عنوان
مقايسه رژيم غذايي و مواجهه با آفتاب در دو گروه با و بدون مولتيپل اسكلرورزيس در استان گيلان
محل تحصيل
رشت
چكيده
چكيده
مقدمه: بيماري ام اس يك بيماري ناتوان كننده در جمعيت جوان جامعه مي باشد و هنوز درماني قطعي براي آن وجود نداشته و علت بيماري به طور ناقص شناخته شده است. بنابراين، نياز مستمر و قانعكنندهاي به دادههاي اپيدميولوژيك با كيفيت بالا در سرتاسر جهان براي بهبود درك ما از خطر بيماري، حمايت از سياستهاي بهداشتي با هدف رفع نيازهاي مختلف افراد مبتلا به اماس و حمايت از تلاشهاي حمايتي وجود دارد. با شناسايي عوامل قابل تغيير مانند رژيم غذايي و مواجهه با آفتاب، مي توانيم براي كاهش بار بيماري در آنها مداخله كنيم. اهداف كاربردي طرح شامل كمك به پيشگيري، كنترل و تشخيص بيماري اماس در پي تعيين ريسك فاكتورهاي آن، حساس سازي مديران، سياستگزاران و حمايت طلبي آنان و همچنين آگاه سازي جمعيت عمومي از عوامل خطر ساز بيماري اماس مي باشد.
مواد و روش¬ها: مطالعه حاضر، يك مطالعه گذشته نگر از نوع مورد شاهد و مقايسه اي مي باشد. 286 نفر در دو گروه مبتلا به MS (143 نفر) و گروه شاهد(143 نفر از جمعيت عمومي) وارد مطالعه شدند. بيماران مبتلا به بيماري MS از مراجعه كنندگان به مركز آموزش درماني پورسينا بعنوان مركز نورولوژي در استان گيلان و انجمن ام اس گيلان انتخاب شدند. روش نمونه گيري به صورت در دسترس بود. معيار ورود گروه MS عبارت از بيماران قطعي مبتلا به اماس بر اساس معيارهاي تشخيصي، مك دونالد 2017 و بر اساس تشخيص متخصص مغز و اعصاب، رضايت به شركت در طرح و ساكن استان گيلان حداقل در 2 سال اخير بود. معيار خروج شامل ابتلا به آلزايمر و فراموشي يا ساير بيماري هاي نورولوژيك به جز MS و عدم تمايل به همكاري بود. به منظور انتخاب گروه شاهد، از جور سازي گروهي در زمينه جنس و سن استفاده شد. در ابتدا اطلاعات دموگرافيك بيماران مبتلا به اماس از طريق پرونده هاي تكميل شده و موجود در سيستم ثبت اماس استان گيلان جمع آوري شده و سپس رژيم غذايي و مواجهه آفتاب از طريق پرسشنامه استاندارد و بومي شده جمع وري گرديد. داده هاي مطالعه پس از جمع آوري، جهت تجزيه و تحليل وارد نرم افزار IBM SPSS (نسخه 26) شد.
نتايج: نتايج مطالعه نشان داد ميانگين سني نمونه هاي مورد پژوهش در گروه مبتلا به مولتيپل اسكلرورزيس 61/±10 67/40 و در گروه شاهد 89/10± 55/38 بوده و اكثريت شركت كنندگان در هر دو گروه زن، متاهل و داراي پدر ومادر با قوميت گيلك بودند، اما سطح تحصيلات اكثريت مبتلايان به مولتيپل اسكلرورزيس ديپلم(86/39%) و در گروه شاهد فوق ديپلم و ليسانس(63/77%) بودند. ابتلا به MS برحسب متغيرهاي وضعيت تاهل، شهر محل سكونت، قوميت پدر-مادر، سطح تحصيلات بيمار و پدر-مادر و وضعيت اقتصادي – اجتماعي معني دار بوده است(05/0≥P). از عوامل موثر بر ابتلا به MS، مصرف ماكيان، ميوه و سبزيجات و مغزها، مصرف مولتي ويتامين، آهن، فوليك اسيد، ويتامين ب 12، ويتامين C و ويتامين D، رنگ طبيعي مو و چشم، ميانگين ساعات مواجهه با آفتاب در تابستان و استفاده از كرم ضد آفتاب در سن 13 تا 19 سالگي و 20 سالگي به بعد بوده است(05/0P<).
نتيجه¬گيري: نتايج مطالعه تأكيد ميكند كه تغييرات در شيوه زندگي ميتواند تأثير قابلتوجهي بر سلامت عصبي-ايمني افراد داشته باشد و اين يافتهها بر نياز به توجه بيشتري به رژيم غذايي سالم و شيوههاي محافظتي در برابر اشعه UV تأكيد ميكند. با توجه به پيچيدگيهاي بيماري MS و تأثيرات متنوع عوامل محيطي و اجتماعي، تحقيقات آينده بايد بر شناسايي سازوكارهاي دقيقتري كه اين عوامل بر بروز بيماري تأثير ميگذارند، متمركز شوند. اين امر ميتواند به توسعه استراتژيهاي مؤثر پيشگيري و مديريت در مقابله با MS كمك كند و در نهايت به بهبود كيفيت زندگي بيماران منجر شود.
كليدواژه: مولتيپل اسكلروزيس، رژيم غذايي، مواجهه آفتاب
شماره ركورد
232625
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان