عنوان
بررسي مقايسه اي ناگويي هيجاني، بخشايش گري، تله هاي زندگي و تمايل به طلاق در مادران داراي كودك مبتلا به فلجمغزي و مادران داراي كودك سالم.
تاريخ دفاع
3/3/2024 12:00:00 AM
كليدواژه فارسي
اگوييهيجاني , بخشايشگري , تلههاي زندگي , تمايل به طلاق , كودكان مبتلا به فلجمغزي , كودكان سالم
چكيده
كودكان مبتلا به فلج مغزي از دسته گروههاي داراي ضعف و ناتواني هستند كه استرس¬ها و مشكلات مراقبتي بسيار زيادي را براي مادران كه مراقب اصلي اين كودكان محسوب ميشوند به وجود ميآورند. بنابراين هدف پژوهش حاضر بررسي مقايسهاي ناگوييهيجاني، بخشايشگري، تلههاي زندگي و تمايل به طلاق در مادران داراي كودك مبتلا به فلجمغزي و مادران داراي كودك سالم بود. پژوهش حاضر يك مطالعه توصيفي از نوع علي-مقايسهاي بود. جامعه آماري پژوهش حاضر شامل كليه مادران داراي كودك مبتلا به فلجمغزي كه در ادراه بهزيستي شهر اصفهان پرونده داشتند و كليه مادران داراي كودك سالم شهر اصفهان بود. كه به صورت نمونهگيري تصادفي ساده 80 مادر داراي كودك مبتلا به فلجمغزي و 80 مادر داراي كودك سالم در سال 1401-1402 انتخاب شدند. از پرسشنامههاي مقياس ناگويي هيجاني تورنتو (بگبي،پاركر و تيلور،1994)، پرسشنامه بخشودگي بين فردي (احتشام زاده و همكاران، 1389 )، پرسشنامه طرح واره يانگ فرم كوتاه (1998) و پرسشنامه استاندارد ميل به طلاق روزلت، جانسون و مورو (1986) براي سنجش متغيرهاي پژوهش استفاده شد. در اين پژوهش دادهها به وسيله نرمافزار اسپياساس نسخه 26 مورد تجزيهتحليل قرار گرفت. تجزيهتحليل دادههاي گردآوري شده با تحليل واريانس چند متغيري نشان داد كه ميزان ناگوييهيجاني، تمايل به طلاق و تلههاي زدگي در مادران داراي كودك مبتلا به فلجمغزي به طور معناداري بيشتر از مادران داراي كودك سالم بود و ميزان بخشايشگري در دو گروه تفاوتي نداشت. همچنين افسردگي، اضطراب و استرس در مادران داراي كودك مبتلا به فلجمغزي بيشتر از مادران داراي كودك سالم بود.
با توجه به نتايج به دست آمده از پژوهش حاضر لازم است كه كارشناسان، مسئولان بهداشتي و درماني و مسئولان مربوطه در راستاي بهبودي و ارتقا كيفيت زندگي مادران داراي كودك مبتلا به فلجمغزي به مولفههاي ناگوييهيجاني، بخشايشگري، تلههاي زندگي و تمايل به طلاق توجه نمايند.
شماره ركورد
233446
دانشگاه
دانشگاه اردكان
استاد راهنما
صافي دكتر محمد هادي Safi Dr. Mohammad Hadi