسي صنايع
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    چكيده فرهنگ سازماني، به‌عنوان مجموعه‌اي از ارزش‌ها، هنجارها، باورها و رفتارهاي مشترك در سازمان، نقش بنياديني در موفقيت استراتژيك، رضايت كاركنان، بهره‌وري و چابكي سازمان ايفا مي‌كند. با توجه به چالش‌هايي كه در حال حاضر اغلب شركت‌ها و سازمان‌ها با آن مواجه هستند، از جمله ضعف در الگوهاي ارتباطي، نبود سازوكار شفاف براي انتقال دانش و ضعف در انگيزش كاركنان پژوهش حاضر با هدف تحليل وضع موجود و ارائه برنامه‌اي ساختارمند جهت بهبود اين وضعيت انجام شد. در اين پژوهش، مسئله اصلي بررسي وضعيت فرهنگ سازماني شركت فولاد سنگ مباركه اصفهان و شناسايي شاخص‌ها و مؤلفه‌هايي است كه نياز به بهبود دارند. روش تحقيق اين پژوهش از نوع آميخته اكتشافي (كيفي-كمي) است. در بخش كيفي، با هدف شناسايي و تعيين مؤلفه‌هاي فرهنگ سازماني از ديدگاه مديران و خبرگان، از مصاحبه‌هاي عميق و نيمه‌ساختاريافته با 12 نفر از متخصصان و خبرگان شركت فولاد سنگ مباركه اصفهان استفاده شده است. داده‌هاي اين بخش با تحليل مضموني و كدگذاري پردازش شده‌اند. در بخش كمي، ابتدا ديدگاه مديران درباره تجربيات بدست آمده از مرحله اول بررسي شده و سپس براي ارزيابي نهايي وضعيت فرهنگ سازماني، از 72 نفر از كاركنان (شامل مديران، رؤسا، كارشناسان و مسئولان) شركت فولاد سنگ مباركه اصفهان با روش سرشماري و پرسشنامه محقق‌ساخته داده جمع‌آوري شده است. اين بخش از پژوهش از نوع توصيفي-پيمايشي است. تجزيه و تحليل داده‌ها در دو سطح آمار توصيفي شامل فراواني، ميانگين، واريانس و انحراف معيار و آمار استنباطي تحليل واريانس يك‌طرفه و آزمون تي مستقل با نرم‌افزار SPSS انجام شده است. نتايج بخش كيفي 11 مؤلفه كليدي فرهنگ سازماني را شناسايي كرد. نتايج تحليل شكاف‌ها نشان داد كه برخي شاخص‌ها مانند مديريت نسل Z، فرصت‌هاي منعطف براي مديريت زمان و فضاي كاري نسل Z، محيط كاري شاد و برانگيزاننده، فرصت‌سازي سازمان براي مشاركت كاركنان در بهبود فرآيند و سودآوري، نوآوري و تحول‌آفريني در فضاي سازماني و گرايش مستمر سازمان به تكنولوژي و نوآوري براي بهبود عملكرد داراي شكاف‌هاي بالا و وضعيت نامطلوبي هستند و نياز به مداخله فوري دارند. در مقابل، شاخص‌هايي مانند نهادينه شدن ضوابط اخلاقي و احساس تعلق در وضعيت مطلوبي قرار داشتند. در پايان، پژوهش با طراحي يك برنامه دو فازي براي اصلاح فرهنگ سازماني، نخست به حل چالش‌هاي پرشكاف و سپس به تثبيت نقاط قوت پرداخت. همچنين بر لزوم مشاركت فعال رهبران ارشد سازمان در اين فرايند، بهره‌گيري از ابزارهاي چابك، و ايجاد سامانه‌هاي ارزيابي مستمر براي سنجش اثربخشي تغييرات تأكيد شد.
  • شماره ركورد
    234585
  • گرايش رشته تحصيلي
    بهينه سازي سيستم ها
  • دانشكده
    فني مهندسي گلپايگان
  • دانشگاه
    دانشگاه صنعتي اصفهان