عنوان
بررسي رابطه انگيزش شغلي و توسعه حرفه اي با نقش ميانجي گري خود توسعه اي بين معلمان دوره دوم متوسطه شهرستان نجف آباد
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسي رابطه انگيزش شغلي و توسعه حرفه اي با نقش ميانجي خود توسعه اي بين معلمان دوره دوم متوسطه شهرستان نجف آباد بود. اين پژوهش از نظر هدف، كاربردي و از لحاظ ماهيت، توصيفي از نوع همبستگي بوده است. جامعه آماري اين پژوهش كليه معلمان دوره دوم متوسطه شهرستان نجف آباد در سال 1402-1403 برابر با 250 نفر بود كه از اين تعداد بر اساس جدول كرجسي مورگان(1970)، 148 نفر به طور تصادفي به روش نمونه گيري طبقهاي نسبتي انتخاب شدند. به منظور گردآوري اطلاعات از روش ميداني با استفاده از ابزار پرسش نامه انگيزش شغلي لوداهل وكيچنر(1965)، پرسش نامه توسعه حرفهاي نيوجرسي)2014( و پرسش نامه اصلاح شده خود توسعه اي پيدلر(2001) استفاده شد.پايايي هر سه پرسش نامه با استفاده از ضريب آلفاي كرونباخ به ترتيب 8/0، 87/0، 91/0 محاسبه شد. براي تجزيه و تحليل اطلاعات در دو سطح توصيفي و استنباطي از نرم هاي افزارهاي SPSS و PLS Smart استفاده شد. يافتههاي پژوهش نشان داد كه بين انگيزش شغلي و توسعهحرفهاي با نقش ميانجيگري خود توسعهاي معلمان رابطه وجود دارد. اما رابطه بين انگيزش شغلي و توسعه حرفهاي معلمان معنادار نبود (026/0= .(r همبستگي بين انگيزششغلي و خودتوسعهاي معنادار است. همچنين بين خودتوسعهاي و توسعه حرفهاي رابطه معنادار وجود دارد. در نهايت مشخص شد كه بين ادراك معلمان در زمينهي انگيزششغلي، توسعهحرفهاي و خودتوسعهاي برحسب ويژگيهاي جمعيت شناختي(جنسيت، رتبه، سابقه و تخصص) معلمان تفاوت معناداري وجود ندارد. براساس يافته هاي پژوهش، پيشنهاد ميگردد، سازمان آموزش و پرورش با ترتيب دادن كارگاههاي آموزشي غنيتر و به روزتر براي معلمان، زمينه توسعه حرفهاي آنان را فراهم نمايند تا موجب افزايش دانش، مسئوليت حرفهاي و انگيزه لازم در شغل شان شود. اين امر باعث مي شود تا معلمان بتوانند در مسير خودآگاهي، خلاقيت، مهارتهاي ارتباطي مؤثر و در نهايت خود توسعهاي قرار گيرند.
شماره ركورد
231884
دانشگاه
دانشگاه اصفهان
رشته تحصيلي
مديريت آموزشي
استاد راهنما
دكتر رضا هويدا