• عنوان

    بررسي تأثير اعمال سياست هاي انگيزشي مختلف ددولت بر روي ميزان استفاده از مواد بازيافتي در توليد دو محصول جانشين با استفاده از رويكرد نظريه بازي

  • نويسنده اصلي

    احمدي طيفكاني، جواد

  • محل تحصيل
    اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
  • رشته تحصيلي
    مهندسي صنايع
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    چكيده با توجه به چالش‌هاي جهاني ناشي از صنعتي‌سازي و فعاليت‌هاي اقتصادي، از جمله كاهش تنوع زيستي، تغييرات اقليمي و وخامت شرايط بهداشتي به‌ويژه در كشورهاي درحال‌توسعه، دستيابي به توسعه پايدار امري ضروري است. توسعه پايدار، كه تأمين نيازهاي كنوني را بدون به خطر انداختن توانايي نسل‌هاي آينده در برآورده ساختن نيازهايشان دنبال مي‌كند، سه بُعد اساسي شامل پايداري محيط‌زيستي، اقتصادي و اجتماعي را در بر مي‌گيرد. در اين ميان، پايداري محيط‌زيستي با تأكيد بر حفاظت از اكوسيستم‌ها و مديريت مسئولانه منابع طبيعي، نقشي محوري ايفا مي‌كند. بازيافت، به‌عنوان يكي از عناصر كليدي پايداري محيط‌زيستي، از طريق كاهش زباله‌، حفظ منابع طبيعي، و كاهش آلودگي و انتشار گازهاي گلخانه‌اي، گامي مؤثر در اين راستا محسوب مي‌شود. بر همين اساس، امروزه توجه به مسائل زيست محيطي و بازيافت جهت حفظ منابع و پايداري محيط زيست اهميت زيادي يافته است. بر همين مبنا پژوهش‌هاي مختلفي در اين زمينه متمركز شده اند. تمركز اين پژوهش نيز بر جمع‌آوري، بازيافت و استفاده مواد ضايعاتي زباله به همراه بررسي نقش دولت به عنوان عامل مشوق است. اين پژوهش به بررسي تأثير اعمال سياست‌هاي انگيزشي مختلف دولت بر روي ميزان استفاده از مواد بازيافتي در توليد دو محصول جانشين سبز و غيرسبز تحت دو زنجيره تأمين مي‌پردازد. به‌منظور تحليل دقيق، دو زنجيره تأمين مجزا شامل محصول سبز (ساخته‌شده از مواد بازيافتي) و محصول غيرسبز (ساخته‌شده از مواد اوليه درجه يك) مورد بررسي قرار گرفته‌اند. ساختار زنجيره تأمين محصول سبز شامل جمع‌آوري‌كننده، بازيافت‌كننده، توليدكننده و فروشنده است، همچنين زنجيره تأمين محصول غيرسبز شامل تأمين‌كننده، توليدكننده و فروشنده مي‌باشد. در اين پژوهش، نقش دولت به‌عنوان عاملي مشوق بررسي شده است كه با اعمال سياست‌هاي حمايتي، به ارتقاي جمع‌آوري زباله و كاهش آلودگي زيست‌محيطي مي‌پردازد. سه سناريو مختلف در اين تحقيق مورد بررسي قرار مي‌گيرد. در سناريوي اول، دولت تنها با اعمال سياست اخذ ماليات بر دو زنجيره تأمين تأثير مي‌گذارد و هيچ سياست حمايتي براي زنجيره تأمين محصول سبز وجود ندارد. در سناريوي دوم، دولت به‌عنوان مشوق براي زنجيره تأمين محصول سبز، از طريق پرداخت يارانه از محصول سبز توليدشده از مواد بازيافتي حمايت مي‌كند. در سناريوي سوم، دولت با اعمال سياست تخفيف مالياتي از زنجيره تأمين محصول سبز حمايت مي‌كند. ابتدا با استفاده از رويكرد نظريه بازي، تصميمات تعادلي اتخاذ شده‌اند. بدين منظور، بر مبناي رفتارهاي رقابتي و همكارانه موجود ميان بازيكنان، مدل‌هاي استكلبرگ و زنجيره‌به‌زنجيره توسعه داده شده و مقادير تعادلي قيمت‌ها و نرخ سبزنيگي مورد بررسي تحت سناريوهاي مختلف مسئله تعيين شده‌اند. سپس سعي شده است تا مقايسات تحليلي حاصل از مدل‌هاي پياده‌سازي شده، ارائه و نكات مديريتي متنوعي فراهم گردد. نتايج بدست آمده حاكي از آن است كه به طور كلي حمايت دولت تحت سناريوهاي مختلف در مسئله نسبت به حالتي كه حمايتي از زنجيره تأمين محصول سبز انجام نمي‌دهد، باعث بهبود ميزان جمع آوري زباله (مطلوبيت دولت) و در نتيجه بهبود وضعيت زيست محيطي مي‌شود. همچنين انجام سياست يارانه پرداختي تأثير بهتري بر سود اعضاي زنجيره تأمين محصول سبز و مطلوبيت دولت نسبت به سياست تخفيف مالياتي دارد. در نهايت يك مثال عددي ارائه شده و تأثير تغيير پارامترهاي تأثيرگذار در مسئله در نظر گرفته شده، بر روي تصميمات تعادلي بدست آمده از مدل‌هاي پياده سازي شده است. نتايج نشان دهنده آن است كه دولت مي‌تواند با اتخاذ تصميماتي كه منجر به افزايش نرخ تخفيف مالياتي و يارانه پرداختي در زنجيره تأمين محصول سبز مي‌شوند و يا با اعمال سياست كاهش نرخ اخذ ماليات از دو زنجيره تأمين محصول سبز و غيرسبز، مقادير مطلوبيت خود (جمع‌آوري زباله) را افزايش دهد.
  • شماره ركورد
    232817
  • گرايش رشته تحصيلي
    بهينه سازي سيستم ها
  • دانشكده
    فني مهندسي گلپايگان
  • دانشگاه
    دانشگاه صنعتي اصفهان