عنوان
تعامل بين هيدروژن پراكسيد، جاسمونيك اسيد وساليسيليك اسيد در پاسخ لوبيا به كنه تارتن دولكهاي (Tetranychus urticae)
نويسنده اصلي
اميني سده، زينب
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
رشته تحصيلي
گياهپزشكي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
كنه تارتن دولكهاي Tetranychus urticae (Acari: Tetranychidae) يكي از مهمترين آفات گياهي در سطح جهان است كه به انواع گياهان زراعي، باغي، گلخانهاي و زينتي خسارت قابل توجهي وارد ميكند. سيكل زندگي كوتاه و باروري بالاي اين آفت از يك طرف سبب افزايش سريع جمعيت آن در زمان كوتاه شده و از طرف ديگر سبب بروز مقاومت به كنهكشهاي مختلف گرديده است. بنابراين، توسعهي ساير روشهاي كنترل براي اين آفت ضروري به نظر ميرسد. در اين راستا، پژوهش حاضر با هدف يافتن منابع مقاومت و بررسي برخي اثرات رو به بالا (Bottom up) و رو به پايين (Top down) در برهمكنش T. urticae با گياه لوبيا (Phaseolus vulgaris L.) انجام شد. ابتدا پارامترهاي جدول زندگي T. urticae روي چهار رقم اختر، درخشان، گلي و ناز مورد بررسي قرار گرفت. در رقم درخشان طول دوره لاروي كوتاهتر از ارقام ديگر بود. باروري T. urticae تحت تاثير رقم درخشان افزايش يافت و كوتاهترين دورهي پيش از تخمريزي مربوط به اين رقم بود. نرخ خالص (R0) و ناخالص توليدمثل (GRR) و همچنين نرخ ذاتي (rm) و متناهي (λ) افزايش جمعيت T. urticae تحت تاثير رقم درخشان افزايش و ميانگين طول دورهي يك نسل كاهش يافت. طول دوره جنيني T. urticae روي رقم ناز در مقايسه با سه رقم ديگر افزايش يافت. به اين ترتيب در بين ارقام مورد مطالعه رقم درخشان به عنوان حساسترين رقم و رقم ناز به عنوان نماينده ارقام كم حساس انتخاب شد. در بخش دوم اين تحقيق بيان برخي از ژنهاي مربوط به هورمونهاي گياهي SA و JA بررسي شد. نتايج نشان داد كه بيان ژن PAL در چهار زمان نمونه برداري در هر دو رقم درخشان و ناز يك روند سينوسي در گياهان شاهد و تيمار داشت. حضور كنه منجر به افزايش بيان اين ژن در سه زمان 12، 48 و 96 ساعت شد كه با الگوي بيان اين ژن در زمان 24 ساعت در رقم ناز متفاوت بود. مقايسه سطح بيان اين ژن در ميان دو رقم نشان داد كه در زمان 12 ساعت در رقم ناز پاسخ، سريعتر و بيشتر تحت تيمار كنه بوده در حالي كه اين پاسخ براي رقم درخشان در زمانهاي ديگر به ويژه 24 و 48 ساعت بيشتر بود. نتايج بيان ژن lox در چهار زمان نمونه برداري در دو رقم درخشان و ناز نشان داد الگوي بياني اين ژن رفتاري شبيه به ژن PAL داشت. در بيشتر زمانها بيان اين ژن در رقم درخشان بيشتر از رقم ناز بود. بررسي نتايج بيان ژن CYP73A در چهار زمان نمونه برداري و دو رقم درخشان و ناز روند افزايشي را در نمونه¬هاي تيمار نسبت به شاهد به جز در زمان 96 ساعت نشان داد. بيان اين ژن در رقم درخشان در زمان¬هاي زمان 12و 24 ساعت در مقايسه با رقم ناز بيشتر تحت تاثير حضور كنه قرار گرفت. در بخش سوم آزمايشات تغييرات H2O2 در زمانهاي مورد مطالعه و در دو رقم درخشان و ناز تحت تاثير T. urticae مورد بررسي قرار گرفت. واقع الگوي تغييرات H2O2 در حضور كنه بر روي دو رقم مورد مطالعه تقريبا عكس يكديگر بوده است. اين در حالي است كه در شرايطي كه كنه حضور نداشته است، هر دو رقم تقريبا الگوي ثابتي نشان داده¬اند. به اين ترتيب استرس القا شده توسط كنه سبب فعال شدن مكانيسمهاي دفاعي وابسته به ژنوتيپ ميشود. مقايسه ميانگين دادهها نشان داد كه ميزان H2O2 در رقم درخشان در زمانهاي 12، 24 و 48 ساعت تغييري نكرد ولي 48 ساعت پس از آلودگي كاهش يافت. در حاليكه در در رقم ناز تغييرات H2O2 تا زمان 48 ساعت روند كاهشي و 96 ساعت پس از آلودگي افزايش يافت. اگرچه در تحقيق حاضر هيچ كدام از ارقام مورد بررسي منبع مناسبي براي مقاومت آنتي بيوز در مقابل T. urticae شناخته نشدند ولي رقم درخشان احتمالا به دليل توليد سطوح بالا و پايدارتر H2O2 و بيان بيشتر برخي ژنهاي مورد بررسي احتمالا منعكس كننده يك ژنوتيپ متحملتر است.
شماره ركورد
233356
گرايش رشته تحصيلي
حشره شناسي
دانشكده
مهندسي كشاورزي
دانشگاه
دانشگاه صنعتي اصفهان