• عنوان

    بررسي تنوع در نتاج حاصل از تلاقي داي آلل ژنوتيپ‌هاي گوجه‌فرنگي سازگار به پرتوتابي LED

  • نويسنده اصلي

    شفيعي، زهرا

  • محل تحصيل
    اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
  • رشته تحصيلي
    مهندسي توليد و ژنتيك گياهي
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    گوجه‌فرنگي يكي از مهم ترين سبزيجات ميوه اي در جهان از نظر ارزش تغذيه اي و اقتصادي مي‌باشد. مصرف آن با توجه به افزايش تصاعدي جمعيت كره زمين رو به افزايش است. به علت كمبود آب و زمين¬هاي قابل كشت و تغيير اقليم بايد به توليدات گلخانه و افزايش توليد تحت شرايط نور مصنوعي روي آورد. به همين دليل اصلاح ارقامي كه رشد و بازده مناسب در شرايط نور مصنوعي دارند از اهداف جديد اصلاح نباتات مي¬باشد. بر همين اساس، اين مطالعه در راستاي تشكيل جمعيت ها و شناسايي تركيبات برتر از ژنوتيپ‌هاي پاسخ داده به نور LED حاصل مطالعات قبل و همچنين انتخاب روش اصلاحي و شناسايي نحوه عمل ژن¬ها براي كنترل برخي صفات عملكردي و كيفيتي گياه گوجه‌فرنگي انجام شد. پنج ژنوتيپ حاصل تحقيقات قبل شامل 3 رقم تجاري ساخيا، هانا و هيوا و دو لاين خالصG16 و G17 پس از يك نسل خودگشني، به صورت متقابل تلاقي داده شدند. سپس نتاج حاصل در قالب طرح ژنتيكي داي آلل كامل 5×5 با استفاده از طرح آزمايشي بلوك هاي كامل تصادفي مورد ارزيابي قرار گرفتند. نتايج بدست آمده نشان داد كه ژنوتيپ‌ها تنوع ژنتيكي قابل توجهي در صفات مورد مطالعه داشتند زيرا اثر ژنوتيپ براي همه صفات معني‌دار شد. مقايسه ميانگين ژنوتيپ‌ها برترين ژنوتيپ را مشخص كرد. از نظر عملكرد ژنوتيپ 10 حاصل تلاقي هانا و هيوا، تعداد ميوه ژنوتيپ 26 حاصل تلاقي G17 و هيوا، ميانگين وزن تك ميوه ژنوتيپ 15 حاصل تلاقي هيوا و هانا، وزن تك ميوه شاخص ژنوتيپ 1 (والد ساخيا)، ضخامت پريكارپ ژنوتيپ 22 حاصل تلاقي هانا و G17، قطر ميوه ژنوتيپ 34 حاصل خودگشني هانا، طول ميوه ژنوتيپ 17 حاصل تلاقي هيوا و G17، تعداد حفره ژنوتيپ 27 حاصل تلاقي G17 و G16، مواد جامد محلول ژنوتيپ 9 حاصل تلاقي هانا و ساخيا و از نظر سفتي ميوه ژنوتيپ 20 حاصل G16 و هانا برترين ژنوتيپ‌ها بودند. نتايج همبستگي ارتباط معني‌دار عملكرد با اجزاي عملكرد را نشان داد. همچنين قطر و طول ميوه با ضخامت پريكارپ و تعداد برچه ارتباط داشت. بر اساس تجزيه ژنتيكي انجام شده به روش گريفينگ، اثر ژنوتيپ، والد و هيبريد براي صفات عملكردي معني‌دار شد. همچنين آثار تركيب‌پذيري عمومي (GCA) و خصوصي (SCA) و تركيب‌پذيري متقابل (RCA) نيز براي صفات عملكردي معني‌دار شدند. بر اساس پارامترهاي ژنتيكي محاسبه شده، وراثت‌پذيري عمومي بالايي براي عملكرد و اجزاي آن بدست آمد اما با توجه به بيشتر بودن واريانس غالبيت نسبت به واريانس افزايشي، وراثت‌پذيري خصوصي پاييني براي صفات محاسبه شد. همچنين به علت كوچكتر از 1 بودن نسبت واريانس تركيب‌پذيري عمومي به خصوصي و نزديكي نسبت بيكر و نسبت هانگ و هالند به صفر، اثر ژن¬هاي غالبيت بيشتر از ژن¬هاي افزايشي بود. با توجه به آثار تركيب‌پذيري عمومي، والد 13 (هيوا) بهترين و والد 1 (ساخيا) بدترين در بين والدين براي تمامي صفات بودند و والد 18(G16) بهترين والد از نظر عملكرد بود. اما با توجه به آثار تركيب‌پذيري خصوصي، هيبريد 1×23 (تركيب ساخيا و G17) ارزشمندترين هيبريد توليد شده بود. همچنين اين هيبريد هتروزيس مثبت و معني‌داري نسبت به والد برتر از خود نشان داده بود. پس از آن در رتبه¬هاي دوم و سوم هيبريدهاي 18×13 و 8×13 برترين هيبريدها بخصوص از نظر عملكرد بودند. در اين مطالعه آثار مادري معني‌دار شد اما هتروزيس تركيب¬هاي متقابل عليرغم بالا بودن ميزان هتروبلتيوزيس، معني‌دار نبود. نتايج اين مطالعه نشان داد كه براي انتخاب والد مناسب براي توليد هيبريد نبايد صرفا به اثر تركيب‌پذيري عمومي آن والد توجه كرد بلكه بايد به تركيب آن با ساير والدين نيز توجه داشت. همچنين با توجه به مطالعات قبلي و نتايج اين مطالعه بايد بيان كرد كه هر دو عمل ژن (افزايشي و غالبيت) در كنترل صفات تاثير گذارند ولي انتخاب هيبريد براي توليد ارقام پايدارتر، مناسب تر از توليد ارقام خالص يا مركب است.
  • شماره ركورد
    232830
  • گرايش رشته تحصيلي
    ژنتيك و به نژادي گياهي
  • دانشكده
    مهندسي كشاورزي
  • دانشگاه
    دانشگاه صنعتي اصفهان