عنوان
تبيين درك متخصصين طب اورژانس از شرايط پر استرس و راهبردهاي مقابله اي در اورژانس دانشگاه هاي علوم پزشكي كشور سال 1402: يك تحليل محتواي كيفي
محل تحصيل
رشت
چكيده
چكيده
مقدمه : عوامل استرس زاي رشته طب اورژانس و راهبردهاي مقابله اي كه براي كاهش استرس استفاده مي شود نامشخص است. بنابراين هدف مطالعه حاضر تبيين درك متخصصين طب اورژانس از شرايط پر استرس و راهبردهاي مقابله اي در اورژانس دانشگاه هاي علوم پزشكي كشور در سال 1403 به روش كيفي بود.
روش كار: مطالعه حاضر يك تحليل محتواي كيفي قراردادي با رويكرد استقرايي بود. با استفاده از مصاحبه هاي نيمه ساختار يافته انفرادي كه بصورت حضوري و مجازي بود جمع آوري شد. مدعوين به مطالعه متخصصين هيات علمي و غير هيات علمي طب اورژانس و رزيدنت هاي اين رشته در كل دانشگاه هاي علوم پزشكي كشور بودند. سپس محتواها پياده بعد با روش تحليل محتواي ييلديريم و شيمشك تحليل شدند. براي استحكام داده ها از چهار معيار اعتماد، اعتبار، تاييد و انتقال گوبا و لينكلن استفاده شد.
يافته ها : از 19 نفر كه وارد مطالعه شدند.،اكثريت در گروه سني40 تا 49 سال، متاهل و مرد بودند. اكثريت نيز استاديار و دانشيار طب و با سابقه كار 10 تا 19 سال تحت مصاحبه ها به صورت مجازي قرار گرفتند. بيانات مشاركت كنندگان نشان داد كه سه طبقه استرسور وجود دارد. طبقه اول استرسورهاي فردي داراي هشت زير طبقه : تامين نشدن نيازهاي فيزيولوژيك، ماهيت پر استرس وظايف، پيش بيني ناپذيري شرايط، احتمال از دست رفتن (ميس كردن) ، اختلال در تصميم و قضاوت، پروسيجرهاي چالشي ، كيس كريتيكال ، عدم اطمينان و نگراني بود. طبقه دوم استرسورهاي همزمان با پنج زير طبقه: ازدحام، مشاجره و نزاع، كمبود خدمات و امكانات، پويايي ناكارآمد تيم كار، تورش در طبقه بندي ترياژ و طبقه سوم استرسورهاي جانبي داراي سه زير طبقه: فشار مالي، چالش هاي خانواده و جامعه و كوتاهي مسئولين بود.
بعلاوه سه طبقه راهبرد مقابله اي كاهنده استرس استخراج شد: طبقه اول سازگاري فعال فردي داراي چهار زير طبقه ؛ رفع نيازهاي اوليه، شركت در تفريحات، رشد رواني و معنوي و توسعه مهارت ها بود. طبقه دوم بهينه سازي درمان شامل چهار زير طبقه با نام هاي؛ دور انديشي، تعيين تكليف سريع، هماهنگي تيمي و ارتباط همدلانه بود. طبقه سوم دريافت حمايت بود كه خود شامل چهار زير طبقه ؛ تهيه ملزومات، آموزش و مشاوره، بهبود برنامه ريزي شيفت، روابط خانوادگي و دوستانه وتامين مالي/ اجتماعي بود. طبقه چهارم سازگاري هاي معيوب نيز شامل دو زير طبقه با نام هاي؛ افكار و اعمال افراطي و آسيب به خود بود.
نتيجه گيري: ماهيت رشته طب پر استرس است اما بيشتر استرسور هاي فردي متخصصين طب به دليل تامين نشدن نيازهاي اوليه، پروسيجرهاي چالشي يا كيس هاي كريتيكال نيست. آن ها استرس اختلال در تصميم و قضاوت، پيش بيني ناپذيري و از دست دادن موارد بدحال و تصميم گيري هاي بدون شواهد كافي هستند. راهبرد هاي مقابله اي كاهنده استرس نشان داد كه متخصصين اين رشته خود بايد در زمينه سازگاري با رفع نيازهاي اوليه، شركت در تفريحات، رشد رواني و معنوي و توسعه مهارت ها فعالانه اقدام نمايند. ضمنا با بهينه سازي درمان و با دريافت حمايت هايي آموزش و مشاوره، روابط خانوادگي و دوستانه وتامين مالي/ اجتماعي و با استفاده از آموزه هاي معنوي و روانشناختي مي توان از سازگاري هاي معيوب نظير افكار و اعمال افراطي و آسيب به خود پيشگيري نمود. نياز به حمايت همه جانبه اين رشته در سطوح خرد و كلان درك شد. با شناساندن شان و مقام اين رشته و در نظر گرفتن رشته هاي فلوشيپي متنوع انگيزه ها به انتخاب اين رشته بالاتر رفته و تعداد ورودي ها به رشته افزايش مي يابد.
كلمات كليدي: تجربه، استرس، استرس زا، راهكارهاي مقابله اي ، كيفي، ايران
شماره ركورد
232688
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان