عنوان
پيش بيني ميانگين زمان بقاء در بيماران سوختگي دچار سپسيس با امتياز SOFA بستري در بيمارستان ولايت رشت در سال03-1402
محل تحصيل
بندرانزلي
چكيده
زمينه¬ي تحقيق:
ضرورت و اهداف كاربردي طرح: سوختگي يكي از تروماهاي قابل پيشگيري است كه در سراسر جهان شيوع بالايي دارد و فشار زيادي را بر خانواده ها و جوامع، به ويژه در كشورهاي در حال توسعه، به علت مرگ و مير، ناتواني در زندگي و يا ناسازگاري تحميل مي كند. از عوارض مهم سوختگي ايجاد زخم، عفونت، سپسيس و نارسايي ارگان ها است. تا كنون معيارهايي براي تشخيص عفونت و سپسيس در اكثر بيماران وجود داشته، اما معياري استاندارد به منظور پيش بني بقا و عوامل موثر بر آن نظير عفونت و سپسيس در بيماران سوختگي در دسترس نمي باشد.
هدف:
با توجه به اهميت ميزان بقا در بيماران دچار سپسيس به عنوان يك ريسك فاكتور در پرگنوز بيماران سوختگي، هزينه درماني، طول مدت بستري بيماران در بيمارستان و بخش مراقبت¬هاي ويژه و به منظور تخصيص هدفمند منابع براي كاهش مرگومير، اين مطالعه با هدف پيش بيني ميانگين زمان بقاء با امتياز SOFA در بيماران سوختگي دچار سپسيس بستري در بيمارستان ولايت رشت انجام شده است.
خلاصه روش اجرا:
اين مطالعه از نوع تحليلي مقطعي بوده و برروي 122 بيمار دچار سوختگي بالاي 20 درصد در بيمارستان سوانح و سوختگي ولايت شهر رشت انجام شده است. معيارهاي ورود شامل بستري بيش از 5 روز، بستري در بخش مراقبت هاي ويژه و تاييد علائم معيارهاي باليني سپسيس توسط پزشك معالج بوده و پروندههايي كه داراي اطلاعات ناقص، مخدوش و يا تكراري بودند از مطالعه خارج شدند. اطلاعات از پرونده¬ي بيماران دچار سوختگي با استفاده از چك ليست محقق ساخته شامل اطلاعات دموگرافيك و داده¬هاي باليني و آزمايشگاهي در طول بستري بيمار استخراج شده و نيز نمرات شاخص SOFA با استفاده از اطلاعات موجود در پرونده بيمار جهت ارزيابي دقيق تر محاسبه شد. داده هاي جمع آوري شده در دو گروه فوت شده و بازمانده با استفاده از نرم افزار SPSS28 مورد تجزيه و تحليل آماري قرار گرفت.
نتايج:
نتايج مطالعه نشان داد ميانگين سني بيماران به طور كلي 33/19±10/41 سال بوده و از ميان 122 بيمار مورد بررسي، درصد مرگ و مير 4/34 بوده است، پيامد فوت در بيمارا نبر حسب متغير هاي سن، علت سوختگي، محل سوختگي، درصد سوختگي، عفونت زخم، آسيب استنشاقي، وابستگي به وازوپرسور و عفونت وابسته به ونتيلاتور معني دار بوده است. ماركرهاي WCC، آلبومين و BE در دو گروه تفاوت آماري معني داري داشته است و در گروه بيماران با پيامد فوت، درصد فراواني اسيدوز بطور معني داري از گروه بيماران زنده بالاتر بود. همچنين يافته ها نشان داد ميانگين و ميانه نمره SOFA در بيماران با پيامد فوت به طور معني داري از آناني كه زنده ماندند بالاتر بود.
نتيجه¬گيري:
به طور كلي نتايج نشان داد SOFA به طور مستقل با مرگ و مير بيماران سوختگي با سپسيس مرتبط بود و به طور دقيق ميزان مرگ و مير بيمارستان و زمان بقاي متوسط را پيشبيني كرد. دادههاي مربوط به ميانگين زمان بقا در بيماران سپسيس را ميتوان در اختيار پزشكان قرار داد تا با تسهيل تخصيص عاقلانه منابع، به استفاده منطقي از منابع پزشكي محدود كمك كنند.
كليد واژه:
سپسيس، سوختگي،SOFA score، qSOFA، بخش مراقب هاي ويژه، مرگ و مير
شماره ركورد
232579
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان