عنوان
مطالعهاي بر برخي سياستهاي تعمير و نگهداري بهينه
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
امروزه در بازار رقابتي، توليدكنندگان ميتوانند محصولات مشابهي را در بازار عرضه كنند يا خدمات مشابهي را ارائه دهند اما با دو عامل رقابتي ، اقتصادي و كيفيت، مواجه هستند. نظريه تعمير و نگهداري، بر توسعه سياستهاي تعمير و نگهداري نوآورانه، براي كمك به رقابت توليدكنندگان در بازار متمركز شده است. يك سياست تعمير و نگهداري كارآمد ميتواند هزينههاي كلي را، با كاهش خرابيهاي سيستم و افزايش قابليت اعتماد و عملكرد آنها، كاهش دهد. بر اين اساس در اين پاياننامه برخي مدلهاي تعمير و نگهداري پيشگيرانه ارائه ميشود. در ابتدا يك مدل تعمير و نگهداري بهينه مورد بررسي قرار ميگيرد كه در آن سيستم به صورت هندسي پس از تعمير اصلاحي CM در حال فرسايش است و فاصله زماني بين دو تعمير اصلاحي متوالي به عنوان دوره تعمير در نظر گرفته ميشود كه در آن انجام PM ميتواند سيستم را به حالت اوليه دوره تعمير بازگرداند. فرض كنيد T بيانگر فاصله زماني بين دو تعمير پيشگيرانه متوالي و N تعداد تعميرات اصلاحي باشد؛ در ادامه يك سياست دودويي (N,T) بهينه براي به حداقل رساندن نرخ متوسط هزينه بلند مدت سيستم استفاده ميشود. در اين تحقيق همچنين با توجه به اين موضوع كه در زمان استفاده از سياست تعويض در يك سيستم چند مؤلفهاي برخي از قطعات سيستم، سالم هستند و باز هم از آن قطعات به عنوان قطعات دستدوم ميتوان در سيستم ديگري استفاده كرد؛ دو عمل نگهداري براي سيستمهاي k از F n :مورد بررسي قرار ميدهيم كه به ترتيب آنها را نگهداري نوع اول و نگهداري نوع دوم ميناميم. در كنار آن يك محدوديت شامل ميانگين نسبي زمان عملكرد بيان ميشود كه بر اين اساس، ميانگين هزينه بلندمدت سيستم به حداقل ميرسد. براي نشان دادن كاربرد مدلهاي پيشنهاد شده برخي مثالهاي عددي ارائه ميشود.
كليد واژهها: فرآيند تجديد هندسي، ميانگين نرخ هزينه، تعمير و نگهداري پيشگيرانه، تعمير اصلاحي، سيستم k از n ، قابليت اعتماد.
شماره ركورد
232396
دانشگاه
دانشگاه اصفهان
رشته تحصيلي
آمار اجتماعي و اقتصادي
استاد راهنما
سميه اشرفي ورنوسفادراني